سهم اندک ایران در اقتصاد دریا
با این توصیف نگاهی به آمارهای منتشر شده بینالمللی نشان میدهد هماکنون در اکثر کشورها سهم حوزه دریا در تولید ناخالص ملی کمتر از ۱۰ درصد نیست حتی در کشورهای ساحلی پیشرفته مانند بسیاری از کشورهای اتحادیه اروپا و حتی آسیا این آمار به ۵۰ درصد هم میرسد.
این در حالی است که مناطق ساحلی از پربارترین مناطق جهان و بستر فعالیتهای عظیم اقتصادی و اجتماعی به شمار میروند به گونهای که حدود دو سوم جمعیت جهان در محدوده ۶۰ کیلومتری حاشیه دریاها استقرار یافتهاند و بیش از ۸۰ درصد از شهرهای بزرگ جهان که امروزه به عنوان قطبهای تجاری شناخته میشوند، در مناطق ساحلی قرار گرفته است.
این مهم بیانگر جایگاه “اقتصاد دریامحور” در رشد و رونق این شهرها میباشد. کشورهای توسعهیافته و در حال توسعه سعی میکنند از سواحل و بخش مشاع دریایی کرهزمین حداکثر استفاده را داشته باشند، از طرف دیگر استفاده از سواحل دریا و امواج آن به عنوان منبع تولید برق یا ورزشهای تفریحی، فعالیتهای گردشگری در ساحل یا اعماق دریا، آبدرمانی و …، اشتغالزایی را نیز به دنبال دارد به طوری که به ازای ایجاد یک شغل در بخش اقتصاد دریایی، چهار شغل جانبی هم ایجاد میشود.
همان گونه که اشاره شد بررسیها نشان میدهد که سهم دریا از تولید ناخالص داخلی در کشورهای ساحلی پیشرفته مانند اتحادیه اروپا ۵۰ درصد است، اما این رقم در کشور ایران، با وجود قریب به ۶۰۰۰ کیلومتر نوار ساحلی، فقط دو درصد است؛ همچنین محدودههای شهری و روستایی و تأسیسات بندری و نظامی فعلی کشور، فقط پنج درصد سواحل را به خود اختصاص داده و ۹۵ درصد ظرفیت ساحلی کشور، بدون استفاده باقی مانده است در صورتی که ایران سرزمینی است با ۱۹۰ هزار کیلومترمربع وسعت دریایی و سواحلی به طول حدوداً ۵۸۰۰ کیلومتر که حدود ۴۰ درصد از مرزهای ایران را تشکیل میدهد و به همین دلیل کشوری دریایی محسوب شده و از دو سوی شمال و جنوب به دریا دسترسی دارد. این مناطق ساحلی که با برخورداری از اهمیت ژئواستراتژیک و ژئواکونومیک در مقیاس جهانی و منطقهای، به عنوان یکی از مهمترین نواحی حساس سیاسی و اقتصادی جهان به شمار میرود، میتواند با توسعه مناسب، نقش اقتصادی و سیاسی بالایی در سطوح منطقهای و جهانی ایفا کند.
ناگفته پیداست فرصتهای عظیم و بیبدیل چهار استان جنوبی با ۴۹۰۰ کیلومتر طول خط ساحلی و ۱۲۹ هزار و ۶۲ روستا و ۱۹۰ شهر و سه استان شمالی با ۸۹۰ کیلومتر خط ساحلی و ۶۵۷۴ روستا و آبادی و ۱۳۹ شهر، در حوزههای گردشگری، تجاری، سکونتی، صنایع و شیلات، به دلیل عدمتوسعه محدودههای سکونتی و اقتصادی، بالقوه ماندهاند در حالی که این مناطق بنا به موقعیت جغرافیایی و طبیعی، نزدیکی به بنادر اصلی آسیا، از منظر تجارت و بازرگانی بینالمللی نیز بهترین منطقه برای توسعه اقتصادی به شمار میروند.
فراموش نکنیم که امروزه هفت استان ساحلی با دارا بودن ۲۴٫۲ درصد از مساحت کشور ۶٫۲۲ درصد از جمعیت کشور را در خود جای دادهاند که از این میزان فقط ۹ میلیون نفر یعنی حدود ۱۰درصد از جمعیت کشور در حاشیه سواحل مستقر شدهاند که البته نحوه توزیع جمعیت ساحلی که منجر به اشباع جمعیتی در حاشیه دریای خزر و خالی از سکنه بودن بخش وسیعی از حاشیه دریای عمان گردیده، قابل توجه است.
حال سؤال این است در حالی که دامنه فعالیتهای دریایی به بیش از ۱۰۰ رشته میرسد و ایران یک کشور کاملاً دریایی است چرا برخی از کشورهای حاشیه خلیجفارس که کل سهم دریایی و خط ساحلی آنها برابر با یک شهر یا روستای کشورمان است، معادل درآمد نفت ایران از دریا درآمد دارند. چگونه است که بخش شیلات ژاپن ۱۸ درصد غذای مردم ۱۳۰ میلیون نفری را از دریا تأمین میکند اما حوزه دریا در ایران غیر از حملونقل دریایی نتوانسته آن طور که باید و شاید به جایگاه ویژه و شایسته خویش دست یابد.