درآمد چینی‌ها دوبله شد !

جف کاکس سی ان بی‌سی در آغاز سال جدید میلادی هستیم و در سال‌جاری دولت چین باید به وعده خود یعنی دو برابر کردن درآمد و تولید ناخالص داخلی این کشور در یک دهه اخیر یعنی بین سال ۲۰۱۱ تا امسال عمل کند. این یک وعده بزرگ بوده که انتظار می‌رود تحقق یابد البته با توجه به چالش‌های موجود، حفظ رونق اقتصاد چندان آسان نیست. حرکت چین به سمت رونق از اواخر دهه ۱۹۷۰ در قالب باز کردن بازارها آغاز شد. طی دهه‌های اخیر برنامه‌ریزی متمرکز، بهره‌گیری از نیروی کار ارزان، ارزش پایین پول ملی و سیستم مستحکم تولید کارخانه‌ای برای صادرات کالا به سراسر جهان ادامه پیدا کرده و سبب شده اقتصاد چین از حالت یک اقتصاد روستایی فقیر به دومین اقتصاد بزرگ جهان تبدیل شود و حرکت آن به سمت توسعه و رونق پایدار ادامه پیدا کند.

درآمد چینی‌ها دوبله شد !

تولید ناخالص داخلی چین اکنون بیش از ۱۳ هزار میلیارد دلار است که نسبت به تولید ناخالص داخلی آمریکا پایین‌تر، اما در حال نزدیک شدن به آن است. بسیاری از کارشناسان معتقدند سال جدید میلادی اقتصاد چین ۶ درصد رشد می‌کند و وعده دولت یعنی دوبرابر کردن درآمد و تولید ناخالص داخلی طی یک دهه تحقق خواهد یافت. سال ۲۰۱۰ چین با پشت‌سر گذاشتن ژاپن به دومین اقتصاد بزرگ جهان تبدیل شد.  چالش‌های پیش‌روی اقتصاد این کشور متعدد است و تداوم رونق کنونی مستلزم حفظ رقابت‌پذیری و تامین انتظارات داخلی و خارجی است. شرایط حاکم بر اقتصاد چین تغییرات بزرگی کرده است. سال ۲۰۰۷ اقتصاد این کشور ۲/ ۱۴ درصد رشد کرد در حالی که طی چهار سال اخیر نرخ رشد سالانه زیر ۷ درصد بوده است. درحال‌حاضر اقتصاد چین با سه مشکل بزرگ مواجه است: جنگ تعرفه‌ای با آمریکا، افزایش هزینه نیروی کار و کاهش فعالیت‌ها در بخش تولید کارخانه‌ای.

جنگ تعرفه‌ای از اواسط سال گذشته آغاز شده و ترامپ تلاش کرده از طریق اعمال فشار بر اقتصاد چین این کشور را به تغییر رویه تجاری وادار کند. سه دور مذاکره بین هیات‌های تجاری دو طرف برگزار شد که دو دور نخست به بن‌بست رسید اما در دور سوم، دو طرف بر چند موضوع تمرکز کردند و به نتیجه رسیدند. اخبار اخیر از روند مذاکرات مثبت بوده و حالا انتظار می‌رود شرایط به تدریج بهتر شود اما با آنکه توافق محدود تجاری در آستانه امضا شدن است اما اختلافات دوطرف بسیار فراگیر است و تا رفع این اختلافات و لغو تعرفه‌ها راهی طولانی در پیش است.

این یک واقعیت نگران‌کننده است زیرا اثرات منفی تنش‌ها همچنان بر اقتصاد این کشور احساس خواهد شد. مردم چین معتقدند تعرفه‌ها لطمات بزرگی به اقتصاد وارد کرده است. نرخ تورم به‌ویژه در مواد غذایی بین ۱۰ تا ۱۵ درصد است در نتیجه رفتار مصرف‌کنندگان در حال تغییر است و کاهش مصرف خطراتی برای اقتصاد در پی دارد. دولت چین تا قبل از آغاز جنگ تعرفه‌ای تلاش می‌کرد بر مصرف داخلی بیفزاید تا رشد اقتصاد وابستگی کمتری به صادرات و سرمایه‌گذاری داشته باشد. حالا نرخ تورم رشد کرده و مردم مجبور هستند از مصرف خود بکاهند.

اثر منفی بعدی جنگ تعرفه‌ای، کند شدن رشد صادرات است. صادرات چین به آمریکا سال گذشته ۱۲ درصد کاهش یافت، در حالی که سال ۲۰۱۸ حدود ۵/ ۸ درصد افزایش یافته بود. تخمین زده می‌شود که کاهش صادرات بیش از یک درصد از رشد تولید ناخالص داخلی چین بکاهد. به دلیل شرایط کنونی نمی‌توان گفت بدترین حالت پایان یافته و پیش‌بینی می‌شود سال‌جاری نیز شرایط برای چین سخت باشد. چالش‌های دیگری نیز در برابر چین وجود دارد: کاهش توانایی اجرای سیاست‌های حمایتی و رشد میزان بدهی‌ها جزو این چالش‌ها هستند.

دولت و بانک مرکزی چین باید از ثبات اقتصاد این کشور حمایت کنند، اما رشد بدهی‌ها از جمله بدهی‌های خارجی، کاهش بازده سرمایه، کمتر شدن مازاد حساب جاری و کاهش ذخایر ارزی خارجی عواملی هستند که هنگام تدوین برنامه‌های حمایتی باید مورد توجه قرار گیرند. به‌رغم آنچه بیان شد افق اقتصاد چین مثبت است و این کشور در مسیر تبدیل شدن به بزرگ‌ترین اقتصاد جهان به حرکت خود ادامه خواهد داد. برنامه‌های کلان زیرساختی شامل ساخت ابرشهرهای بزرگ‌تر از نیویورک بخشی از برنامه عظیم چین برای تحقق آن هدف است.

دولت چین در مسیر افزایش بهره‌وری و جبران روند پیر شدن جمعیت حرکت کرده و نقاط ضعف را به سرعت می‌یابد و رفع می‌کند. یک‌جنبه از تبدیل شدن به بزرگ‌ترین اقتصاد جهان، پیشرو بودن در حوزه فناوری است. چین سرمایه‌گذاری عظیمی در فناوری نسل پنجم اینترنت و دیگر فناوری‌های پیشرفته از جمله هوش مصنوعی کرده است و هدف از این سرمایه‌گذاری‌ها کسب برتری در فناوری‌هایی است که به سرعت در حال گسترش هستند.

بانک مورگان استنلی به مشتریان خود پیشنهاد کرده در سهام شرکت‌های فعال در حوزه فناوری پیشرفته، ساخت و ساز ابرشهرها، آموزش مجازی و نوآوری سرمایه‌گذاری کنند. بانک گلدمن‌ساکس نیز پیشنهاد داده سرمایه‌گذاران به خرید سهام شرکت‌های فعال در حوزه اینترنت نسل ۵ و سهام شرکت‌های تولید‌کننده لوازم مصرفی اقدام کنند. برخی تحلیلگران با اشاره به ریسک‌هایی که متوجه اقتصاد چین است می‌گویند فضا همچنان پر ابهام است در نتیجه باید احتیاط شود.

۵ تردید بزرگ

جولیان زلیزر سی ان ان سال ۲۰۱۹ از جهات مختلف، سالی بسیار پرتنش بود و بعید است امسال میزان تحولات به‌ویژه در آمریکا به اندازه سال گذشته باشد. مسائل مختلف در سالی که گذشت ذهن سرمایه‌گذاران را درگیر کرد: سرنوشت تنش‌های تجاری بین چین و آمریکا، نحوه جدایی انگلستان از اتحادیه اروپا و اثرات آن، استیضاح ترامپ، ناآرامی‌ها در آمریکای لاتین، فرانسه و خاورمیانه و سیاست‌های پولی بانک‌های مرکزی بزرگ جزو مهم‌ترین مسائلی هستند که سال گذشته وجود داشتند و در سال جدید بر اقتصاد و سیاست جهان اثر خواهند گذاشت. در ایالات متحده امسال سال انتخابات است و پرسش‌های گوناگونی درباره استیضاح ترامپ و نتیجه انتخابات مطرح است. در ادامه به پنج پرسش مهم که امسال پاسخ آنها مشخص خواهد شد اشاره می‌کنیم.

5 تردید بزرگ

پرسش نخست این است که چه کسی از لحاظ سیاسی پیروز استیضاح ترامپ خواهد بود؟ فعلا نانسی پلوسی، رئیس مجلس نمایندگان آمریکا از ارسال پرونده استیضاح ترامپ به مجلس سنا اجتناب کرده است اما هنگامی که این کار را انجام دهد آنچه در مجلس سنا روی می‌دهد اهمیت بالایی دارد. با آنکه عده بسیار کمی تصور می‌کنند مجلس سنا به برکناری ترامپ رای خواهد داد. اما هیچ کس نمی‌داند اثرات این استیضاح چه خواهد بود. تردیدی وجود ندارد که آنچه پس از استیضاح ترامپ رخ می‌دهد بر انتخابات ریاست‌جمهوری ماه نوامبر اثرات بزرگی دارد. برخی معتقدند دموکرات‌ها زیان خواهند دید. اگر جمهوری‌خواهان مجلس سنا ترامپ را در مقام خود ابقا کنند حزب جمهوری‌خواه موضوع را دنبال نمی‌کند؛ اما ترامپ از استیضاح برای تقویت جبهه خود استفاده خواهد کرد.

البته عده‌ای با این نظر مخالف هستند. آنها به زیان‌هایی که در دوران ریاست‌جمهوری ترامپ به جمهوری‌خواهان وارد شده اشاره می‌کنند. در انتخابات میان‌دوره‌ای سال ۲۰۱۸ کنگره، جمهوری‌خواهان تعداد زیادی از کرسی‌های خود در مجلس نمایندگان را از دست دادند و این مجلس به تصاحب دموکرات‌ها در آمد. تعداد زیادی از جمهوری‌خواهان کنگره در انتخابات میان‌دوره‌ای سال‌جاری میلادی نامزد نخواهند شد و ترامپ نامحبوب باقی خواهد ماند. به رغم وضعیت خوب اقتصاد آمریکا، از دید این گروه، استیضاح نشان داده این دولت تا چه حد فاسد بوده و افشاگری‌ها بر دیدگاه رای‌دهندگان در انتخابات اثر خواهد گذاشت. سومین گروه معتقدند استیضاح ترامپ اثرات بزرگی در بر ندارد زیرا حافظه مردم قوی نیست و چند ماه پس از برگزاری استیضاح توجه آنها به مسائل دیگر به‌ویژه انتخابات معطوف خواهد شد.

دومین پرسش این است که ترامپ تا کجا پیش خواهد رفت؟ حتی هنگامی که استیضاح پایان یابد بحران ادامه پیدا خواهد کرد. همان‌طور که اقدامات ترامپ در دوره تحقیقات استیضاح نشان داد احتمال ضعف سیاسی یا میراث بد تاریخی سبب نخواهد شد ترامپ به اقدامات اختلال‌آفرین خود ادامه ندهد. پس از اعلام رای سنا درباره استیضاح، به احتمال زیاد ترامپ رفتارهای منفی بسیار بیشتری خواهد داشت. او همچنان از جایگاه خود برای منافع شخصی استفاده خواهد کرد و به انتقام‌گیری از مخالفان خواهد پرداخت. سال‌جاری به شکل اجتناب‌ناپذیری شاهد بی‌پرواترین مبارزات انتخابات ریاست‌جمهوری در تاریخ آمریکا خواهیم بود و به احتمال زیاد ترامپ از هر ابزاری برای پیروزی در انتخابات استفاده خواهد کرد. مشخص نیست این رفتارها تا چه حد بر حزب دموکرات، رای‌دهندگان مردد و جمهوری‌خواهان اثر خواهد گذاشت. از روز اول استقرار ترامپ در کاخ سفید رفتارهای غیرقابل پیش‌بینی او و اقدامات تهاجمی وی خبرسازترین رویدادها بوده و امسال نیز چنین خواهد بود.

سومین سوال این است که آیا اقتصاد آمریکا مستحکم باقی خواهد ماند و آیا از بحران خارجی اجتناب خواهد شد؟ یکی از چیزهایی که ترامپ نمی‌تواند به‌طور کامل کنترل کند، وضعیت اقتصاد آمریکا یا بحران‌های بین‌المللی است. تاکنون او از نرخ پایین بیکاری و رشد شدید بورس آمریکا سود برده است. انتظار می‌رود ترامپ ۴ هزار نیروی آمریکایی را از افغانستان خارج کند و با توجه به وضعیت خوب اقتصادی در داخل و آرامش نسبی در خارج، استدلال متقاعد‌کننده این است که درست نیست وسط مسابقه اسب‌ها را عوض کنیم یعنی ترامپ در انتخابات رای خواهد آورد، اما این شرایط می‌تواند به سرعت تغییر کند. با آنکه میزان محبوبیت او طی چهار سال اول پایین بوده، اگر شرایط تغییر نکند ترامپ بهترین شانس را برای انتخاب مجدد خواهد داشت. اما ضعف در اقتصاد یا یک رویارویی نظامی خطرناک دقیقا همان عاملی است که سبب می‌شود رای‌دهندگان مستقل به ترامپ پشت کنند.

پرسش چهارم این است که کدام حزب می‌تواند بیشترین طرفداران خود را به پای صندوق‌های رای بیاورد؟ در یک انتخابات با نتیجه مبهم، میزان حضور رای‌دهندگان مهم‌ترین عامل پیروزی یک حزب است. حزبی که بتواند در ایالت‌های مردد بیشترین رای‌دهندگان را به خود جلب کند پیروز میدان رقابت خواهد بود. متقاعد کردن رای‌دهندگان وفادار به یک حزب برای تغییر عقیده کمتر از جذب رای‌دهندگان مردد و کسانی که قصد رای دادن ندارند موثر است. میزان حضور رای‌دهندگان در انتخابات به نامزد هر حزب وابسته است. اما حضور رای‌دهندگان مردد یا آنهایی که قصد رای دادن ندارند به همان اندازه مهم است. سال‌جاری میلادی هر دو حزب کارزاری بسیار دشوار پیش‌رو دارند. سازمان‌های راست‌گرا از ترامپ طرفداری می‌کنند و تعداد دیگری از گروه‌های سیاسی هنوز موضع‌گیری نکرده‌اند. بر مبنای شرایط کنونی نمی‌توان با اطمینان گفت که نتیجه انتخابات چه خواهد بود اما حزبی که بتواند آرای رای‌دهندگان مردد و کسانی که قصد حضور در انتخابات را ندارند جذب کند به احتمال زیاد موفق خواهد شد.

پنجمین پرسش این است که آیا دموکرات‌ها نامزد مناسب را انتخاب خواهند کرد؟ دموکرات‌ها همچنان مشغول بررسی گزینه‌های موجود برای انتخاب نامزد اصلی هستند. جو بایدن تلاش کرده نامزدی جذاب جلوه کند. او سعی کرده دموکرات‌ها را متقاعد کند تنها کسی است که می‌تواند ترامپ را شکست دهد. این از هر چیز دیگری مهم‌تر است و بایدن تاکنون نشان داده که جاذبه‌ای قابل‌ملاحظه دارد. با آنکه بایدن مورد حمله دولت و جمهوری‌خواهان قرار گرفته، اما میزان محبوبیتش بالا باقی مانده است. دموکرات‌ها چه از سر ترس از شکست در برابر ترامپ، چه به‌دلیل آنکه بایدن را فردی «ضدترامپ» می‌دانند به نامزد کردن او تمایل دارند، اما درباره پیروز شدن او در برابر ترامپ قطعیتی وجود ندارد. بایدن باید نشان دهد می‌تواند تغییر ایجاد کند تا زمینه حضور رای‌دهندگان مردد را در انتخابات فراهم کند. سال‌جاری میلادی سالی است که از این دست پرسش‌ها در آن بسیار مطرح می‌شود و تنها در ماه نوامبر پاسخ آنها مشخص خواهد شد.

بهترین سال تاریخ

نیکولاس کریستوف نیویورک تایمز اگر به دلیل وضعیت جهان و مشکلات متعدد انسان‌ها دچار افسردگی شده‌اید، اجازه دهید واقعیتی را با شما در میان بگذارم: سال گذشته میلادی در تاریخ بشر بهترین سال بود. واقعیت‌های غم‌انگیزی در جهان وجود دارد، اما باید به این موضوع اشاره کرد که در طول تاریخ بشر، سال ۲۰۱۹ سالی بود که میزان مرگ و میر کودکان، شیوع بیماری‌های خطرناک و بیسوادی بزرگسالان کمترین میزان بود.

بهترین سال تاریخ

در سال‌های اخیر هر روز ۳۲۵ هزار نفر برای نخستین بار به برق، بیش از ۲۰۰ هزار نفر به آب لوله‌کشی و ۶۵۰ هزار نفر به اینترنت دسترسی پیدا کرده‌اند. شاید بزرگ‌ترین غم برای هر کس از دست دادن فرزند باشد. این مرگ و میرها قبلا یک اتفاق شایع بود یعنی نیمی از انسان‌ها در کودکی جان خود را از دست می‌دادند. سال ۱۹۵۰ بیست و هفت درصد کودکان قبل از رسیدن به ۱۵ سالگی جان خود را از دست می‌دادند اما اکنون این رقم به ۴ درصد کاهش یافته است. اینها واقعیت‌های امیدبخش هستند.

ممکن است شما به موضوعاتی نظیر تغییرات آب و هوایی، سیاست‌های ترامپ، جنگ در یمن، وضعیت مردم ونزوئلا یا خطر رویارویی هسته‌ای با کره شمالی اشاره کنید. تمام این موارد جزو نگرانی‌های بزرگ بشر هستند، اما من نگران آن هستم که در اخبار رسانه‌ها چنان بر جنبه‌های منفی زندگی بشر تمرکز شود که مردم تصور کنند همه چیز در حال بدتر شدن است. در یک نظرسنجی مشخص شد اکثر مردم آمریکا معتقدند میزان فقر در جهان در حال افزایش است در حالی که واقعیت این است که در پنج دهه اخیر فقر کاهش یافته است. سال ۱۹۸۱ حدود ۴۲ درصد جمعیت جهان دچار فقر شدید بودند، یعنی طبق تعریف سازمان ملل با روزانه کمتر از ۲ دلار زندگی می‌کردند، اما اکنون تنها ۱۰ درصد مردم جهان در چنین شرایطی زندگی می‌کنند و این در حالی است که جمعیت جهان افزایش یافته است.

در یک دهه اخیر هر روز ۱۷۰ هزار نفر از فقر شدید رها شده‌اند و تعداد کسانی که با روزانه بالاتر از ۱۰ دلار زندگی می‌کنند هر روز ۲۴۵ هزار نفر افزایش یافته است. بسیاری از کسانی که دیگر در فقر شدید زندگی نمی‌کنند همچنان فقیر هستند اما از آنجا که کمتر فقیر هستند احتمال اینکه باسواد شوند بیشتر و احتمال اینکه دچار گرسنگی شدید شوند بسیار کمتر است. از سوی دیگر بسیاری از مردم ممکن است تصور کنند قحطی دائما رخ می‌دهد در حالی که آخرین مورد قحطی که از سوی برنامه جهانی غذا شناسایی شده سال ۲۰۱۷ در یک ایالت سودان رخ داد و تنها چند ماه طول کشید. همچنین بیماری‌های شایع در گذشته، در حال کاهش است و ایدز مهار شده است.

نیم قرن پیش بخش اعظم مردم جهان هرگز به امکانات سوادآموزی دسترسی پیدا نمی‌کردند اما اکنون ۹۰ درصد بزرگسالان جهان باسواد هستند. میزان باسوادی دختران نیز بسیار افزایش یافته است و کمتر نیرویی مانند تحصیل و توانمندسازی زنان می‌تواند جهان را دگرگون کند. ممکن است از خواندن این جملات احساس خوبی پیدا نکنید یا اطلاعات یاد شده را گمراه‌کننده بدانید؛ زیرا هنوز هم مشکلات بسیار بزرگی در جهان وجود دارد. احساس شما را درک می‌کنم. ممکن است آمار و ارقام دقیق نباشند و آمارهای مربوط به سال گذشته میلادی تخمینی هستند، اما من نگران این هستم که بدبینی شدید درباره وضعیت جهان به جای آنکه یک نیرو برای حرکت رو به جلو باشد سبب فلج شود.

برخی خواننده‌ها می‌گویند نجات جان کودکان به بروز بحران جمعیتی و قحطی منجر می‌شود، اما آنها به یک واقعیت توجه نمی‌کنند: هنگامی که والدین مطمئن هستند فرزندانشان نمی‌میرند و به امکانات کنترل زادوولد دسترسی دارند تعداد کمتری فرزند به دنیا می‌آورند. بنگلادش نمونه‌ای روشن از این واقعیت است. درست است که هنوز هم هر ۶ ثانیه یک کودک در جهان جان خود را از دست می‌دهد و این غم‌انگیز است. اما تصور کنید که دو دهه پیش هر ۳ ثانیه یک کودک جان خود را از دست می‌داد. این یک پیشرفت بزرگ است که توجه به آن زمینه را برای بهبود شرایط فراهم می‌کند.

تغییرات آب و هوایی یک تهدید بزرگ برای جهان است. همچنین احتمالا هدف تعیین شده از سوی سازمان ملل یعنی محو فقر شدید تا سال ۲۰۳۰ تحقق پیدا نخواهد کرد. در ایالات‌متحده ترامپ یک تهدید بزرگ برای نهادها محسوب می‌شود و میلیون‌ها خانوار دچار مشکل هستند. ما باید برای رفع این مشکلات به تلاش خود ادامه دهیم؛ اما توجه به پیشرفت‌هایی که به سختی حاصل شده روحیه ما را بالا می‌برد. سه واقعیت وجود دارد: وضعیت جهان اکنون بسیار بهتر از قبل است، مشکلات بسیار بزرگی وجود دارد و جهان می‌تواند وضعیت بسیار بهتری پیدا کند.

من همچنین از اشتیاق همگانی به‌ویژه در نسل جوان برای تبدیل کردن جهان به جایی بهتر برای زندگی امیدوار می‌شوم. مردم حاضرند برای کمک به بهتر شدن شرایط در داخل و خارج کشور کمک کنند. در آینده تاریخ‌نویسان مهم‌ترین روندها در اوایل سده ۲۱ را چنین توصیف خواهند کرد: پیشرفت به سمت محو بیماری‌ها، بی‌سوادی و فقر شدید. سال ۱۹۵۹ هنگامی که من متولد شدم بخش اعظم جمعیت جهان تا پایان عمر به امکانات آموزش سواد دسترسی پیدا نمی‌کردند و در فقر شدید به سر می‌بردند. زمانی که عمر من پایان یابد بی‌سوادی و فقر شدید تقریبا از میان رفته است و این بزرگ‌ترین موفقیت برای بشریت است.

وحشت بزرگ در اقتصاد جهان

محمد ال ارین گاردین در ابتدای سال جدید میلادی هستیم و بررسی آنچه در ماه‌های اخیر در بازارهای مختلف رخ داده می‌تواند به ما کمک کند وضعیت بازارها در سال ۲۰۲۰ را پیش‌بینی کنیم. سال ۲۰۱۹ در حالی پایان یافت که جو بازارها نسبتا مثبت بود. به‌ویژه در مقایسه با پایان سال ۲۰۱۸ شرایط اقتصاد جهان بهتر به نظر می‌رسد. در حال حاضر این امیدواری وجود دارد که در سال جدید نرخ رشد اقتصاد جهان بالاتر از سال قبل باشد، تنش‌های تجاری بین چین و آمریکا کاهش یابد و بانک‌های مرکزی سیاست‌های حمایتی پولی را حفظ کنند تا نقدینگی کافی در اختیار متقاضیان و اقتصاد قرار داشته باشد. از سوی دیگر، نوسان و بی‌ثباتی در بازارهای مالی کاهش یافته و انتظارهای منطقی درباره بازده قابل‌ملاحظه سرمایه‌گذاری در بازارهای گوناگون وجود دارد.

وحشت بزرگ در اقتصاد جهان

بسیار وسوسه‌کننده است که اکنون ریسک بالا بپذیریم اما این کار به معنای نادیده گرفتن یک عنصر کلیدی در چشم‌اندازه آینده است. واقعیت این است که آینده کوتاه‌مدت نسبتا مشخص است، اما در بلندمدت برای مثال در ۵ سال آینده چنین نیست و ابهام‌های گوناگون و نگران‌کننده‌ای وجود دارد. بسیاری از کشورها با مشکلات ساختاری مواجه هستند و این مشکلات تبعات فراگیر و سیستماتیک برای بازارها و اقتصاد جهان خواهد داشت. برای مثال در ۵ سال آینده اتحادیه اروپا رابطه سیاسی و اقتصادی جدید با بریتانیا خواهد داشت و همزمان باید با یک مشکل دیگر یعنی رشد غیریکنواخت اقتصادی اعضا که اثرات زیانبار سیاسی و اجتماعی دارد مقابله کند. اتحادیه اروپا باید با اثرات دوران طولانی نرخ‌های منفی بهره به نوعی کنار بیاید و برنامه‌هایی برای تقویت ساختارهای مالی و اقتصادی خود اجرا کند. مادام که ساختار منطقه یورو کامل نیست، ریسک بی‌ثباتی باقی خواهد ماند.

از سوی دیگر در سال‌های پیش رو ایالات متحده که وضعیت اقتصادی بهتری نسبت به دیگر کشورهای توسعه یافته داشته باید درباره یک موضوع مهم تصمیم بگیرد و آن اینکه آیا همچنان می‌خواهد از تعامل و همکاری با دیگر کشورها بکاهد یا نه. روند یکجانبه‌گرایی آمریکا با جایگاه تاریخی این کشور یعنی قرار داشتن در مرکز اقتصاد جهان در تضاد قرار دارد.

روند توسعه چین را در نظر بگیرید. با توجه به اینکه اقتصاد جهان بیشتر یک مانع بوده تا عامل حمایت‌کننده، چین احتمالا با ریسکی مهم یعنی داشتن نقشی بیش از حد بزرگ در اقتصاد جهان مواجه خواهد شد. در این کشور اتکای شدید به تدابیر کوتاه‌مدت حمایتی با برنامه‌های بلندمدت اصلاحی که چین به آن نیاز دارد سازگار نیست. همچنین این سیاست‌های حمایتی سبب می‌شود جاه‌طلبی‌های ژئوپلیتیک و تعهدات اقتصادی و مالی منطقه‌ای چین از جمله پروژه عظیم جاده ابریشم قرن ۲۱ هزینه بالاتری داشته باشد و مهم‌ترین موضوع این است که در ۵ سال آینده چین و آمریکا که دو اقتصاد بزرگ جهان هستند، باید همزمان با حفظ منافع خود، از رویارویی واقعی جلوگیری کنند و روابط چین و آمریکا چشم‌انداز اقتصادی، سیاسی، مالی و اجتماعی دیگر کشورها را تحت تاثیر قرار می‌دهد.

ابهام‌های اقتصادی و ژئوپلیتیک کنونی بر شدت ابهام‌های حاصل از تغییرات آب و هوایی، توسعه فناوری‌ها و تحولات جمعیتی می‌افزاید و پرسش‌هایی درباره استحکام اقتصاد جهان مطرح می‌کند. این میزان ابهام طی چند دهه اخیر بی‌سابقه بوده است. در سال‌های گذشته ثبات حاصل از پایبندی کشورها به نظم قانون محور جهانی به شدت تضعیف شده است. همچنین توانایی بانک‌های مرکزی برای مقابله با بی‌ثباتی کاهش یافته است. اگر این روندها مدیریت نشود زمینه برای افزایش بی‌ثباتی‌های سیاسی و اجتماعی فراهم خواهد شد و ممکن است روند جهانی شدن معکوس شود.

اگر یک چیز وجود داشته باشد که نه اقتصاد جهان و نه بازارهای مالی آمادگی آن را ندارند، آن چیز اختلال بلندمدت و رو به رشد در روابط اقتصادی و مالی بین‌المللی است. اگر چنین پارادایم جدیدی شکل بگیرد، تنش‌های تجاری و ارزی کنونی شدت پیدا می‌کند و اثرات آن بر امنیت ملی کشورها مشاهده خواهد شد. می‌توان از این روند جلوگیری کرد. سال جدید سیاست گذاران می‌توانند با اتخاذ سیاست‌های مناسب ترتیبی دهند که چشم‌انداز مثبت کوتاه‌مدت به چشم‌انداز میان‌مدت تبدیل شود. نگرانی‌ها درباره بروز رکود در اقتصاد جهان کاهش یافته، سیاست‌های پولی کاملا انبساطی است و تنش‌های تجاری بین چین و آمریکا به تدریج کاهش خواهد یافت. اما این شرایط مناسب برای همیشه ادامه پیدا نخواهد کرد. متاسفانه احتمال اتخاذ سیاست‌هایی که سبب بهبود چشم‌انداز میان‌مدت اقتصاد جهان شود کم است. امسال سال انتخابات ریاست‌جمهوری در آمریکاست و آلمان، ایتالیا و اسپانیا درگیر تحولات دشوار سیاسی هستند. اتحادیه اروپا درگیر برنامه جدایی انگلستان و دیگر تنش‌های سیاسی است و دولت چین تلاش می‌کند کاهش نرخ رشد اقتصاد و ناآرامی‌های سیاسی در هنگ‌کنگ را مدیریت کند.

یک نگرانی بزرگ که عده بسیار کمی به آن توجه کرده‌اند این است که در ۵ سال آینده شرایط اقتصاد جهان و بازارها به وضعیتی نزدیک به بحران خواهد رسید و آنگاه سیستم‌های سیاسی ملی، منطقه‌ای و جهانی واکنش مناسب به آن نشان خواهند داد. خوشبختانه ما اکنون در دورانی هستیم که می‌توانیم با اتخاذ سیاست‌های مناسب از تبدیل به واقعیت شدن سناریوهای پرریسک جلوگیری کنیم. بیایید امیدوار باشیم من اشتباه کرده باشم. درباره فلج سیاسی کنونی می‌توان گفت مادام که زمان باقی است احتمال آنکه سیاست‌گذاران به توصیه سال ۲۰۱۷ کریستین لاگارد، رئیس پیشین صندوق بین‌المللی پول عمل کنند وجود دارد. او گفته بود: «زمان تعمیر پشت بام وقتی است که خورشید در حال تابیدن است.»