رد‌ پای پول‌ در بانک‌ها زیر ذره بین

شماره روزنامه: ۶۱۰۵

تاریخ چاپ: ۱۴۰۳/۰۶/۲۹

شماره خبر: ۴۱۰۵۴۳۳

گروه: یادداشت

مهدی عطوان* بر خلاف تصور، در بانک‌ها نه پول‌ها پارو می‌شوند و نه از پارو بالا می‌روند، بلکه «پول»ها در بانک‌ها خلق می‌شوند. پول‌ها در حساب‌های بانکی، میعان می‌کنند و در آرزوی رسیدن به یک حساب آبرومند و توقف در آن یا استقرار در یک حساب، بدون دغدغه‌ سررسید شدن، از این سرفصل یا حساب بانکی به سرفصل یا حساب بانکی دیگری، آواره و سرگردانند. اما در مقاطعی از سال «پول»ها در هرجای بانک که باشند یک‌جا و در همان سرفصل حسابی که قرار دارند، ثابت می‌مانند، به رد پاهای خود نگاهی می‌اندازند و با هم‌‌بندانشان عکس دسته‌جمعی می‌گیرند.

ادامه نوشته

رمزگشایی از تثبیت نرخ ارز

شماره روزنامه: ۶۱۰۵

تاریخ چاپ: ۱۴۰۳/۰۶/۲۹

شماره خبر: ۴۱۰۵۳۸۴

گروه: سرمقاله

دکتر سعید بیات با اینکه از سال ۱۳۹۷ تاکنون، چند بار وزیر اقتصاد، رئیس کل بانک‌مرکزی و رئیس سازمان برنامه و بودجه تغییر کرده، چرا نرخ تامین ارز اقلام اساسی و دارو به صورت کامل تثبیت شده (از ۱۳۹۷ تا ۱۴۰۱ در سطح ۴۲۰۰تومان و از آن به بعد در سطح ۲۸هزار و ۵۰۰تومان) و نرخ بازار نیما (محل تامین ارز مواد اولیه و تجهیزات تولیدی) نیز از الگوی تثبیت خزنده (تغییر نرخ با شیب ملایم) تبعیت کرده است؟

اینکه سیاست ارزی کشور تابعی از نام مدیران ارشد اقتصادی کشور نباشد، به‌خوبی نشان می‌دهد که ماندگاری سیاست تثبیت نرخ ارز در پدیده‌ای خاص ریشه دارد که در ذات اقتصاد کشور نهفته است و با تغییر نام مدیران، ثابت و پابرجا می‌ماند و خدشه‌ای به اصل وجودی آن وارد نمی‌شود. اما این پدیده چیست که در سطحی بالاتر از مدیران اقتصادی کشور، جا خوش کرده است؟ یادداشت حاضر به دنبال پاسخ به این سوال است. برای این پاسخ، ابتدا رابطه نرخ ارز با مسوولیت‌های هریک از سه‌سازمان اقتصادی فوق‌الذکر را تبیین کرده و در مورد موافقت یا مخالفت هریک از این سازمان‌ها با نظام تثبیت نرخ ارز بحث خواهم کرد.

p24 copy

1.سازمان برنامه و بودجه که مسوول تدوین بودجه سنواتی است، بالقوه تمایل دارد که نظام تثبیت نرخ ارز به‌طور کامل برچیده شود. علت این است که اولا تبصره «1» ماده‌واحده بودجه سنواتی از محل تسعیر سهم خزانه از درآمدهای نفت و گاز تامین مالی می‌شود که از سال 1397 تا 1401 با نرخ 4200تومان و از سال 1401 به بعد با نرخ 28هزار و 500تومان تسعیر شده است. طبیعی است که اگر به جای نرخ 28هزار و 500تومان، نرخ‌های بالاتر (مثلا نرخ بازار آزاد) ملاک تسعیر قرار گیرد، منابع تبصره «1» افزایش قابل‌توجهی خواهد یافت. ثانیا تبصره 14 بودجه سنواتی که بخش قابل‌توجهی از آن از محل تسعیر درآمد حاصل از صادرات فرآورده‌های نفتی تامین می‌شود، با نرخ بازار نیما تسعیر می‌شود که پایین‌تر از نرخ بازار آزاد است. بنابراین عجیب نیست اگر سازمان برنامه، بالقوه تمایل داشته باشد نرخ بازار نیما با سرعت بیشتری به نرخ بازار آزاد نزدیک شود.

2.وزارت اقتصاد بالقوه تمایل دارد سیاست تثبیت کامل نرخ ارز حفظ شود تا کالاهای اساسی و دارو که تغییر قیمت آنها معمولا خط قرمز دولت‌هاست با جهش قیمتی مواجه نشود. این در واقع نوعی سیاست رفاهی است که از طریق تثبیت نرخ ارز دنبال می‌شود. در مقابل، سیاست تثبیت خزنده برای وزارت اقتصاد مطلوب نیست؛ چون دغدغه نجات بورس وجود دارد و یکی از روش‌های آن، این است که نرخ ارز بازار نیما با سرعت بالا به نرخ ارز بازار آزاد نزدیک شود.

3.بانک‌مرکزی مایل است تثبیت نرخ ارز تداوم داشته باشد؛ چون پاسخگویی به تحولات نرخ تورم برعهده این سازمان است. ساده‌انگارانه است اگر تصور کنیم مدیران عالی بانک‌مرکزی نسبت به عامل اصلی افزایش نرخ تورم که افزایش نرخ رشد پایه پولی و نقدینگی است، ناآگاهند و صرفا نرخ ارز را عامل تورم می‌دانند. رصد گزارش‌ها و اظهارنظرهای آنها در تمامی این سال‌ها نشان می‌دهد که مدیران عالی بانک‌مرکزی شناخت خوبی از بنیان‌های تورم‌زا دارند؛ اما به دلیل تداوم کسری بودجه دولت و اجرای عملیات شبه‌بودجه‌ای در ترازنامه بانک‌مرکزی و در پی آن انبساط پایه پولی، تکالیف بانک‌ها به اعطای تسهیلات تکلیفی در قوانین بودجه سنواتی و در پی آن اضافه‌برداشت بانک‌ها از منابع بانک‌مرکزی، الزام بانک‌ها به خرید اوراق بدهی دولت برای تامین منابع ریالی بودجه سالانه و در پی آن واگذاری این اوراق به بانک‌مرکزی در قالب عملیات ریپو و انبساط پایه پولی، سبب شده است تا تسلط بانک‌مرکزی بر ترازنامه سیستم بانکی (بانک مرکزی و شبکه بانکی) در سطح مطلوبی نباشد و به‌ناچار تصمیم بگیرد هدف تورمی خود را از مسیر تثبیت نرخ ارز دنبال کند.

اینکه تثبیت نرخ ارز واقعا به چه میزان قادر است نرخ تورم را کنترل کند و اینکه پیامدهای جانبی این سیاست بر ذخایر ارزی بانک‌مرکزی و همچنین انگیزه صادرکنندگان بر رفع تعهدات ارزی آنها به چه میزان است، خود داستانی مفصل و مجزاست که در این یادداشت قصد ورود به آن را ندارم؛ اما قابل کتمان نیست که وقتی کنترل تورم از مسیر اصلی آن به‌سادگی قابل انجام نباشد، تثبیت نرخ ارز ریسمانی است که بانک‌مرکزی به آن چنگ می‌زند. آنچه در فوق گفته شد، در جدول بالا جمع شده است. این جدول، نظرات بالقوه هریک از سه‌سازمان درخصوص تداوم سیاست تثبیت نرخ ارز (تثبیت کامل-تثبیت خزنده) را نمایش می‌دهد.

همان‌طور که آشکار است، تداوم سیاست تثبیت کامل نرخ ارز 2موافق و یک‌مخالف دارد، در حالی که تداوم سیاست تثبیت خزنده 2مخالف و یک‌موافق دارد. اگر فرض کنیم قدرت این سازمان‌ها در تصمیم‌گیری سیاستی با هم یکسان است و هیچ‌یک بر دیگری برتری ندارند، آنگاه اینطور استنباط می‌شود که سیاست تثبیت کامل نرخ ارز، با 2رای موافق در مقابل 1یک‌رای مخالف همچنان ادامه داشته باشد. از منظر نگارنده، این همان رازی است که سیاست ارز ترجیحی را در اقتصاد ایران ماندگار کرده است.

در مقابل، سیاست تثبیت خزنده ارز، با 2رای مخالف در مقابل یک‌رای موافق، به شکل فعلی قابل تداوم نیست و پیش‌بینی می‌شود شکاف نرخ بازار نیما با نرخ بازار آزاد با سرعت بیشتری تعدیل شود. مایلم بحث خود را این‌طور ادامه دهم که با توجه به اشکالات فراوانی که به سیاست تثبیت کامل نرخ ارز وارد است، راهی وجود دارد که ماندگاری این سیاست از بین برود؟ راه این است که نظر یکی از موافقان این سیاست به نظر مخالف تبدیل شود. احتمالا تغییر نظر بانک‌مرکزی کار آسان‌تری است.

بانک‌مرکزی به مواهب اجرای نظام شناور مدیریت‌شده در بازار ارز واقف است و تبعات منفی و خسارت‌بار تداوم سیاست ارز ترجیحی را نیز به‌خوبی می‌داند. لازمه تغییر نظر بانک‌مرکزی این است که قادر باشد کاهش تورم را از مجرای اصلی آن که همانا کاهش رشد پایه پولی و نقدینگی است دنبال کند. این امر نیز منوط به آن است که سازمان برنامه، بودجه سنواتی را به نحوی ببندد که فشارها بر ترازنامه بانک‌مرکزی و شبکه بانکی به طور معنادار کاهش یابد تا بانک‌مرکزی بتواند بر ترازنامه سیستم بانکی به طور کامل مسلط شود. در این صورت طبیعی است که بانک‌مرکزی اهرم کردن نرخ ارز برای کنترل تورم را متوقف کرده و مخالفان تداوم سیاست تثبیت کامل نرخ ارز از یک به 2 افزایش یافته و سیاست مزبور با احتمال قوی برای همیشه متوقف خواهد شد.

نکته پایانی این است که دولت چهاردهم تازه آغاز به کار کرده و امیدواری بسیاری وجود دارد که مسائل و مشکلات اقتصادی را که دامنگیر کشور است تا حدودی حل و فصل کند. لیکن در این مسیر، درک مناسبات نهادی ایجاد شده و ماندگاری مسائل از اهمیت فراوانی برخوردار است و به دولت این امکان را می‌دهد که بداند چگونه و از چه نقطه‌ای به مساله ورود کرده و آن را حل کند.

* پژوهشگر اقتصادی

چهار پیام رشد بهاری

شماره روزنامه: ۶۱۰۵

تاریخ چاپ: ۱۴۰۳/۰۶/۲۹

شماره خبر: ۴۱۰۵۴۳۵

گروه: بازار پول و ارز

دنیای اقتصاد : بانک مرکزی جزئیات گزارش رشد اقتصادی بهار را منتشر کرد. براساس این گزارش، نرخ رشد اقتصادی فصلی در بهار۱۴۰۳ بر مبنای قیمت‌های ثابت سال۱۳۹۵، برابر با ۳.۲درصد بوده است. این آمار حاکی از کاهش ۱.۳واحد درصدی رشد فصلی اقتصاد در بهار امسال نسبت به زمستان سال گذشته است. بررسی جزئیات گزارش رشد، چهار پیام مهم را گوشزد می‌کند. پیام اول این است که رشد اقتصادی در یک مسیر کاهشی قدم گذاشته است. پیام دوم این است که بخش عمده‌ای از رشد اقتصادی فصل بهار متعلق به گروه نفت و گاز بوده که این سوخت در حال کاهش است. پیام سوم آنکه روند رشد تشکیل سرمایه ثابت بیشتر از رشد اقتصادی بوده است، با این حال هنوز تا میزانی که برای تحقق رشد ۸درصدی مورد نیاز است فاصله معناداری دارد. پیام آخر این است که با توجه به کاهش ۷.۳درصدی مخارج دولت در فصل بهار، به نظر می‌رسد مخارج بودجه امسال رویکرد انقباضی شدیدتری در مقایسه با سال قبل دارد.

Untitled-1 copy

علیرضا کتانی: بانک مرکزی در شرایطی که تقریبا سه ماه از پایان فصل بهار گذشته، بالاخره گزارش رشد مربوط به فصل بهار را منتشر کرد. پیش از این، رئیس کل بانک مرکزی رقم رشد بهار امسال را به‌صورت شفاهی اعلام کرده بود؛ اما گزارش رشد بهار، منتشر نشده بود. بر اساس این آمار، رشد اقتصادی فصلی در بهار1403 به قیمت پایه، به 3.2درصد رسیده است. این آمار حاکی از کاهش 1.3واحد درصدی رشد اقتصادی فصلی در مقایسه با فصل قبل است. رشد اقتصادی بدون نفت نیز در این فصل با کاهش 1.1واحد درصدی نسبت به فصل قبل روبه‌رو بوده و به 2.5درصد رسیده است.

بررسی‌ها نشان می‌دهد رشد بهار چهار پیام مهم دارد. پیام اول گزارش رشد بهار امسال این است که رشد اقتصادی پس از اوج‌گیری بهار1402، روندی کاهشی به خود گرفته است و با کاهش 2.5واحد درصدی نسبت به بهار1402 روبه‌رو شده است. پیام دوم رشد بهار این است که رشد بخش نفت و گاز، در مقایسه با سال گذشته با روندی کاهشی مواجه شده و از 16.5درصد در فصل اول سال1402 به 9.5درصد در فصل اول1403 رسیده است.

پیام سوم رشد بهار مربوط به وضعیت رشد متغیر مهم تشکیل سرمایه ثابت ناخالص است. به‌طور کلی روند رشد تشکیل سرمایه ثابت بیشتر از رشد اقتصادی بوده است، با این حال هنوز به میزانی که برای تحقق رشد 8درصدی مورد نیاز است، نرسیده است. پیام چهارم رشد بهار1403 مخارج بخش دولتی در فصل بهار با کاهش 7.3درصدی مواجه بوده است. به نظر می‌رسد بودجه امسال رویکرد انقباضی شدیدتری در مقایسه با سال قبل دارد.

رشد نفتی به پایان می‌رسد؟

نگاهی به جزئیات آمارها نشان می‌دهد علت عمده افزایش نرخ رشد تولید ناخالص داخلی را باید در افزایش ارزش افزوده فعالیت‌های «گروه نفت و گاز» جست‌وجو کرد. چنان‌که سهم ارزش افزوده هر یک از فعالیت‌ها در نرخ رشد 2.3درصدی تولید ناخالص داخلی طی سه‌ماه اول سال۱۴۰۳ به ترتیب 1، 0.6 و 0.4 واحد درصد برآورد شده است. بررسی آمار رشد گروه نفت و گاز نشان می‌دهد در سال1400 و با ریاست‌جمهوری جو بایدن در آمریکا، رشد بخش نفت و گاز روندی صعودی به خود گرفت. این روند پس از توافق ایران و عربستان و توافقات دیپلماتیک انجام‌شده در نیمه دوم سال1401، در اوایل سال1402 ادامه یافت و منجر به تقویت رشد اقتصادی کشور در سال1402 شد. اکنون و با گذشت زمان، رشد بخش نفت و گاز، از اوج خود فاصله گرفته و رشد اقتصادی نیز در مقایسه با سال1402 تعدیل شده است.

به نظر می‌رسد رشد اقتصادی در آینده و با حذف کامل اثر رشد نفتی، به موتور محرک دیگری نیاز داشته باشد. «دنیای‌اقتصاد» پیش از این در گزارشی با عنوان «دو بال رشد1403» به بررسی الزامات رشد اقتصادی در ماه‌های آینده پرداخته است.

براساس این گزارش رشد اقتصادی مبتنی بر تولید غیر نفتی به بازنگری در سیاستگذاری در دو حوزه داخلی و خارجی نیاز دارد. اصلاح سیاستگذاری داخلی باید در راستای بهبود زیرساخت‌های مربوط به انرژی، اصلاحات قیمتی حامل‌های انرژی، رفع موانع کسب‌وکار، پیش‌بینی‌پذیر کردن اقتصاد و کنترل تورم باشد و اصلاح سیاستگذاری خارجی نیز با حرکت به سوی رفع دائمی تحریم‌ها، پذیرش FATF و جذب سرمایه‌های خارجی صورت می‌گیرد. همان‌طور که رئیس‌جمهور پیش‌تر عنوان کرد، مادامی که ۱۰۰میلیارد دلار سرمایه‌گذاری خارجی جذب نشده است، کشور در دام رشد پایین اقتصادی خواهد ماند، بدون رشد اقتصاد، سیاست‌های رفاهی مد نظر برای فقرزدایی نیز چندان موفقیت‌آمیز نخواهد بود و اهداف مرتبط با عدالت اجتماعی نیز محقق نخواهند شد.

اقتصاددانان پیش‌بینی می‌کنند بدون انجام شدن اصلاحات ساختاری، رشد اقتصادی کشور در بلندمدت به رقمی پایین‌تر از ۲درصد نزول خواهد کرد و کشور همچنان درگیر بحران‌ها و ناترازی‌های متعدد خواهد بود. ریسک‌های اقتصادی و غیر اقتصادی متعددی رشد مبتنی بر نفت را تهدید می‌کند و بدون گام برداشتن در راستای راه‌اندازی موتور غیرنفتی رشد اقتصادی، اقتصاد کشور با چالش‌های متعدد و دشواری دست و پنجه نرم خواهد کرد. اصلاح سیاست‌های داخلی و خارجی، دو بال رشد اقتصادی در سال۱۴۰۳ هستند.

آمار مربوط به بخش‌های مختلف

در سه‌ماه اول سال۱۴۰۳ ارزش افزوده گروه کشاورزی به قیمت‌های ثابت سال۱۳۹۵ به میزان 35.2هزار میلیارد تومان برآورد شد که نسبت به دوره مشابه سال قبل 3.1درصد افزایش یافته است. برآوردهای انجام‌شده در این زمینه با توجه به آمارهای پایه دریافتی حاکی از آن است که تولید محصولات زراعی و باغی در سال۱۴۰۳ نسبت به دوره مشابه سال قبل به ترتیب 6.3 و منفی یک‌درصد و تولید محصولات اصلی دامی 3.5درصد افزایش یافته است.

براساس محاسبات اولیه، ارزش افزوده گروه نفت در سه‌ماه اول سال۱۴۰۳ به قیمت‌های ثابت سال۱۳۹۵ به میزان 42.4هزار میلیارد تومان برآورد شده که گویای رشد 5.9درصدی نسبت به دوره مشابه سال قبل است. نتایج حاصل از محاسبات مقدماتی در این زمینه نشان‌دهنده آن است که افزایش نرخ رشد ارزش افزوده این گروه طی دوره مذکور، ناشی از افزایش تولید و صادرات نفت‌خام و گاز طبیعی نسبت به دوره مشابه سال قبل بوده است.

Untitled-2 copy

۱.۵ قرن تا خانه‌اول

قدرت درآمد خانوارهای کشور در سال ۱۴۰۲، «مدت زمان انتظار برای خرید مسکن» را ۱۵ سال کاهش داد و به «۵۹ سال» رساند؛ در تهران اما این ماراتن از ۱۱۲ سال به «۱۵۲ سال» افزایش پیدا کرد

دو علت فرسایشی‌‌تر شدن «مسیر خرید خانه‌‌اول» در پایتخت بررسی شد

شماره روزنامه: ۶۱۰۴

تاریخ چاپ: ۱۴۰۳/۰۶/۲۸

شماره خبر: ۴۱۰۵۱۱۰

گروه: مسکن و عمران

دنیای اقتصاد : ماراتن مسکن خانوارهای ایرانی به‌واسطه «ترمیم نسبی درآمد سالانه مقابل تورم در ۱۴۰۲»، تا حدودی کم شد؛ اما همین ماراتن فرسایشی برای تهرانی‌ها، فرسایشی‌تر شد. «دنیای‌اقتصاد» با سنجش شاخص جهانی «مدت زمان انتظار برای صاحب‌خانه شدن» در بازار مسکن مناطق شهری ایران مشخص کرد: خانوارهای شهری فاقد مسکن با سطح متوسط درآمد۱۴۰۲ و نرخ پس‌اندازهای سال گذشته و همچنین سطح میانگین قیمت آپارتمان در شهرها، پس از ۵۹سال می‌توانند صاحب‌خانه شوند. این انتظار نجومی تا کلید خانه‌اول، در تهران ۱۵۲سال است. شاخص مورد سنجش که باید زیر ۱۵سال باشد، نشان می‌دهد، خانوارها نه تنها در «رفاه ملکی» قرار ندارند، بلکه «شدت فقر مسکن» دست‌کم در پایتخت بیشتر شده است. بررسی‌های «دنیای‌اقتصاد» از پشت صحنه «ماراتن مسکن» حاکی است، کم و زیاد شدن این مسیر در کشور و تهران، علل معنادار دارد. اما آنچه می‌تواند این راه تقریبا بی‌انتها را به حالت نرمال تبدیل کند، «ریسک‌زدایی از اقتصاد» است که باعث رشد اقتصادی، بهبود درآمدها و ثبات قیمت مسکن خواهد شد. این فرمول، سال۹۶ باعث حذف همین ماراتن شد.

ادامه نوشته

پالس متغیرها به هزینه بنگاه‌ها

تورم پیش‌نگر کاهش یافت

شماره روزنامه: ۶۱۰۳

تاریخ چاپ: ۱۴۰۳/۰۶/۲۷

شماره خبر: ۴۱۰۴۷۵۶

گروه: صنعت و معدن

دنیای اقتصاد : تورم تولیدکننده بخش صنعت اگرچه در ۱۲ماه منتهی به مردادماه نسبت به مدت مشابه سال قبل کاهش داشته است، با وجود این، بررسی مولفه‌های تاثیرگذاری همچون نرخ ارز، نقدینگی و ارزش افزوده صنعتی حاکی از این است که هزینه بنگاه‌های صنعتی همچنان در مسیر افزایشی قرار دارد.

ادامه نوشته

سکته کامل ساخت‌وساز

«دنیای‌اقتصاد» داده‌‌های جدید از «تیراژ ساخت مسکن» و «نبض شرکت‌های ساختمانی» را گزارش می‌دهد

شماره روزنامه: ۶۱۰۳

تاریخ چاپ: ۱۴۰۳/۰۶/۲۷

شماره خبر: ۴۱۰۴۷۶۲

گروه: مسکن و عمران

دنیای اقتصاد : ساخت‌وساز در تهران طی پنج ماه اول امسال باز هم رکورد «رکود» زد. تیراژ آپارتمان‌سازی در پروانه‌های ساختمانی که سال گذشته به نصف «حداقل عرضه مورد نیاز برای تعادل‌ بازار مسکن تهران» سقوط کرده بود، در سال جاری یک درصد دیگر کاهش یافت. رکود تولید مسکن براساس گزارش دیگری، «همچنان در سطح کشور» نیز برقرار است. شاخص‌های این بازار نشان می‌دهد، جنس این رکود «قیمت تمام‌شده بالا و قدرت خرید پایین» است. وضعیت پایتخت، سکته کامل ساختمانی است.

ادامه نوشته

ترمیم سفره خانوار

شماره روزنامه: ۶۱۰۳

تاریخ چاپ: ۱۴۰۳/۰۶/۲۷

شماره خبر: ۴۱۰۴۶۹۵

گروه: سیاست گذاری

دنیای اقتصاد : بررسی آمارهای بودجه خانوار نشان می‌دهد که هزینه و درآمد واقعی خانوارهای شهری در سال۱۴۰۲ نسبت به سال قبل از آن افزایش یافته، هرچند که هنوز میزان هزینه‌کرد واقعی خانوارها نسبت به سال۱۳۹۶ (پس‌از اجرای برجام) و سال۱۳۹۱ (پیش از تشدید تحریم ها) کمتر بوده است. کارشناسان هزینه خانوارها را یکی از ملاک‌های سنجش رفاه عنوان می‌کنند. آمار سال۱۴۰۲ نشان می‌دهد که با بهبود نسبی وضعیت اقتصاد، میزان مصرف خانوارها نیز افزایش یافته که معیار بهتری نسبت به تغییر درآمدها است. نکته قابل توجه در هزینه‌های خانوار روستایی و شهری در سال۱۴۰۲ این است که تقریبا نیمی از هزینه‌های خانوار شهری صرف مسکن و یک‌چهارم صرف خوراکی‌ها می‌شود. حال آنکه در خانوار روستایی، یک‌پنجم هزینه‌ها صرف مسکن و ۴۰درصد صرف خوراکی‌ها می‌شود. تحلیل سایر آمارها نشان می‌دهد که هزینه یک خانوار شهری نسبت به روستایی تقریبا دو برابر است؛ اما سطح درآمد آن نسبت به خانوار روستایی ۱.۷برابر است.

ادامه نوشته

شارژ قیمت‌ها از کانال تقاضا

شماره روزنامه: ۶۱۰۱

تاریخ چاپ: ۱۴۰۳/۰۶/۲۵

شماره خبر: ۴۱۰۳۹۳۲

گروه: اندیشه

دنیای اقتصاد : اقتصاددانان بر سر منشأ تورم جهانی کووید با یکدیگر اختلاف نظر دارند؛ برای مثال گروهی آن را ناشی از عوامل سمت عرضه مانند قیمت انرژی می‌دانند. یک مطالعه جدید نشان می‌دهد که عوامل سمت تقاضا نقش غالب را در شکل دادن به تورم پساکووید داشته است.

ادامه نوشته

آیا شاهد تغییر پارادایم حکمرانی هستیم؟

شماره روزنامه: ۶۱۰۱

تاریخ چاپ: ۱۴۰۳/۰۶/۲۵

شماره خبر: ۴۱۰۴۰۰۶

گروه: سیاست گذاری

نیکلا گرجستانی* تحولات مهم چند ماه گذشته در سپهر سیاسی ایران موجب طرح این پرسش اساسی می‌شود که آیا کشور شاهد تغییر پارادایم در راهبرد حکمرانی است؟ در بسیاری از محافل روشنفکری و رسانه‌ای سخن از احتمال تغییر ریل در مسیر راهبردی تازه می‌شود. نحوه روی کار آمدن دولت چهاردهم و چیدمان کابینه آقای پزشکیان سبب بحث‌های بسیار تامل‌برانگیز دیگری شده است. بعضی می‌پرسند آیا می‌توان از درون نظام موجود گذار به طرف شکل دیگر از آن را متصور شد؟ در این نوشتار کوشش خواهم کرد این مقوله‌ها را از دیدگاه تحلیلی و نه سیاسی واکاوی کنم. تحلیل خود را در چهار بخش ارائه می‌کنم. نخست، تجربه مختصر گذارهای کامیاب معاصر در جهان. دوم، امروز در سپهر سیاسی، اقتصادی و اجتماعی ایران چه می‌گذرد؟ سوم، دولت چهاردهم چطور می‌تواند جامعه را در راستای تثبیت تغییر پارادایم مطمئن کند؟ چهارم، نقش نهادهای حکومتی و مدنی در حمایت و همچنین مطالبه‌گری از دولت چهاردهم در مسیر پیش‌رو چیست؟

ادامه نوشته

تبیین ناترازی‌ها و مسیر اقدامات اصلاحی در نظام بانکی

شماره روزنامه: ۶۱۰۱

تاریخ چاپ: ۱۴۰۳/۰۶/۲۵

شماره خبر: ۴۱۰۳۹۱۶

گروه: سرمقاله

دکتر ولی‏‏‌الله سیف * یکی از مباحث مهم بانکی بحث مربوط به ایجاد نهادهای موردنیاز در ساماندهی، اصلاح و گزیر (حل و فصل) و ضوابط حاکم بر آنها در نظام بانکی است. خوشبختانه در مورد انجام این‌گونه اقدامات تجربیات فراوانی در سایر کشورها وجود دارد که به‌راحتی می‌تواند در تهیه و تدوین قانون مورد استفاده قرار گیرد، کما اینکه در مورد قانون بانک‌مرکزی هم در بسیاری از مواد از چنین تجربیاتی استفاده شده است. بخش عمده مطالب ناظر بر موضوع مورد بحث در قانون بانک‌مرکزی در مواد ۲۸ تا ۳۴ مطرح شده است و حاوی نقاط قوت بسیار و در مواردی کاستی‌هایی است که باعث می‌شود شرایط لازم برای سرعت عمل و اقدام به‌موقع بانک‌مرکزی به‌عنوان ناظر و تنظیم‌گر نظام بانکی فراهم نباشد.

ادامه نوشته

اکران تورم هسته

شماره روزنامه: ۶۱۰۱

تاریخ چاپ: ۱۴۰۳/۰۶/۲۵

شماره خبر: ۴۱۰۳۹۹۳

گروه: سیاست گذاری

دنیای اقتصاد : در کشورهای توسعه‌یافته، نهادهای آماردهی علاوه بر محاسبه تورم کل، شاخصی را با عنوان «تورم هسته‌» یا Core Inflation محاسبه می‌کنند که در حوزه سیاستگذاری به‌شدت مورد توجه قرار می‌گیرد. تورم هسته در حقیقت تغییر در قیمت کالاها و خدمات است؛ اما بخش‌های غذا و انرژی را شامل نمی‌شود. این معیار از تورم این اقلام صرف‌نظر می‌کند؛ زیرا نوسان قیمت آنها زیاد است. «دنیای‌اقتصاد» در گزارشی برای اولین‌بار تورم هسته را در ماه‌های اخیر محاسبه و منتشر کرده است. برآوردها نشان می‌دهد تورم هسته حدود ۳۰درصد و طی ماه‌های اخیر در سطح نسبتا ثابتی بوده است؛ درحالی‌که تورم کل، در طول یک سال اخیر، با روندی کاهشی روبه‌رو بوده است. به گفته کارشناسان، به‌منظور کاهش نرخ تورم هسته، نیازمند اقداماتی فراتر از اقدام بانک مرکزی برای کنترل نرخ رشد نقدینگی هستیم؛ اقداماتی همچون کنترل کسری بودجه که در بلندمدت می‌تواند زمینه‌ساز کاهش تورم هسته باشد.

ادامه نوشته

هفت‌خوان رونق مسکن

سه مشخصه رکود ۱۴۰۳ بخش مسکن و ساختمان

۷ اتفاقی که در بازار املاک تهران باید رخ دهد در گفت‌‌وگوی «تجارت‌‌فردا» با دبیر گروه معماری انجمن مهندسان مشاور معمار و شهرساز بررسی شد

شماره روزنامه: ۶۱۰۰

تاریخ چاپ: ۱۴۰۳/۰۶/۲۴

شماره خبر: ۴۱۰۳۶۹۳

گروه: مسکن و عمران

دنیای اقتصاد : گرانی و رکود دو روی سکه بازار مسکن شهر تهران است؛ در حالی که جهش قیمت‌ها طی سال‌های اخیر باعث شده تا فضایی در بازار مسکن شهر تهران پدید آید که بخش قابل‌توجهی از مردم قدرت خرید خانه در این کلان‌شهر را از دست دهند؛ رشد محسوس هزینه‌‌های ساخت، مانع از آن می‌شود که به‌رغم نبود مشتری در بازار، سازندگان امکان کاهش قیمت‌های پیشنهادی را داشته باشند. به این ترتیب کلاف بازار ساخت و فروش مسکن در شهر تهران هر روز پیچیده‌‌تر می‌شود، به‌‌نحوی که ارائه نسخه‌‌‌‌ای قابل استناد برای برون‌‌رفت از این وضعیت نیز، دشوارتر می‌شود. شهرام آلبا دبیر گروه معماری انجمن مهندسان مشاور معمار و شهرساز در گفت‌‌وگویی با مجله «تجارت فردا» مشخصه‌‌های خاص رکود بخش مسکن کشور در سال‌جاری را بررسی کرد و با بیان ۷ گام، چگونگی خروج از این وضعیت را ترسیم کرد. مشروح کامل این گفت‌‌وگو در شماره جدید مجله تجارت به تاریخ شنبه ۲۴ شهریور چاپ شده است.

p07 copy

شهرام آلبا معتقد است: بخش قابل‌توجهی از مردم قدرت خرید خود را در بازار مسکن از دست داده‌‌اند؛ در شرایط کنونی اقتصاد ایران، دیگر «قشر متوسط درآمدی» در میان خانوارهای ایرانی وجود ندارد و همین موضوع از عوامل اصلی بروز رکود در بخش مسکن کشور است. در حال حاضر حداکثر 5‌درصد کل جامعه با درآمدهای مالی قابل‌توجه امکان خرید و فروش خانه را دارند، این گروه عمدتا در مناطق 1 تا 3 تهران اقدام به معامله خانه کرده و در مجموع معاملات این گروه تاثیری بر رکود بازار ملک و ساخت‌‌وساز ندارد. البته رکود در معاملات مسکن کشور به بازار خانه‌‌های گران در مناطق 1 تا 3 نیز تا حدی سرایت کرده است؛ همین موضوع سازندگان فعال در این مناطق را نیز مانند سایر سازندگان دچار چالش کرده و به سمت بحران سوق داده است.

وی می‌‌گوید: در شرایط بحرانی رکود در بازار مسکن، سازندگان برای فروش خانه‌‌های ساخته‌شده و تامین نقدینگی به‌‌منظور آغاز پروژه‌‌های جدید به تهاتر ملک و مصالح‌‌ساختمانی روی ‌‌آورده‌‌اند. البته در این شرایط گاهی بازار با عرضه یک ملک با قیمتی پایین‌‌تر از نرخ بازار به دلیل مهاجرت نیز مواجه می‌شود؛ در شرایط کنونی جامعه و با توجه به افزایش تمایل به مهاجرت، شاهد افزایش چنین عرضه‌‌هایی هستیم که این عرضه‌‌ها به دلیل ارائه تخفیف مناسب به فروش می‌‌روند، اما با توجه به سهم نسبتا محدود آنها در معاملات مسکن کشور تاثیر چندانی بر خروج بازار از وضعیت رکود ندارند. آلبا اضافه می‌کند: در شرایطی که رکود تبدیل به بحرانی اساسی در مسیر ساخت و فروش مسکن در کشور شده به‌‌نحوی که استمرار ساخت خانه در کشور را نیز با چالش‌‌های جدید مواجه کرده است؛ قیمت‌های تمام‌شده بالا مانع از آن می‌‌شوند که بازار با فروکش قیمت مواجه شود.

درواقع مساله اصلی در بازار مسکن شهر تهران، «قیمت تمام‌شده» است. حداقل هزینه ساخت هر مترمربع خانه در شهر تهران 22 میلیون تومان برآورد شده است؛ البته سازندگان از قیمت 25 تا 27 میلیون تومانی در این زمینه سخن می‌‌گویند. با در نظر گرفتن مشاعات ساختمان، هزینه ساخت هر مترمربع خانه در شهر تهران به 30 میلیون تومان می‌‌رسد. وی ادامه می‌دهد: علاوه بر هزینه ساخت؛ قیمت بالای مسکن نیز بر هزینه‌‌های نهایی یک ساختمان می‌‌افزاید. درواقع قیمت سر به فلک کشیده زمین در تهران قیمت نهایی هر مترمربع خانه را به شدت افزایش داده است. در این شرایط برای شکست قیمت زمین در تهران نیاز است که تولید زمین انجام شود. منظور از تولید زمین استفا‌ده از ظرفیت لکه‌‌های بدون استفاده در سطح شهر یا همان قطعات ملکی قابل ساخت است.

اقدامات ضروری برای عبور از رکود

این کارشناس پس از تشریح مسائل حاکم بر بازار مسکن کشور به ارائه راهکار برای عبور از وضعیت پرداخت. وی گفت: در شرایطی که هزینه نهایی قابل‌توجه ساخت مسکن مانع جدی افت قیمت مسکن در کشور است؛ «استفاده از ظرفیت لکه‌‌های خاکستری شهری با افزایش عرضه زمین» می‌تواند به کاهش قیمت تمام‌شده ساخت مسکن بینجامد. از جمله این لکه‌‌های خاکستری یا به اصطلاح زمین‌‌های ذخیره می‌توان به پادگان‌‌ها اشاره کرد که طبق مقررات باید 20 سال قبل به بیرون محدوده شهرها منتقل می‌‌شد. استفاده از ظرفیت زمین‌‌های قابل ساخت می‌تواند به کاهش قیمت زمین و در نهایت افت قیمت نهایی ساخت خانه در کشور و به‌خصوص کلان‌شهرهایی نظیر تهران کمک کند. «تعیین تکلیف واحدهای اداری در بافت مسکونی» با ایجاد شهرک‌‌های اداری در زمین‌‌های خاکستری مناطق 4 و 5تهران نیز با افزایش عرضه خانه می‌تواند زمینه‌‌ساز کاهش قیمت‌ها باشد.

وی افزود: در حال حاضر یک پروژه برج‌‌سازی در شرق تهران در جریان است؛ هر مترمربع از این پروژه با متوسط قیمت 80 تا 85 میلیون تومان پیش‌‌فروش می‌شود؛ این ارقام با قدرت خرید مردم همخوانی ندارد. با توجه به هزینه بالای مصالح و دستمزد، در صورتی که از قیمت زمین کاسته شود، می‌توان به کاهش قیمت امیدوار شد. آلبا گفت: بازنگری در مطالعات طرح جامع و تفصیلی شهر تهران و بازنگری در مقررات و ضوابط ساخت‌‌وساز در پایتخت باعث می‌شود تا به شکل منطقی «مجوز بلندمرتبه‌‌سازی بدون نیاز به امضای طلایی» در شهر تهران داده شود؛ به این ترتیب افزایش عرضه شفاف در پی بلندمرتبه‌‌سازی یا اجازه افزایش یک واحدی تراکم می‌تواند به کاهش قیمت تمام‌شده و قیمت مسکن کمک کند. البته بازنگری در طرح جامع شهر تهران پروژه‌‌ای عظیم است که نیاز به کار کارشناسی عظیمی دارد.

استفاده از نیروهای غیر‌زبده به علت کاهش هزینه تنها باعث افزایش آسیب خواهد شد. دبیر گروه معماری انجمن مهندسان مشاور معمار در ادامه به افزایش هزینه نیروی کار طی سال‌های اخیر اشاره کرد و گفت: در حالی که هزینه نیروی انسانی در قیمت تمام‌شده مسکن 30‌درصد بود؛ این رقم به 40 تا 50‌درصد در سال‌جاری رسیده است. این در حالی است که با «صنعتی‌‌سازی مسکن، هزینه نیروی انسانی به 28‌درصد کاهش پیدا می‌کند» و این افت هزینه خود را در منطقی شدن قیمت خانه نشان می‌دهد.

وی در ادامه به ضرورت «کاهش حداقل متراژ» و «حذف اجبار تامین 100 درصدی پارکینگ» در کاهش هزینه ساخت مسکن اشاره کرد و گفت: در تمام دنیا واحدهای کم‌‌متراژ مجوز ساخت دارند و نیاز بخشی از اقشار جامعه به خانه را تامین می‌کنند. همچنین حذف اجبار به پارکینگ نیز 30‌درصد هزینه تولید را کاهش می‌دهد. شهرام آلبا در ادامه «افزایش قدرت خرید مصرف‌کننده» را ضرورت غیرقابل اجتناب حل چالش رکود سنگین در بازار مسکن عنوان کرد و گفت: تا زمانی که حقوق و دستمزد ماهانه یک مهندس با 20 سال سابقه کار به حداقل 1500 دلار نرسد؛ قدرت خرید مسکن احیا نمی‌شود و بازار مسکن از رکود خارج نخواهد شد. درواقع سطح دستمزدها باید به میزانی برسد که قسط تسهیلات بانکی را پوشش دهد؛ درواقع یک فرد باید درآمد ماهانه 60 میلیون تومانی داشته باشد تا از پس پرداخت ماهانه 27 میلیون تا 30 میلیون تومان قسط مسکن برآید.

راه دراز سیاست خارجی تا تولید ثروت

مدیران خودرو777

شماره روزنامه: ۶۱۰۰

تاریخ چاپ: ۱۴۰۳/۰۶/۲۴

شماره خبر: ۴۱۰۳۵۸۸

گروه: یادداشت

دکتر کامران کرمی * در نظام بین‌الملل در حال‌ گذار با تکانه‌های سیاسی معنادار در میانه زوال نظم کهنه و نظم‌یابی جدید، الگوی رفتار سیاست خارجی بازیگران، اقتصادمحور و با منطق کنش‌‌‌های بده‌بستان تنظیم شده است. در فرآیند نقش‌یابی دیپلماسی اقتصادی، دولت‌ها در تلاشند سهم خود از کیک جهانی را افزایش دهند و زمینه جایگاه‌یابی در زنجیره‌های تامین و تولید ارزش جهانی را پیدا کرده و ارتقا دهند.

به فراخور این تغییر کلان، سید عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، طی برنامه‌ای که برای اخذ رأی صلاحیت به نمایندگان پارلمان ارائه کرد، از تولید و ارتقای ثروت ملی همراستا با امنیت ملی و عزت ملی سخن به میان آورد؛ واژه‌ای کم‌بسامد در ادبیات سیاست خارجی ایران که متاثر از تغییرات شگرف اقتصاد سیاسی بین‌المللی و مساله‌محور شدن موضوعات مهم کشور به متغیرها و شاخص‌های اقتصادی به‌عنوان موتور محرک کنش در محیط‌های منطقه‌ای و بین‌المللی، در کانون توجه –آن‌هم پس از دهه‌ها تاخیر- قرار گرفته است. عراقچی در برنامه پیشنهادی خود به عنوان نقشه راه چهارساله تاکید می‌کند: بسترسازی برای ارتقای ثروت ملی، یکی از ماموریت‌های اصلی سیاست خارجی دولت چهاردهم است که بدون آن انجام دیگر ماموریت‌ها، به‌آسانی امکان‌پذیر نیست. کوشش برای قراردادن سیاست خارجی در مدار پیشرفت اقتصادی کشور و بهره‌گیری از تمام ظرفیت‌های آن برای مانع‌زدایی، تسهیل‌گری و امیدبخشی به فعالان اقتصادی یکی از اهداف اصلی در دوره پیش‌روست.

این نوشتار با تبیین پنج‌حوزه موضوعی اقتصاد سیاسی بین‌المللی، برنامه پیشنهادی وزیر خارجه برای ارتقای ثروت ملی را نقد و این گزاره را مطرح کرده که راه دور و درازی تا تحقق عملیاتی تولید ثروت پیش‌روی جمهوری اسلامی ایران است. در این چارچوب، جمهوری اسلامی ایران در پنج حوزه مذکور نتوانسته است به طراحی و اجرایی کردن سیاست خارجی اقتصادمحور در سطوح منطقه‌ای و بین‌المللی دست یابد. این پنج حوزه موضوعی عبارتند از: تجارت بین‌الملل، مالیه بین‌الملل، شرکت‌های چندملیتی، روابط شمال-جنوب و هژمونی.

تجارت بین‌الملل: اولین شاخص ارزیابی تولید ثروت یک کشور، حجم تجارت خارجی آن‌هم مبتنی بر صادرات صنعتی و دانش‌محور است که جایگاه بین‌المللی یک‌کشور در شاخص‌های اقتصادی را تعیین می‌کند. تجارت بین‌الملل به تجارت کالاها (نفتی و غیرنفتی)، خدمات، فناوری و سرمایه یا دانش در مقیاس جهانی، برون‌مرزی یا فراملی اشاره دارد. تجارت بین‌الملل این امکان را به کشورها می‌دهد تا در تولید کالاها و خدمات تخصصی که دارای مزیت نسبی هستند، اشتغال داشته باشند.

صادرات، واردات و صادرات مجدد سه‌رکن تجارت بین‌الملل را تشکیل می‌دهند. آمار تجارت خارجی ایران در سال ۱۴۰۲ با احتساب نفت، برق، تجارت چمدانی و شمش طلای استاندارد، ۱۵۳میلیارد دلار بوده است. براساس چند شاخص یعنی حجم تجارت خارجی، حجم صادرات غیرنفتی و مبتنی بر فناوری، خدمات مهندسی، تولیدات صنعتی و نوآوری، جایگاه ایران در اقتصاد بین‌الملل -به‌ویژه اگر هفت‌کشور صنعتی و گروه۲۰ مدنظر باشد- نامطلوب است؛ آن‌هم کشوری که درگیر تحریم‌های شدید بوده و عملا تجارت خارجی آن در این روند لطمات قابل‌توجهی دیده است. واقعیت این است هنگامی که از یک کشور صنعتی صادرات‌محور سخن به میان می‌آید، نام و نشان جمهوری اسلامی ایران در آن ملموس نیست.

مالیه بین‌الملل: دومین شاخص ارزیابی جایگاه بین‌المللی یک کشور حضور در ساختارها، نهادها، ترتیبات و رویه‌های مالیه بین‌المللی است که در فرآیند انتقال جریان سرمایه در سطح جهانی حائز اهمیت است. حضور و نفوذ در سازمان تجارت جهانی، بانک جهانی، صندوق بین‌المللی پول و اتصالات مالی بین‌المللی به شکل نقل و انتقال با بانک‌ها و موسسات معتبر بین‌المللی بخشی از این روند و فرآیند را تشکیل می‌دهد. این نفوذ، هم منوط به پذیرش قواعد و هنجارهای مالی بین‌المللی به شکل عضویت در ساختارها و نهادهایی همچون FATF است و هم وابسته به تاثیر و تاثر متقابل که یک کشور ضمن بهره‌مندی از مزایای این شبکه جهانی، بتواند ملاحظات خود را نیز اعمال کند. هنوز بعد از گذشت دهه‌ها، تلقی تصمیم‌گیرندگان از ساختارهای مالی در سطح جهانی، مبتنی بر منطق سلطه و بهره‌کشی است.

شرکت‌های چندملیتی: سومین شاخص ارزیابی که گویای بین‌المللی بودن اقتصاد یک کشور است، حضور در زنجیره‌های تامین است که در نهایت به خلق یک محصول یا ارزش در سطح جهانی منتج می‌شود. شرکت‌های چندملیتی نقش عمده‌‌‌ای در این فرآیند دارند و می‌توانند زمینه سرمایه‌گذاری خارجی را فراهم کنند و فعالیت آنها در سطح جهان، قدرت اقتصادی بالایی به آنها می‌‌‌بخشد. مثال‌های ساده و مشهور آن ایرباس، بوئینگ، بی‌ام‌دبلیو، اپل، توتال، لاکهید مارتین، مایکروسافت، مک‌دونالد، نایکی، فیلیپس و ده‌ها شرکت چندملیتی معتبر دیگر است. بسیاری از کشورها برای به دست آوردن دانش و فناوری، از حضور این شرکت‌ها در کشورشان استقبال می‌کنند. اینکه ایران چه سطحی از مواجهه و تعامل با این شرکت‌ها را دارد، پاسخگوی بسیاری از سوالات و ناگفته‌ها خواهد بود.

روابط شمال-جنوب: چهارمین شاخص ارزیابی، روابط شمال-جنوب است که به‌طور گسترده به‌عنوان تقسیم‌‌‌بندی اجتماعی، اقتصادی و سیاسی در نظر گرفته می‌شود. اصلی‌ترین جنبه فرآیند جهانی شدن اقتصاد، روند ادغام و وابستگی آن در مناطق مختلف است که روابط شمال-جنوب را می‌توان در چارچوب آن طرح کرد. در واقع فرآیند جهانی شدن اقتصاد، جهت‌گیری اقتصاد ملی دولت‌ها را به سمت اقتصاد جهانی متحول کرده و همسو با نیازهای بازار جهانی انجام می‌شود. در این فرآیند است که آینده و سرنوشت کشورهای جنوب و شمال به هم گره خورده است. تلقی جنگ سردی از تقابل جنوب در مقابل شمال یکی از خطاهای ادراکی است که منطق تحول وابستگی متقابل اقتصاد جهانی را نادیده گرفته و شمال-جنوب را براساس تعارضات و تضادهای ژئوپلیتیک مطرح می‌کند؛ درکی که سیاست خارجی ایران را به سمت شرق‌گرایی در مقابل غرب‌گرایی سوق داده است.

هژمونی : پنجمین شاخص ارزیابی، مفهوم هژمونی است که دربردارنده ساختارها، قوانین، ترتیبات و رویه‌های شکل‌دهی به نظم و نظامات بین‌المللی در ابعاد سیاسی، اقتصادی، نظامی و فرهنگی است که ساختار سلطه و نفوذ برای دولت‌ها در طول تاریخ، به‌ویژه در قرن بیستم را فراهم آورده است. در دهه ۱۹۷۰ نظریه‌پردازان اقتصاد سیاسی بین‌المللی هژمونی را به‌عنوان یک مفهوم محوری به کار گرفتند. پس از جنگ جهانی دوم، ایالات‌متحده آمریکا قواعد نظم اقتصادی بین‌المللی لیبرال را ایجاد و تقویت کرده و نظریه ثبات هژمونیک به‌عنوان پشتوانه نظری برای آن تبیین شده است. نوع مواجهه با هژمون «مسلط »یا هژمون «جزئی» در شرایط کنونی که محصول تحول و نظم‌یابی جدید به شکل چندجانبه‌گرایی است، یکی از فاکتورهای تعیین‌کننده بر جایگاه کشورها در مختصات نظم اقتصاد سیاسی بین‌المللی است.

با توجه به اینکه هژمون باید بر مواد خام، منابع، سرمایه، بازارها و مزیت‌های رقابتی در تولید کالاهای با ارزش‌افزوده بالا کنترل داشته باشد، تعارضات و تضادهای جمهوری اسلامی ایران با آمریکا نشان‌دهنده عدم بهره‌مندی ایران از متغیرهای اقتصادی در سطح جهانی است. کوتاه سخن آنکه تبیین این پنج شاخصه به‌خوبی گویای جایگاه جمهوری اسلامی ایران در نظم اقتصاد سیاسی بین‌المللی و به تبع آن وضعیت تولید ثروت در روندها و فرآیندهای جهانی است که راه دور و درازی تا دست‌یابی به آن وجود دارد و از آن مهم‌تر فاصله تا جایابی در این نظم نوظهور را به ما نشان می‌دهد. بدون هیچ تردیدی باید تاکید کرد که جمهوری اسلامی بدون تجدیدنظر در نگرش و رویکرد کلان خود به مولفه‌های فوق‌الذکر، نمی‌تواند به جایابی در نظام بین‌الملل اقتصادمحور و تولید ثروت دست یابد.

* کارشناس اقتصاد سیاسی خلیج‌فارس

خواب صنعت در تابستان

شماره روزنامه: ۶۱۰۰

تاریخ چاپ: ۱۴۰۳/۰۶/۲۴

شماره خبر: ۴۱۰۳۶۶۴

گروه: بازرگانی

دنیای اقتصاد : رقم برآوردی شاخص مدیران خرید اقتصاد و صنعت در مردادماه نشان می‌دهد که برای چهارمین ماه پیاپی شاهد تداوم رکود در اقتصاد و بخش‌های مختلف صنعتی هستیم. مشکلات سمت عرضه اقتصاد مانند تامین مالی شکننده، قطعی‌‌های مکرر برق و همین‌طور عدم تخصیص ارز برای تامین مواد اولیه دست ‌به ‌دست مشکلات بخش تقاضا همچون فقدان بازار داخلی و خارجی داده است تا صنایع را با رکود مواجه کند. «شامخ» اقتصاد در مرداد، همچنان کاهشی است که نشانگر انقباض فعالیت‌های تولیدی است.

ادامه نوشته

تعارض منافع در ۴ لایه

شماره روزنامه: ۶۱۰۰

تاریخ چاپ: ۱۴۰۳/۰۶/۲۴

شماره خبر: ۴۱۰۳۶۸۹

گروه: سیاست گذاری

دنیای اقتصاد : مسعود نیلی در دومین نشست «هم‌اندیشی برای اقتصاد ایران» به تحلیل اقتصاد سیاسی ناترازی‌ها پرداخت. این اقتصاددان، چهار لایه تعارض منافع در یک اقتصاد را «تعارض منافع بین شهروندان»، «تعارض منافع بین شهروندان و حکومت»، «تعارض منافع بین شهروندان و گروه‌های ذی‌نفع» و «تعارض منافع بین بوروکراسی و سیاستمدار» معرفی کرد. به گفته او، داستان اقتصاد سیاسی، نتیجه حل این چهار تعارض منافع است. در جوامع مدرن، تعارض منافع موجود بین شهروندان با انتخابات و دموکراسی حل شده و تعارض‌های دیگر نیز با توسعه مولفه‌هایی نظیر گردش آزادانه اطلاعات، آزادی رسانه‌ها و تحمیل شفافیت به حکمرانان و گروه‌های ذی‌نفع مهار می‌شود. اما اقتصاد ایران، نظیر اکثر کشورهای نفتی، به دو دلیل «نقش کمرنگ انتخابات در محتوا و کمیت کالای عمومی» و «تاکید بر توزیع به جای بازتوزیع»، از دموکراسی‌های کلاسیک متمایز می‌شود. در این شرایط، حکومت کانون اصلی ثروت و قدرت است. گروه‌های ذی‌نفع در اطراف حکومت شکل می‌گیرند و حکمرانان، در ازای محفوظ ماندن رانت سیاسی، رانت مالی را بین سه گروه «ذی نفعان رفاه معیشتی (مردم) »،«ذی‌نفعان رانتی» و «دستگاه بوروکراسی» توزیع می‌کنند.

ادامه نوشته

مسیر بازگشت به FATF

شماره روزنامه: ۶۰۹۹

تاریخ چاپ: ۱۴۰۳/۰۶/۲۱

شماره خبر: ۴۱۰۲۹۹۵

گروه: بازار پول و ارز

دنیای اقتصاد : بررسی‌های پژوهشکده پولی و بانکی نشان می‌دهد که ایران برای خروج از لیست سیاهFATF باید با اصلاح قوانین به دنبال تصویب و اجرای دو کنوانسیون‌ پالرمو و مقابله با تامین مالی تروریسم باشد. علاوه بر این، اقداماتی با هدف بهبود شفافیت مالی و مبارزه با پول‌شویی می‌تواند راه‌گشا باشد.

Untitled-2 copy

بررسی‌های یک پژوهش نشان می‌دهد که با توجه به اهمیت پیوستن ایران به FATF و رفع مشکلات ناشی از حضور در لیست سیاه گروه ویژه اقدام مالی، ایران نیازمند انجام دو اقدام اساسی است. یکی از این اقدامات، تصویب دو کنوانسیون اصلی مبارزه با تامین مالی تروریسم و پالرمو و همچنین اجرای آن است. گره‌گشایی از این مساله نیازمند انجام اصلاحات جدی و هوشمندانه در قوانین و مقررات مربوط به این موضوع است. قدم بعدی مربوط به بهبود شفافیت مالی و مبارزه با پول‌شویی است.در واقع، ایران باید سیستم ارزیابی ریسک خود را به‌روز کند و الزامات احتمالی جدید FATF را در زمینه شناسایی و جلوگیری از فعالیت‌های مرتبط با تامین مالی تروریسم و پول‌شویی به‌ویژه در حوزه دارایی‌های مجازی رعایت کند. در شرایط فعلی، انجام اصلاحات در زمینه شفافیت مبادلات مالی در داخل کشور می‌تواند به‌عنوان ابزاری برای نشان دادن هرچه بیشتر حسن نیت ایران و حتی پیش‌شرطی برای انجام مذاکرات با FATF پیشنهاد شود. پژوهشکده پولی و بانکی در گزارش «اهداف و اولویت‌های گروه ویژه اقدام مالی»، ابعاد مختلف این مساله را مورد بررسی قرار داده است.

فراز و فرود رابطه ایران و FATF

همزمان با برگزاری چهاردهمین انتخابات ریاست‌جمهوری در ایران، بحث‌های مربوط به اهمیت همکاری ایران با گروه ویژه اقدام مالی مطرح شد. از آنجا که این مساله یکی از شعارهای انتخاباتی مسعود پزشکیان بود، پس از پیروزی او در انتخابات و تشکیل دولت چهاردهم، این مساله از اهمیت بیشتری برخوردار شد. نگاهی به تحولات اقتصادی و سیاسی ایران در سال‌های گذشته نشان می‌دهد که در مردادماه سال1395، ایران طی یک توافق که FATF آن را تعهد سطح بالای سیاسی می‌نامد، متعهد شد که کمبودهای راهبردی خود را در زمینه پول‌شویی و تامین مالی تروریسم برطرف کند.

بر اساس این گزارش، زمانی که برنامه ایران و FATF برای تحقق خروج نام ایران از لیست سیاه این نهاد و لغو اقدامات تقابلی آغاز شد، ایران با تدوین لوایح چهارگانه موسوم به لوایح FATF توانست با جلب نظر گروه ویژه اقدام مالی، تمدید تعلیق ایران از فهرست سیاه را برای چندمین بار به‌دست آورد؛ لوایحی که اجرای پیش‌نیازهای لازم برای حذف کامل نام ایران از فهرست سیاه FATF را فراهم می‌کرد. اما پس از مدتی، اجرای برنامه اقدام با کندی مواجه شد و سپس به‌دلیل بروز برخی از اختلاف‌نظرها در سطوح عالی حاکمیتی بر سر تصویب پیوستن به کنوانسیون پالرمو و کنوانسیون بین‌المللی جلوگیری از تامین مالی تروریسم (CFT) عملا متوقف شد.

در نتیجه، برنامه اقدام ایران در دی ماه سال1396 منقضی شد و در بهمن سال1398، FATF پس از دو سال و ارائه مهلت‌های چندباره به ایران برای تکمیل همان برنامه، طی بیانیه‌ای رسما اعلام کرد که ایران برنامه اقدام خود را تکمیل نکرده است. نکته مهم در این زمینه آن است که حتی در صورت تعیین تکلیف این دو کنوانسیون در سطح عالی کشور، مطالبات دیگری هم همچنان از سوی FATF مطرح است؛ زیرا بر اساس بیانیه عمومی این نهاد، مساله پیوستن به کنوانسیون‌های پالرمو و CFT تنها یک‌مورد از 6مورد باقی‌مانده در برنامه اقدام ایران هستند که عملا به‌دلیل متوقف ماندن ایران در این مرحله، سایر موارد نیز تعیین تکلیف نشده‌اند.

اصلاح هوشمندانه قوانین

نگاهی به مطالبات FATF از ایران نشان می‌دهد که دومین مطالبه این کارگروه از ایران جرم‌انگاری کافی تامین مالی تروریسم است. این موضوع با اصول سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران مبنی بر حمایت از مستضعفان و مبارزات حق‌طلبانه در تعارض شناخته می‌شود. بنابراین گره‌گشایی از این مساله با هدف تصویب و اجرای کنوانسیون پالرمو و CFT و شناسایی و مسدود کردن دارایی‌های گروه‌های تروریستی، نیازمند انجام اصلاحات جدی و هوشمندانه در قوانین و مقررات مربوط به این مساله است. پس از آنکه مسائل حقوقی و سیاسی حل و فصل شوند، نوبت به مطالبات فنی و نظارتی FATF می‌رسد.

در رابطه با موارد فنی و نظارتی، از آنجا که همه این موارد مربوط به شفافیت مبادلات مالی در داخل کشور هستند، تامین آنها می‌تواند به جای آنکه تن دادن به اجبار تعبیر شود، در حکم ارتقای شفافیت و سلامت نظام مالی کشور تلقی شود. پیگیری و پیاده‌سازی این موارد در چارچوب قوانین داخلی نه تنها ریسکی را متوجه کشور نمی‌کند، بلکه می‌تواند ابزاری برای نشان دادن حسن نیت ایران و حتی پیش‌شرطی برای انجام مذاکرات با FATF باشد.

تعهدات احتمالی جدید

بر اساس این گزارش، نقش مکزیک به‌عنوان رئیس جدید FATF در دوره 2024 تا 2026 می‌تواند تاثیر قابل توجهی بر تعهدات ایران در آینده داشته باشد. مکزیک پنج اولویت کلیدی را برای این دوره تعیین کرده که ممکن است باعث افزایش تعهدات کشورهای عضو از جمله ایران شود. برای مثال، یکی از اهداف اصلی مکزیک ترویج شمول مالی است که به دسترسی همه افراد به خدمات مالی رسمی کمک می‌کند.FATF تلاش می‌کند از طریق بهبود دسترسی به خدمات مالی رسمی و کاهش اتکا به پول نقد، با ریسک‌های مرتبط با پول‌شویی و تامین مالی تروریسم مقابله کند. این امر ممکن است نیازمند ایجاد تغییراتی در سیستم مالی ایران با هدف تقویت شمول مالی باشد. علاوه بر این، مکزیک به دنبال تقویت اجرای رویکرد مبتنی بر ریسک در نظارت بر جرائم مالی است.

بر اساس این رویکرد، کشورهای عضو FATF باید ریسک‌های موجود در سیستم مالی خود را شناسایی و اقدامات مناسبی برای کاهش این ریسک‌ها اتخاذ کنند. ایران ممکن است مجبور شود در چارچوب این رویکرد، ارزیابی‌های ریسک خود را به‌روز و روش‌های نظارتی خود را تقویت کند تا بتواند بهتر با چالش‌های موجود مقابله کند. از دیگر اولویت‌های FATF تقویت همکاری‌های منطقه‌ای و بین‌المللی و تقویت نظارت بر دارایی‌های مجازی و ارائه‌دهندگان خدمات مرتبط است. در نهایت، مکزیک بر لزوم مقابله موثر با تامین مالی تروریسم و اشاعه تسلیحات تاکید کرده است. با توجه به اولویت‌های جدید FATF و نقش مکزیک، احتمال دارد که تعهدات جدیدی به فهرست تعهدات قبلی ایران اضافه شود.

بهره‌وری و رشد اقتصادی پایدار

شماره روزنامه: ۶۰۹۹

تاریخ چاپ: ۱۴۰۳/۰۶/۲۱

شماره خبر: ۴۱۰۳۰۰۵

گروه: سرمقاله

دکتر علینقی مشایخی * رشد اقتصادی و توسعه یک جامعه مستلزم وجود ذهنیت توسعه‌گرا و اولویت توسعه و پیشرفت جامعه در نظام حکمرانی است. در صورت وجود چنان ذهنیتی، رشد اقتصادی با اتخاذ سیاست‏های مناسب به‌دست می‏آید. در این یادداشت برخی سیاست‏های کلان که موجب رشد پایدار می‏شود یا مانع آن خواهد بود، معرفی می‏شوند.

ادامه نوشته

دو بال رشد ۱۴۰۳

شماره روزنامه: ۶۰۹۹

تاریخ چاپ: ۱۴۰۳/۰۶/۲۱

شماره خبر: ۴۱۰۲۹۹۶

گروه: بازار پول و ارز

دنیای اقتصاد : رئیس کل بانک مرکزی در سی‌وچهارمین همایش بانکداری اسلامی آمار رشد اقتصادی بهار۱۴۰۳ را اعلام کرد. رشد بهار به رقم ۴.۲درصد رسیده که نسبت به زمستان سال قبل ۰.۳ واحد درصد کاهش یافته است. اگرچه جزئیات این آمار هنوز اعلام نشده، با این حال «دنیای‌اقتصاد» به بررسی روند رشد براساس این آمار شفاهی پرداخته است. در این همایش همچنین عنوان شد که رشد اقتصادی سال‌های اخیر به‌دلیل افزایش فروش نفت بوده‌است. از نظر کارشناسان، اثر رشد اقتصادی مبتنی بر نفت، در طول زمان در حال کاهش است و به نظر می‌رسد، اکنون کشور نیازمند موتور جدیدی برای رشد اقتصادی است. رشد اقتصادی مبتنی بر تولید غیر نفتی به بازنگری در سیاستگذاری در دو حوزه داخلی و خارجی نیاز دارد. اصلاح سیاستگذاری داخلی باید در راستای بهبود زیرساخت‌های مربوط به انرژی، اصلاحات قیمتی حامل‌های انرژی، رفع موانع کسب‌وکار، پیش‌بینی‌پذیر کردن اقتصاد و کنترل تورم باشد و اصلاح سیاستگذاری خارجی نیز با حرکت به سوی رفع دائمی تحریم‌ها، پذیرش FATF و جذب سرمایه‌های خارجی صورت می‌گیرد. همان‌طور که رئیس‌جمهور پیش‌تر عنوان کرد، مادامی که ۱۰۰میلیارد دلار سرمایه‌گذاری خارجی جذب نشده است، کشور در دام رشد پایین اقتصادی خواهد ماند، بدون رشد اقتصاد، سیاست‌های رفاهی مد نظر برای فقرزدایی نیز چندان موفقیت‌آمیز نخواهد بود و اهداف مرتبط با عدالت اجتماعی نیز محقق نخواهند شد. اقتصاددانان پیش‌بینی می‌کنند بدون انجام شدن اصلاحات ساختاری، رشد اقتصادی کشور در بلندمدت به رقمی پایین‌تر از ۲درصد نزول خواهد کرد و کشور همچنان درگیر بحران‌ها و ناترازی‌های متعدد خواهد بود. ریسک‌های اقتصادی و غیر اقتصادی متعددی رشد مبتنی بر نفت را تهدید می‌کند و بدون گام برداشتن در راستای راه‌اندازی موتور غیر نفتی رشد اقتصادی، اقتصاد کشور با چالش‌های متعدد و دشواری دست و پنجه نرم خواهد کرد. اصلاح سیاست‌های داخلی و خارجی، دو بال رشد اقتصادی در سال۱۴۰۳ هستند.

Untitled-3 copy

رئیس بانک مرکزی در سخنرانی خود در همایش بانکداری رشد تولید ناخالص داخلی در بهار امسال را برابر با 4.2درصد اعلام کرد. این نخستین آمار اعلامی از رشد اقتصادی در سال1403 بوده است. به‌طور معمول مرکز آمار ایران آمارهای رشد را زودتر از بانک مرکزی اعلام می‌کرد. با این حال، امسال با تاخیر مرکز آمار، اعلام شفاهی نرخ رشد بهار توسط فرزین، انتشار نخستین آمار رشد اقتصادی از سال جدید بود. در این نشست وزیر اقتصاد نیز با تاکید بر اینکه رشد اقتصادی ایران مبتنی بر منابع است، اشاره کرد: در دهه90، به‌دلیل تحریم‌ها و کاهش فروش نفت، رشد اقتصادی کشور کاهش یافت؛ اما در سال‌های اخیر با افزایش فروش نفت، این رشد دوباره احیا شد. پیش از این، داوود منظور، رئیس سابق سازمان برنامه نیز اشاره کرده بود که حدود نیمی از رشد اقتصادی کشور، متکی بر نفت بوده است.

تداوم رشد نفتی

از سال1400 و با روی کار آمدن جو بایدن صادرات نفتی کشور با جهش روبه‌رو شد و همزمان رشد اقتصادی نیز روندی صعودی به خود گرفت. این روند با امضای توافق دیپلماتیک ایران و عربستان در سال1401 تشدید شد. براساس آمارهای اعلامی بانک مرکزی، رشد اقتصادی بهار1400 برابر با 6.7درصد بود. رشد فصلی در بهار1401 به 1.9درصد رسید و در بهار سال1402، رشد اقتصادی کشور برابر با 6درصد اعلام شد و در بهار سال1403، این متغیر به 4.2درصد رسید. به گفته کارشناسان اقتصادی در کشور، رشد اقتصادی تابعی مستقیم از رشد بخش نفت و گاز است. اقتصاددانان توصیه می‌کنند برای وابستگی کمتر شرایط اقتصادی کشور به درآمدهای نفتی، بودجه دولت از درآمدهای نفتی جدا شود و درآمدهای نفتی تنها برای سرمایه‌گذاری‌های زیرساختی به‌کار رود. علاوه بر این، گام برداشتن در راستای رفع دائمی تحریم‌های نفتی، اقدام مهم دیگری است که هم می‌تواند وضعیت رشد اقتصادی را بهبود دهد و هم می‌تواند وضعیت بخش نفت را نسبت به قبل بهتر کند. نکته قابل تامل در رابطه با آمارهای فصل بهار این است که مرکز آمار ایران، به‌طور معمول زودتر از بانک مرکزی آمارهای مربوط به رشد را اعلام می‌کرد، با این حال، در بهار1403، بانک مرکزی به‌رغم تاخیر حدود سه‌ماهه نسبت به اعلام آمار رشد، همچنان زودتر از مرکز آمار، رشد اقتصادی را اعلام کرده است.

اهمیت مفهوم رشد اقتصادی در رفاه عمومی

رشد اقتصادی یکی از اصلی‌ترین اهداف کشورها و جوامع است که تاثیر مستقیمی بر بهبود رفاه مردم و کاهش فقر دارد.بطور کلی، رشد اقتصادی به معنای افزایش تولید کالاها و خدمات در یک کشور یا منطقه طی یک بازه زمانی است. رشد اقتصادی باعث افزایش درآمد افراد می‌شود و توانایی آنها را در تامین نیازهای اساسی مانند غذا، مسکن و بهداشت بالا می‌برد.با رشد اقتصادی، افراد بیشتری می‌توانند به خدمات آموزشی و بهداشتی دسترسی داشته باشند و این بهبود کیفیت زندگی افراد جامعه را به همراه دارد. کشورهایی که رشد اقتصادی بالایی دارند، معمولا شاهد بهبود چشمگیر در سطح زندگی و رفاه عمومی مردم هستند. رشد اقتصادی منجر به ایجاد فرصت‌های شغلی بیشتر و کاهش نرخ بیکاری می‌شود.

با افزایش تولید، نیاز به نیروی کار نیز افزایش می‌یابد که این امر به کاهش بیکاری کمک می‌کند. همچنین، رشد اقتصادی می‌تواند باعث توزیع بهتر درآمد در جامعه شود و در نتیجه، فقر کاهش یابد. بسیاری از کشورها تلاش می‌کنند تا از طریق سیاست‌های اقتصادی مناسب، رشد اقتصادی را بهبود بخشند و به این ترتیب فقر را در جوامع خود کاهش دهند. رشد اقتصادی باعث افزایش درآمدهای مالیاتی دولت می‌شود که این درآمدها می‌توانند به سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌ها، آموزش، بهداشت و سایر خدمات عمومی اختصاص یابند. این سرمایه‌گذاری‌ها به نوبه خود باعث تقویت بیشتر رشد اقتصادی می‌شوند و یک چرخه مثبت برای توسعه پایدار به‌وجود می‌آورند. علاوه بر این، رشد اقتصادی منجر به جذب سرمایه‌گذاری‌های خارجی نیز می‌شود که خود منبع دیگری برای توسعه اقتصادی است. کشورهایی که رشد اقتصادی پایداری دارند، قدرت بیشتری برای رقابت در بازارهای جهانی به‌دست می‌آورند.

این کشورها می‌توانند با استفاده از مزیت‌های رقابتی خود، سهم بیشتری از تجارت جهانی را به‌دست آورند و در نتیجه اقتصاد خود را تقویت کنند. این امر همچنین باعث افزایش تعاملات بین‌المللی و گسترش بازارهای صادراتی می‌شود. رشد اقتصادی معمولا با افزایش سرمایه‌گذاری در تحقیق و توسعه و نوآوری همراه است. شرکت‌ها و دولت‌ها به دنبال یافتن روش‌های جدید برای افزایش بهره‌وری و کاهش هزینه‌ها هستند. این فرآیند باعث پیشرفت فناوری، بهبود کیفیت محصولات و خدمات و افزایش رقابت‌پذیری کشورها در سطح بین‌المللی می‌شود. رشد اقتصادی می‌تواند منابع مالی لازم را برای اجرای پروژه‌های زیست‌محیطی و حفظ منابع طبیعی فراهم کند. با وجود چالش‌های زیست‌محیطی مانند تغییرات اقلیمی، کشورهای دارای رشد اقتصادی بالا توانایی بیشتری برای سرمایه‌گذاری در فناوری‌های پاک و کاهش آلودگی دارند. این کشورها می‌توانند از طریق رشد پایدار اقتصادی، به تعادل میان توسعه و حفاظت از محیط زیست دست یابند.

اهمیت رشد اقتصادی در کیفیت زندگی

رشد اقتصادی پایدار می‌تواند به ثبات اجتماعی و سیاسی کمک کند. زمانی که افراد یک جامعه از نظر اقتصادی در وضعیت بهتری قرار دارند، احتمال بروز ناآرامی‌های اجتماعی و تنش‌های سیاسی کمتر می‌شود. این امر به کاهش اختلافات اجتماعی و افزایش همبستگی ملی کمک می‌کند. در نهایت، رشد اقتصادی یکی از عوامل کلیدی در توسعه کشورها و بهبود کیفیت زندگی افراد است. این رشد به بهبود شرایط معیشتی، کاهش فقر و بیکاری، افزایش درآمدهای دولتی و سرمایه‌گذاری و ارتقای قدرت رقابت جهانی منجر می‌شود. همچنین رشد اقتصادی فرصت‌های بیشتری را برای نوآوری و حفاظت از محیط زیست فراهم می‌کند و می‌تواند به تقویت ثبات اجتماعی و سیاسی کمک کند. از این رو، سیاستگذاری‌های مناسب در جهت دستیابی به رشد اقتصادی پایدار، اهمیت بسیاری دارد.

سقف فسادساز مزد دولتی

شماره روزنامه: ۶۰۹۸

تاریخ چاپ: ۱۴۰۳/۰۶/۲۰

شماره خبر: ۴۱۰۲۶۴۵

گروه: سیاست گذاری

دنیای اقتصاد : بحث اعطای تسهیلات ارزان به مسوولان دولتی، باعث واکنش‌های متعدد درباره ریشه این رفتار شده است. بعد از ماجرای موسوم به حقوق‌های نجومی و به‌منظور حل این موضوع، برای حقوق کارمندان دولتی سقف‌گذاری شد. از نگاه کارشناسان، این سقف‌گذاری سیاستی شکست‌خورده است. از سوی دیگر، شکاف مابین دستمزدهای بخش خصوصی و دولتی با توجه به تورم موجود، روز به روز افزایش یافته است و کارمندان با مهارت، بدون وجود چنین مزایایی انگیزه لازم را برای حضور در بخش دولتی ندارند. تجربه بین‌المللی نشان می‌دهد سطح دستمزد در بخش‌های دولتی متناسب با دستمزدها در بخش خصوصی جابه‌جا می‌شود و دولت در صورتی که به دنبال جذب کارمندان با مهارت باشد، با پرداخت شفاف حقوق و مزایا با بخش خصوصی به رقابت می‌پردازد. اما سقف‌گذاری حقوق دولتی بدون توجه به بخش خصوصی باعث فساد می‌شود همچنین به مهاجرت کارشناسان از بخش دولتی دامن خواهد زد.

ادامه نوشته

غایبان اشتغال صنعتی

شماره روزنامه: ۶۰۹۷

تاریخ چاپ: ۱۴۰۳/۰۶/۱۹

شماره خبر: ۴۱۰۲۲۸۲

گروه: صنعت و معدن

دنیای اقتصاد : زنان در بسیاری از جوامع و حتی کشورهای توسعه‏یافته با تبعیض‏های آشکار و پنهان بسیاری در ورود به بازار کار و حتی محیط کار مواجه هستند. نرخ مشارکت اقتصادی زنان در سال۱۴۰۲ به ۱۴.۲درصد رسیده که افزایشی ۰.۶درصدی نسبت به سال قبل را نشان می‌دهد. این افزایش اگرچه مثبت است، اما همچنان فاصله عمیقی با نرخ مشارکت ۶۸.۴درصدی مردان دارد. با وجود رشد مشارکت اما شاهد کاهش سهم زنان از کل اشتغال در بخش صنعت از ۲۶.۶درصد به ۲۵.۷درصد هستیم.

ادامه نوشته

روایت فقر در شوک تحریم‌ها

شماره روزنامه: ۶۰۹۷

تاریخ چاپ: ۱۴۰۳/۰۶/۱۹

شماره خبر: ۴۱۰۲۲۹۵

گروه: سیاست گذاری

دنیای اقتصاد : نگاهی به تحولات اقتصادی در یک دهه گذشته نشان می‌دهد که با آغاز دور دوم تحریم‌های اقتصادی، جمعیت فقرا در ایران ۱۰ میلیون نفر افزایش یافته است. در حال حاضر ۲۶ میلیون نفر از ایرانیان زیر خط فقر به سر می‌برند. با وقوع این تحولات، سیاستگذاران با تخصیص بودجه‌های چشمگیر سعی در کاهش نرخ فقر داشته‌اند؛ بااین‌حال تلاش‌های مذکور در این زمینه موفق نبوده است. در چنین شرایطی بسیاری از اقتصاددانان معتقدند که حرکت به سوی رشد اقتصادی پایدار و ایجاد مشاغل متنوع و با‌کیفیت یکی از مهم‌ترین راه‌های کاهش نرخ فقر در کشور است. بااین‌حال پرسش‌های مختلفی در زمینه کیفیت فقر در ایران و راهکارهای کوتاه‌مدت مقابله با این پدیده وجود دارد. سید‌هادی موسوی‌نیک عضو هیات علمی مرکز پژوهش‌های مجلس، زهرا کاویانی عضو هیات علمی مرکز پژوهش‌های مجلس، و عطیه وحیدمنش عضو هیات علمی دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران با حضور در نشست نقد و نظر گروه رسانه‌ای «دنیای اقتصاد» به بررسی وضعیت فقر در ایران پرداختند.

ادامه نوشته

بیراهه انتقال پایتخت

پایتخت‌ فعلی بعداز انتقال چه وضعیتی پیدا می‌کند؛ پایتخت جدید چطور؟

مشکلات تهران چیست و چگونه حل می‌شود؟ گفت‌وگوی «دنیای‌اقتصاد» با معاون اسبق شهرداری تهران

نظر فرزانه صادق در سال ۹۸ درباره «انتقال پایتخت» چه بود؟

۶ بار طی ۱۱۰ سال گذشته برای «انتقال پایتخت از تهران» سعی شد؛ کدام شهرها نامزد شدند و چرا پایتخت جابه‌جا نشد؟

ماجرای «قانون تعلیق‌شده سال ۹۴» درباره «انتقال پایتخت از تهران» و آخرین تصمیم‌گیری در سال ۹۹ درباره پایتخت چیست؟

جواب «رد» به گزینه انتقال پایتخت با ۴ دلیل؛ گزینه اصلی و ممکن چیست؟

شماره روزنامه: ۶۰۹۷

تاریخ چاپ: ۱۴۰۳/۰۶/۱۹

شماره خبر: ۴۱۰۲۳۱۲

گروه: مسکن و عمران

دنیای اقتصاد : نظریه «انتقال پایتخت» برای دست‌کم هشتمین‌بار طی ۱۱۰سال گذشته مطرح شد و این‌بار آنچه تحت عنوان «تنها راه‌حل مشکلات تهران» توسط رئیس‌جمهور بیان شده، با ۶پرسش روبه‌رو است. فرجام قانون تعلیق‌شده سال۹۴ که براساس همان صورت‌مساله‌‌ امروز تهران به تصویب رسید، اولین سوال مقابل گزینه مطرح‌شده توسط مسعود پزشکیان است. براساس قانون «امکان‌سنجی انتقال مرکز سیاسی و اداری کشور و تمرکززدایی از تهران» قرار بود یک شورای مطالعاتی، از بین دو گزینه «تمرکززدایی خدمات، امکانات رفاهی و شغلی از پایتخت» یا «انتقال پایتخت»، یکی را به‌عنوان راه اصلی نجات تهران از ابرمشکلات ترافیک، آلودگی ‌هوا، تراکم‌جمعیت و هزینه مسکن برگزیند. مطالعات شورای مذکور تا سال۹۹ به تهیه یک کتابچه ۵۳صفحه‌ای منجر شد که جواب، «نه» به انتقال پایتخت بود؛ اما صدور رای نهایی شورا به‌دلیل تعلیق جلسات ناشی از شیوع کرونا، تا امروز معطل مانده است. دو پرسش مهم‌تر اما، «تصویر تهران پس‌از انتقال پایتخت» و «وضعیت پایتخت جدید» است. فاکتورهای هزینه و زمان انتقال و همچنین شهر در قد و قواره پذیرش پایتخت، پرسش دیگر است. در این بررسی، ضمن معرفی «راه تصفیه تهران از ابرمشکلات» در مقابل «بیراهه انتقال پایتخت»، پیام معنادار تجربه ۲۴کشور در انتقال پایتخت و نقاط عطف در تاریخ ۲۳۵ساله پایتختی تهران تشریح شده است.

ادامه نوشته

همدستی ویرانگر ناترازی‌ها

شماره روزنامه: ۶۰۹۶

تاریخ چاپ: ۱۴۰۳/۰۶/۱۸

شماره خبر: ۴۱۰۱۹۵۷

گروه: سیاست گذاری

دنیای اقتصاد : با آغاز دولت چهاردهم بار دیگر صحبت‌ها درباره اصلاحات اقتصادی و رفع ناترازی‌ها بر سر زبان‌ها افتاده است. نکته قابل تامل در این رابطه این است که وجه غالب این سخنان، پویایی و اثرگذاری ناترازی‌ها بر یکدیگر است. به بیان دیگر، اغلب ناترازی‌ها با یکدیگر ارتباطی نزدیک دارند و به همین دلیل، برای رفع این ناترازی‌ها باید دیدی جامع نسبت به همه آنها داشته باشیم. برای مثال، ناترازی برق باعث قطع برق صنایع و کاهش میزان تولید کشور می‌شود. قطع متناوب برق صنایع باعث ناتوانی آنها در پرداخت دستمزد کارکنان خود می‌شود و از این دریچه بر ناترازی صندوق‌های بازنشستگی و ناترازی بودجه‌ای دولت اثر می‌گذارد. ناترازی برق، نمونه‌ای از ناترازی‌های گسترده در سطح کشور است که حالت تشدیدشونده دارند. به‌عنوان نمونه ملموس دیگر، می‌توان به اصلاح قیمت حامل‌های انرژی نظیر بنزین اشاره کرد. تشدید ناترازی بنزین در آینده اثر قابل توجهی بر بودجه دولت خواهد گذاشت. از سوی دیگر، مادامی که سیاست مناسبی برای مهار نرخ تورم در نظر گرفته نشود، اصلاح تک‌بعدی قیمت حامل‌های انرژی نیز به یک راهکار عملی تبدیل نمی‌شود. بنابراین باید به این نکته توجه کرد که شناخت ساختار ناترازی‌های کشور بر این موضوع دلالت دارد که اصلاح تک‌بعدی ناترازی‌ها یا آزادسازی قیمتی محدود، راه‌حلی پایدار برای ناترازی‌ها نیست و هر اقدام برای رفع آنها، باید همراه با دیدی جامع و گام برداشتن در راستای آزادسازی اقتصادی باشد. نکته قابل توجه دیگر اینکه ناترازی‌ها را نمی‌توان تنها به مرزهای اقتصادی محدود کرد، بلکه این ناترازی‌ها در بخش های اجتماعی و سیاست‌ خارجی نیز مشاهده می‌شود. به بیان دیگر، اصلاح روابط خارجی برای مدیریت تنش‌ها و کنترل ریسک‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای و از سوی دیگر، رفع چالش‌های اجتماعی، برای همراه‌سازی مردم به‌منظور انجام اصلاحات اقتصادی دو ضرورت مهم محسوب می‌شود. عدم شناخت پویایی ناترازی‌ها و ارتباط آن با سایر بخش‌ها، باعث خواهد شد که مسیر اصلاحات اقتصادی همراه با رنج، اما بدون ثمر باشد.

ادامه نوشته

تغذیه دولت از پول پرقدرت

شماره روزنامه: ۶۰۹۴

تاریخ چاپ: ۱۴۰۳/۰۶/۱۳

شماره خبر: ۴۱۰۰۸۴۲

گروه: بازار پول و ارز

دنیای اقتصاد : بررسی آمارهای پولی و بانکی بانک مرکزی حاکی از آن است که رشد بدهی دولت به بانک مرکزی در انتهای سال گذشته بیشترین رقم در نیم دهه گذشته بوده است. در سه ماه ابتدایی سال جاری نیز هنوز رشد بدهی‌های دولت به بانک مرکزی رقم قابل توجهی بوده و تا پایان خردادماه این رقم حدود ۷۰درصد گزارش شده است. افزایش بدهی دولت به بانک مرکزی حاکی از آن است که مخارج جاری از پایه پولی تامین می‌شود که تداوم این روند باعث افزایش نرخ تورم خواهد شد.

ادامه نوشته

فاز مسکن چیست؟

بانک‌‌‌مرکزی بدون اعلام آمار مسکن ماه گذشته، داده‌‌‌های دو ماه پیش را منتشر کرد

قیمت واقعی مسکن بعد از افزایش ۲۴درصدی در سال ۱۴۰۲، در ۴ ماه اول امسال ۳.۸‌درصد کاهش یافت؛ این تغییرات به چه معناست؟

۶ نشانه «نبود محرک تقاضا در مسیر رشد قیمت مسکن» و «تغییر کارگردان تورم ملک»

شماره روزنامه: ۶۰۹۴

تاریخ چاپ: ۱۴۰۳/۰۶/۱۳

شماره خبر: ۴۱۰۰۸۸۱

گروه: مسکن و عمران

دنیای اقتصاد-گروه مسکن و شهری : گزارش رسمی «روند قیمت مسکن در تهران» سرانجام منتشر شد. هرچند آمار اعلام‌شده مربوط به «معاملات مسکن ۲ماه ‌پیش» است، اما نتایج تحقیقات میدانی «دنیای‌اقتصاد» از این بازار، تحولات ماه گذشته را نیز تشریح کرده است. گزارش «دنیای‌اقتصاد» از آنچه طی ماه‌های گذشته از ۱۴۰۳ در بازار مسکن رخ داده است، نشان می‌دهد از یک طرف قیمت آپارتمان‌ها افزایش پیدا کرده (۷درصد طی ۴ ماه) و از طرف دیگر، نبض خرید در پایین‌ترین میزان نسبت به سال‌های گذشته قرار دارد و از آن مهم‌تر، تحرکات تقاضای غیرمصرفی (خرید سرمایه‌ای ملک) به شکل چشم‌گیر فروکش کرده است. با این رفتار دوگانه -رشد قیمت با وجود رکود خرید- این پرسش مطرح می‌شود که «فاز بازار ملک چیست؟» بررسی‌های «دنیای‌اقتصاد» برای پاسخ به این پرسش مشخص می‌کند، بازار مسکن در ماه‌های گذشته از ۱۴۰۳، دو تفاوت شاخص با سال‌های عصر جهش قیمت داشته است؛ از جمله «اختلاف اساسی در سرعت رشد ماهانه قیمت اسمی». این تفاوت‌ها در کنار «افت قیمت واقعی مسکن در ۴ماه اول امسال» بیانگر آن است که بازار هم‌اکنون در فاز گذار از جهش قیمت قرار دارد و آنچه باعث افزایش قیمت اسمی می‌شود، براساس ۶ نشانه، «به تورم بالادست مسکن» برمی‌گردد.

ادامه نوشته

تنظیم‌گری یا تخریب‌گری؟

شماره روزنامه: ۶۰۹۲

تاریخ چاپ: ۱۴۰۳/۰۶/۱۰

شماره خبر: ۴۱۰۰۰۱۶

گروه: سیاست گذاری

دنیای اقتصاد : در یک دهه اخیر، سیاستگذار، با بهانه «تنظیم‌گری» تبدیل به «مداخله‌گر» بازار شده که خود عاملی برای تشدید ناترازی‌ها در کشور است. هنگامی که اقتصاد با یک شوک یا نااطمینانی روبه‌رو می‌شود، سیاستگذار عملا به مداخلات گسترده در عرضه، تقاضا و قیمت‌گذاری می‌پردازد. این مداخله به شکلی است که بازار از ماهیت خود تهی می‌شود و صرفا به محلی برای تخصیص کالاها با قیمتی از پیش تعیین‌شده تبدیل می‌شود. در مرحله بعد، قیمت پایین‌تر از قیمت بازار منجر به شکل‌گیری رانت می‌شود و سیاستگذار با سلیقه خود اقدام به توزیع رانت می‌کند. بررسی‌ها نشان می‌دهد رویه کلی تنظیم‌گران در کشورهای توسعه‌یافته، مداخله حداقلی و استفاده از روش‌های غیرقیمتی برای تنظیم شرایط و حفاظت از حقوق فعالان بازار است. علاوه بر مشکلات مربوط به سیاستگذاری داخلی، به نظر می‌رسد تحریم‌ها با جدا کردن مسیر بازار داخل ایران از بازارهای دنیا، بستر سیاست‌های مداخله‌گرایانه را ایجاد کرده است.

ادامه نوشته

قطب‌نمای سیاست پولی

شماره روزنامه: ۶۰۹۱

تاریخ چاپ: ۱۴۰۳/۰۶/۸

شماره خبر: ۴۰۹۹۵۷۵

گروه: سیاست گذاری

دنیای اقتصاد : نرخ بهره یکی از ابزارهای کلیدی در سیاستگذاری پولی به شمار می‌رود که نقش مهمی در هدایت و تنظیم مسیرهای اقتصادی یک کشور دارد. در ایالات متحده، این ابزار از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است؛ چرا که به عنوان بزرگ‌ترین اقتصاد جهان، تغییرات نرخ بهره در این کشور تاثیرات گسترده‌ای بر روندهای اقتصادی بین‌المللی دارد. با توجه به تحولات اخیر در اقتصاد آمریکا، پرسش اساسی در محافل اقتصادی این است که آیا شرایط کنونی می‌تواند فدرال رزرو را به سمت کاهش نرخ بهره سوق دهد؟ پاسخ به این پرسش نیازمند تحلیل دقیق چندین شاخص کلیدی اقتصادی است؛ شاخص‌هایی که همواره در کانون توجه فدرال رزرو قرار داشته و نقشی تعیین‌کننده در تصمیم‌گیری‌های این نهاد ایفا می‌کنند.

ادامه نوشته

زمین بورس برنده

شماره روزنامه: ۶۰۹۱

تاریخ چاپ: ۱۴۰۳/۰۶/۸

شماره خبر: ۴۰۹۹۵۴۱

گروه: بورس

دنیای اقتصاد : بورس تهران طی چند دهه‌ای که مشغول به فعالیت بوده، همواره با دو محرک رشد قیمت ارز و تورم وارد فاز رونق شده است. بررسی‌ها نشان می‌دهد بخشی از فضای رو به رشد بازار سهام، مدیون رشد اقتصادی دهه۷۰ و ۸۰ باشد. اما با کشیده شدن ترمز رشد اقتصادی در دهه۹۰، بخشی از تورم انباشته‌شده بر اثر رشد نقدینگی، طی چند سال تخلیه شد و رشد سطح عمومی قیمت‌ها به ۴۰درصد رسید. تورم بالا در کنار رشد اقتصادی پایین، نتیجه عدم سرمایه‌گذاری اقتصادی است. همین امر به مستهلک‌شدن صنایع منجر شد و بهره‌وری تولید را به‌شدت کاهش داد. ضمن آنکه قیمت‌گذاری دستوری و بزرگ‌تر شدن ناترازی‌های اقتصادی به رشد فراتورمی هزینه‌های شرکت‌ها منجر شد. در نتیجه رشد سود شرکت‌ها از تورم و قیمت دلار عقب مانده است. به نظر می‌رسد بدون کنترل تورم و رشد اقتصادی و شفاف‌سازی قیمت ارز بازسازی صنایع و بازار سرمایه ممکن نیست.

علی‌محمدی / دنیای‌اقتصاد

علی قاسمی: بورس طی سال‌های فعالیت رسمی در ایران، با افت و خیزهای فراوانی همراه بوده؛ به‌طوری که همواره بازار سهام، به‌واسطه دوره‌‌‌های رشد اقتصادی و رونق‌‌‌های ارزی، فراز و نشیب‌‌‌هایی را تجربه کرده است. دوره‌های رشد اقتصادی با وفور درآمدهای نفتی به سرکوب ارزی و رکود بورس و دوره‌‌‌های رونق ارزی با تاخیر زمانی به رشد شاخص کل بازار سهام منجر شده است.

آیا طی چهارسال اخیر نیز دوباره به دوران وفور درآمد ارزی رسیدیم و به‌زودی سیکل صعودی بورس شروع می‌شود؟ شاید در سه‌سال اخیر با روی کارآمدن دولت سیزدهم و تغییر سیاست‌‌‌های دنیا، دوباره درآمدهای نفتی بهبود یافته باشد، اما وضعیت کنونی کشور با دو دهه قبل تفاوت‌های زیادی دارد. اول آنکه فنر تورم سرکوب‌‌‌شده دهه‌‌‌های گذشته در پنج‌سال اخیر رها شده است. دوم، کسری‌‌‌های دولت است که به دخالت دولت در بورس و حذف یارانه‌‌‌های بنگاه‌‌‌های تولیدی منجر شده است. نتیجه این دو اتفاق سبب شده است تا هزینه‌‌‌های عمومی و سربار شرکت‌ها طی سه‌سال اخیر رشد فراتورمی را تجربه کند و با وجود رشد قیمت ارز، سود شرکت‌ها رشد قابل قبولی را به ثبت نرساند. رشد اقتصادی پایین و تورم بالا بنیان بورس را برای رشد پایدار، سست کرده است.

داستان اقتصادی بورس

بازار سهام، پس از پایان جنگ با قوانین جدید و در دوران بازسازی اقتصادی به‌خصوص در صنایع بزرگ شکل گرفت؛ به‌طوری که از دهه 70 و دوران سازندگی، رشد اقتصادی بالایی شکل گرفت. این رشد اقتصادی تا سال90 ادامه داشت. افزایش تولید ناخالص داخلی سوخت موتور حرکت نماگر بورس بود؛ به طوری که شاخص کل بورس از ابتدای دهه 70 تا پایان دولت دوم خاتمی رشد 3هزار و 600درصدی داشت. این رشد در کنار تورم پایین و نوسان پایین قیمت دلار، قابل‌توجه بود. اقتصاد ایران، طی دهه 80 رشد سالانه متوسط 4درصدی داشت. اگرچه در دولت اول احمدی‌‌‌نژاد، سرکوب نرخ ارز به افت 40درصدی شاخص بورس منجر شد، اما تجمیع رشدهای اقتصادی دو دهه در کنار رشد نسبی قیمت ارز در دولت دهم، به بورس کمک شایانی کرد. در دوره اول دولت روحانی نیز بهبود فضای اقتصاد به‌واسطه مذاکرات برجام، موتور رشدهای بزرگ بازار را در سال‌های بعد رقم زد. به عبارت بهتر، دوران وفور درآمدهای نفتی که اتفاقا با دوره اول دولت‌‌‌ها، همزمان شده بود، بنیان خوبی را برای رشد‌‌‌های بزرگ ساخت. اما تفاوت بورس دهه جدید با دهه‌های 90 و 80 در چیست؟ اول آنکه رشد سالانه اقتصاد از سال 97 و پس از خروج برجام از بورس از 4درصد به 2درصد کاهش یافت.

دومین تفاوت به این موضوع مربوط است که شوک‌‌‌های ارزی واردشده به کشور و بزرگ‌‌‌شدن کسری‌‌‌ها و ناترازی‌‌‌های دولت، تورم انباشت‌‌‌شده دودهه را در تورم پنج‌سال اخیر تخلیه کرد. در شرایطی که چشم‌‌‌انداز رشد اقتصادی چندان روشن نیست و تورم سالانه در محدوده 40درصدی است، بورس می‌‌‌تواند رشد‌‌‌های بزرگ را رقم بزند؟ به نظر می‌رسد بورس برای رشد بزرگ به رشد اقتصادی در کنترل تورم و تک‌‌‌‌نرخی‌‌‌شدن ارز نیاز خواهد داشت.

زنجیره ضعیف صنایع

اگر با دید کلان به صنایع فعال در بازار سهام توجه شود، بورس از صنایع بزرگ تاثیرپذیری بالایی دارد؛ به‌طوری که حال صنعت فولاد، به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین صنایع بازار سرمایه، به شرایط زنجیره تامین خود بستگی دارد. ضمن آنکه انرژی نیز در این صنعت نقش مهمی ایفا می‌کند. استخراج از معادن سنگ‌آهن کشور به‌عنوان اولین حلقه زنجیره کشور با عیار پایینی صورت می‌گیرد. این درحالی است که دولت نرخ حقوق دولتی و بهره مالکانه معادن را براساس ضریبی از فروش محصولات تعیین می‌کند که به طور مستقیم به قیمت ارز وابسته است. به لحاظ انرژی نیز دولت با ناترازی‌‌‌هایی همراه شده است؛ به‌طوری که نوسانات نرخ ارز طی سال‌های اخیر توجیه اقتصادی ساخت نیروگاه را به‌شدت کاهش داده است. هم‌‌‌اکنون اغلب نیروگاه‌‌‌های موجود در کشور سود اقتصادی ندارند و سود حسابداری آنها نیز تماما غیر‌واقعی است.

عدم‌تامین مستمر و پیوسته برق برای صنعت فولاد و به‌خصوص آلومینیوم و شمش و روی سبب شده است تا دولت از صنایع دیگر مانند سیمان غافل بماند؛ صنعتی که متاسفانه هر سال به دلیل مشکلات تولید، تورمی را به بازار تحمیل می‌کند. صنعت پتروشیمی نیز شرایطی مشابه با صنعت فولاد دارد. معضل گاز خوراک در این صنعت از زمانی پدیدار شد که نرخ آن براساس چند هاب جدید و طبق قیمت دلار مورد محاسبه قرار گرفت. دولت به دلیل کسری‌‌‌های خود، در حال حاضر مجبور شده است سوبسیدی را که به صنعت پتروشیمی طی دودهه داده است کاهش دهد یا حذف کند. بر همین اساس با وجود آنکه مبین انرژی خلیج‌فارس و دیگر تامین‌‌‌کنندگان یوتیلیتی در دودهه با قیمت‌گذاری و دخالت مستقیم دولت مواجه شده بودند، اکنون براساس فرمول خاصی اقدام به فروش می‌کنند. هرچند در خصوص نحوه محاسبه همین نرخ خوراک و گران بودن آن نسبت به کشورهای منطقه حرف‌‌‌های بسیاری بیان شده، اما همه این موارد در عدم‌سرمایه‌گذاری در صنعت برق و گاز خلاصه شده است.

در صنایع ریالی و کوچک‌تر مانند صنعت غذایی، قند و شکر، دارویی و زراعت نیز به دلیل کاهش قدرت خرید مردم که در نتیجه تورم‌‌‌های افسارگسیخته پدید آمده است، اوضاع تفاوت خاصی ندارد. دولت به دلیل صرفه‌جویی‌‌‌های ارزی، تمایلی به تامین ارز واردات برخی از مواد اولیه و تجهیزات ندارد. واردات خط قرمز دولت‌‌‌ها تلقی شده و نسبت به اعداد و ارقام آن حساسیت بالایی نشان داده می‌شود. نتیجه همه این اتفاقات ناگوار برای اقتصاد، حتی نتوانست با رشد قیمت ارز، بورس 1401 را با رونق چشم‌گیری همراه کند. به همین واسطه، ارزش معاملات بورس از سال 99 ارقام بسیار پایینی به ثبت رسیده و در مقایسه با رشد قیمت ارز، اعداد کوچک‌تر هم نمایش داده می‌‌‌شوند. در نتیجه صنعت فراکاب، نهادهای مالی و تامین سرمایه‌‌‌ها نیز حال خوبی ندارند.

۶ باگ مسکن‌دولتی

معمای مشارکت زیر ۱۵ درصدی «مشمولان خانه‌‌اول» در طرح مسکن‌‌‌‌ملی با انتشار یک گزارش رسمی پاسخ داده شد

از نگاه مرکز پژوهش‌‌های مجلس خانه‌‌های دولتی‌‌ساز عمدتا به «خانه‌‌دارها» می‌رسد و در «خانه‌‌دار شدن دهک‌‌های ۱ تا ۳» با این طرح «ابهام اساسی» وجود دارد

شماره روزنامه: ۶۰۸۹

تاریخ چاپ: ۱۴۰۳/۰۶/۶

شماره خبر: ۴۰۹۸۸۷۴

گروه: مسکن و عمران

دنیای اقتصاد : خانه‌ندارهای سه دهک اول برای رسیدن به «مسکن دولتی» باید بهای سنگین پرداخت کنند؛ به‌طوری که دهک اول ۱.۶برابر درآمد سالانه‌ خود را باید بابت قسط وام بپردازد. هزینه مستاجری اما کمتر از این رقم است. یک پژوهش رسمی درباره «ریزش ۸۵درصد متقاضیان مسکن‌ملی» و غلبه مالکان بر مستاجرها در طرح، ۶ اشکال را شناسایی کرد.

ادامه نوشته

صنعت در وضعیت قرمز

شماره روزنامه: ۶۰۸۹

تاریخ چاپ: ۱۴۰۳/۰۶/۶

شماره خبر: ۴۰۹۸۸۶۳

گروه: صنعت و معدن

دنیای اقتصاد : بنگاه‌های صنعتی در تیرماه ۱۴۰۳ نسبت به ماه‌های قبل رکود عمیق‌تری را با‌توجه به شاخص‌های تولید و فروش تجربه کرده‌اند. پایش بخش حقیقی اقتصاد نشان می‌دهد که در اولین ماه تابستان شاخص فروش به میزان بیشتری در مقایسه با شاخص تولید کاهش یافته که بیانگر حادتر شدن بحران تقاضای موثر در اقتصاد است. تداوم وضعیت موجود باعث خواهد شد که بنگاه‌های بیشتری با نیمی از ظرفیت تولیدی کار کنند و این ظرفیت به مرور کاهش یابد و در نهایت آنها را با خطر تعطیلی مواجه کند.

ادامه نوشته