دردهای اقتصاد انرژی

شماره روزنامه: ۶۰۷۲

تاریخ چاپ: ۱۴۰۳/۰۵/۱۶

شماره خبر: ۴۰۹۲۴۲۳

گروه: باشگاه اقتصاددانان

امیر دهقان /کارشناس ارشد انرژی آمارهای رسمی، دردهای اقتصاد انرژی در ایران را به‌خوبی نشان می‌دهند. برای نمونه در سه‌دهه گذشته، شاخص شدت انرژی در کشورهای پیشرفته روندی رو به کاهش داشته، اما در ایران این روند برعکس بوده و صعودی شده است. شدت مصرف انرژی در ایران ۹‌‌‌برابر ژاپن و نروژ، هفت‌برابر کشورهای پیشرفته اروپایی، سه‌برابر عربستان‌سعودی و چهار‌‌ برابر ترکیه و متوسط جهان است. از دلایل عمده مشکلات مربوط به ناترازی برق که در سال‌های اخیر به چالش جدی منجر شده است، عدم‌توسعه نیروگاه‌‌‌های تولید برق متناسب با آهنگ رشد مصرف برق، در کنار قیمت تقریبا رایگان انرژی و اتلاف گسترده در زیرساخت‌‌‌های کشور است.

دردهای اقتصاد انرژی

در دولت سیزدهم بنا بر مشاهدات انجام‌شده تا خردادماه سال ۱۴۰۳، ۹‌هزار و ۳۶۴مگاوات به ظرفیت تولید برق کشور اضافه شده است. در دولت‌‌‌های هفتم و هشتم ۶۰درصد، در دولت‌‌‌های نهم و دهم ۶۸‌درصد و در دولت‌‌‌های یازدهم و دوازدهم تنها ۲۳‌درصد به ظرفیت تولید برق کشور نسبت به ابتدای هر دولت افزوده شد. در بخش اتلاف، حدود ۲ تا ۵‌درصد در خطوط انتقال، ۲‌درصد در حین تبدیل از خط انتقال به توزیع و حدود ۴ تا ۶‌‌‌‌درصد انرژی برق در حین توزیع از بین می‌رود. در واقع، میانگین تلفات برق بین نیروگاه و مصرف‌کنندگان نهایی بین ۸ تا ۱۵‌‌‌درصد است، این امر در صورتی است که در ۱۵سال گذشته، رشد سالانه پیک مصرف برق به‌طور متوسط نزدیک به ۵‌درصد بوده است. در سال آینده با ناترازی بیش از ۱۵‌هزار مگاواتی برق روبه‌‌‌رو خواهیم بود و مهم‌ترین دلیل ناترازی انرژی برق در کشور، بی‌توجهی به اقتصاد انرژی و برخورد دستوری با آن است.

هزینه احداث هر نیروگاه سیکل ترکیبی با فرض ۵۰۰مگاوات ظرفیت، حدود ۲۵۰ تا ۳۰۰میلیون یورو است و بر این اساس احداث ۳۰نیروگاه متمرکز برای رفع ناترازی ۱۵‌هزار مگاواتی فعلی، حدود ۸ تا ۹میلیارد یورو هزینه به همراه خواهد داشت. سرمایه‌گذاری در بخش نیروگاهی باید به شیوه‌‌‌ای دنبال شود که فعالیت در این عرصه برای بخش خصوصی از جذابیت کافی برخوردار شود. در حال حاضر سوخت نیروگاه‌‌‌های حرارتی کشور با قیمت واقعی محاسبه نمی‌شود، در نتیجه این‌‌‌گونه تصور می‌شود که انرژی تولیدی ارزش ندارد؛ بنابراین ارزان هم فروخته می‌شود. یعنی در عمل ۳۰‌‌‌میلیارد دلار انرژی که به نیروگاه‌‌‌های برق داده می‌شود، هدر می‌رود. قیمت تمام‌شده برق با سوخت نیروگاهی، در سال ۱۴۰۰ برابر با ۲۱۵تومان برای هر کیلووات ساعت بوده است که شامل هزینه انتقال و توزیع برق هم می‌شود، اما متوسط نرخ فروش برق در این سال ۱۴۷تومان بوده است که از اختلاف قیمت خرید و فروش و یارانه ۶۸تومانی در هر کیلووات ساعت مصرف برق حکایت دارد و با توجه به کل فروش داخلی برق به میزان ۳۰۶میلیارد کیلووات ساعت در آن سال، بیش از ۲۰‌هزار میلیارد تومان یارانه به بخش برق کشور تعلق گرفته است و این مهم در صورتی است که در بسیاری از کشور‌‌‌های اروپایی با هدف کاهش مصرف برق، تعرفه‌‌‌ها تا ۸۰سنت افزایش یافته است.

به‌منظور گذر از این فاجعه که گریبانگیر بخش‌‌‌های صنعتی (بالادستی، میان‌دستی و پایین‌دستی) و خانگی (مسکونی، تجاری و اداری) ماست، باید در امر فرهنگ‌سازی مصرف بهینه در بخش خانگی و بهینه‌سازی فرآیندی و تجهیزاتی در بخش صنعتی (نیروگاه‌‌‌های حرارتی و متمرکز) بیش از پیش تلاش و همت داشت. نیروگاه‌‌‌های پراکنده یکی از ظرفیت‌‌‌های بالقوه در افزایش ظرفیت تولید برق و حفظ پایداری شبکه و ولتاژ برق هستند که با توجه سرعت بالای احداث و راه‌‌‌اندازی از جمله راهکارهای مناسب برای رفع ناترازی شبکه سراسری محسوب می‌شود. برای مثال، ۲میلیون خانه در آلمان مجهز به پنل‌‌‌های خورشیدی است، ولی متاسفانه در کشورمان این عدد ناچیز است. در سطح کلان حوزه انرژی‌‌‌های تجدیدپذیر، امکان و پتانسیل ایجاد ظرفیت ۱۴میلیون نفر اشتغال‌زایی به‌صورت مستقیم و غیرمستقیم پیش‌بینی شده است. سهم ظرفیت برق تجدیدپذیر در ایران ۱.۳‌درصد و سهم انرژی برق تجدید‌پذیر ۰.۵۵‌درصد است، اما ۳۰‌درصد از کل برق تولیدشده در جهان در سال ۲۰۲۲ از منابع تجدید‌پذیر بوده است.

پیامدهای اقتصادی یک چالش چندوجهی

شماره روزنامه: ۶۰۷۲

تاریخ چاپ: ۱۴۰۳/۰۵/۱۶

شماره خبر: ۴۰۹۲۴۲۱

گروه: باشگاه اقتصاددانان

احسان فرهادی /دانشجوی دکترای اقتصاد دانشگاه تربیت مدرس ناترازی انرژی که به معنای عدم‌تعادل مزمن و نگران‌‌‌‌کننده بین عرضه و تقاضای انرژی است، تاثیرات عمیق و مخربی بر بهره‌‌‌‌وری و رشد اقتصادی یک کشور می‌‌‌‌گذارد؛ به‌ویژه کشوری نظیر ایران که دارای صنایع انرژی‌‌‌‌بر قابل‌توجهی است. این ناترازی که خود را به شکل قطعی‌‌‌‌های مکرر و بعضا طولانی‌‌‌‌مدت برق و محدودیت‌های شدید و فزاینده در تامین گاز طبیعی برای صنایع نشان می‌دهد، زنجیره‌‌‌‌ای پیچیده و گسترده از مشکلات و چالش‌‌‌‌های اقتصادی را به راه می‌‌‌‌اندازد که در نهایت به کاهش قابل‌توجه و نگران‌‌‌‌کننده رشد اقتصادی، کاهش قدرت رقابت‌‌‌‌پذیری و فرار سرمایه‌‌‌‌ها از کشور منجر می‌شود.

پیامدهای اقتصادی یک چالش چندوجهی

صنایع، به‌عنوان موتور محرک اقتصاد و عامل اصلی اشتغال، تولید و صادرات برای ادامه فعالیت و حفظ پویایی و رقابت‌‌‌‌پذیری خود در بازارهای داخلی و جهانی، به تامین پایدار و کافی انرژی نیاز دارند. اما ناترازی انرژی، این جریان حیاتی را مختل کرده و صنایع را با چالش‌‌‌‌های جدی و بحران‌های متعدد مواجه می‌‌‌‌سازد و آنها را در تنگنایی شدید قرار می‌دهد. قطعی برق که به‌ویژه در فصول گرم سال به اوج خود می‌رسد و گاه به صورت برنامه‌‌‌‌ریزی‌‌‌‌شده و گاه به صورت ناگهانی رخ می‌دهد، خطوط تولید را متوقف می‌کند، تجهیزات حساس و گران‌‌‌‌قیمت را از کار می‌‌‌‌اندازد و کارگران را به بیکاری ناخواسته می‌‌‌‌کشاند.

این اختلالات مکرر و طولانی در تولید می‌تواند به کاهش قابل‌توجه بهره‌‌‌‌وری صنایع منجر ‌‌‌‌شود؛ زیرا صنایع مجبور می‌‌‌‌شوند از روش‌های تولید ناکارآمد، پرهزینه‌‌‌‌ و زمان‌بر استفاده کنند تا بتوانند با شرایط بحرانی و غیرقابل پیش‌بینی ناترازی انرژی کنار بیایند و به فعالیت خود ادامه دهند. محدودیت در تامین گاز طبیعی که به‌عنوان سوخت اصلی و حیاتی بسیاری از صنایع ایران، از جمله صنایع پتروشیمی، فولاد و سیمان استفاده می‌شود نیز مشکلات جدی و خسارت‌‌‌‌باری را برای این صنایع ایجاد می‌کند. این محدودیت، صنایع را مجبور به استفاده از سوخت‌‌‌‌های جایگزینی می‌کند که از لحاظ اقتصادی گران‌‌‌‌تر و از لحاظ زیست‌محیطی آلاینده‌‌‌‌تر هستند. از این قبیل سوخت‌‌‌‌ها می‌توان به مازوت اشاره کرد که هزینه‌‌‌‌های تولید را به‌شدت افزایش می‌دهد، همچنین به محیط‌زیست آسیب جدی می‌‌‌‌رساند و سلامت جامعه را به خطر می‌‌‌‌اندازد.

محدودیت گاز می‌‌‌‌تواند به کاهش تولید در صنایع پتروشیمی که به‌عنوان یکی از منابع اصلی درآمد ارزی کشور و تامین‌‌‌‌کننده مواد اولیه بسیاری از صنایع دیگر محسوب می‌شود، منجر شود و اقتصاد کشور را با چالش‌‌‌‌های جدی در زمینه صادرات و تامین نیازهای داخلی مواجه کند. کاهش تولید و بهره‌‌‌‌وری در صنایع، به‌ویژه صنایع انرژی‌‌‌‌بر که نقش کلیدی و حیاتی در اقتصاد ایران دارند، به کاهش رشد اقتصادی کشور و افزایش تورم منجر می‌شود. رشد اقتصادی به معنای افزایش تولید کالاها و خدمات در یک دوره زمانی است و کاهش تولید در صنایع، این روند را کند و حتی معکوس می‌کند. علاوه بر این، ناترازی انرژی، سرمایه‌گذاری را نیز تحت‌تاثیر قرار داده و آن را به‌شدت کاهش می‌دهد. سرمایه‌گذاران داخلی و خارجی به دنبال محیط‌‌‌‌های باثبات، قابل پیش‌بینی و دارای زیرساخت‌‌‌‌های انرژی مطمئن برای سرمایه‌گذاری هستند و ناترازی انرژی، با ایجاد عدم‌قطعیت در مورد تامین انرژی موردنیاز صنایع، جذابیت سرمایه‌گذاری در کشور را کاهش داده و سرمایه‌گذاران را به سمت مقاصد جذاب‌تر دیگر سوق می‌دهد.

در نتیجه، ناترازی انرژی در ایران یک چالش جدی، چندوجهی و عمیق است که ابعاد مختلف اقتصاد کشور را تحت‌تاثیر قرار می‌دهد و پیامدهای منفی گسترده‌‌‌‌ای برای جامعه به همراه دارد. این ناترازی با ایجاد اختلال در تولید، کاهش بهره‌‌‌‌وری، افزایش هزینه‌‌‌‌ها، کاهش سرمایه‌گذاری، افزایش تورم، کاهش رشد اقتصادی، افزایش بیکاری و کاهش رفاه عمومی، چرخه معیوبی را به راه می‌‌‌‌اندازد که نهایتا به تضعیف جایگاه ایران در اقتصاد جهانی و کاهش قدرت رقابت‌‌‌‌پذیری آن منجر می‌شود. مقابله با این چالش بزرگ و پیچیده، نیازمند راه‌‌‌‌حل‌‌‌‌های جامع، بلندمدت و مبتنی بر دانش و فناوری است که در پایان یادداشت به آن خواهیم پرداخت.

تجارب کشورهای مختلف در جهت رفع ناترازی انرژی

۱. ژاپن به‌عنوان کشوری با منابع انرژی محدود، پس از فاجعه فوکوشیما در سال ۲۰۱۱ و تعطیلی نیروگاه‌‌‌‌های هسته‌‌‌‌ای خود، با چالش جدی ناترازی انرژی مواجه شد. با این حال، این کشور با اتخاذ رویکردهای هوشمندانه و اجرای سیاست‌‌‌‌های کارآمد، توانسته است تا حد زیادی بر این چالش فائق آید و تجارب موفقی را در زمینه رفع ناترازی انرژی به دست آورد. در ادامه به برخی از این تجارب اشاره می‌شود.

برنامه‌‌‌‌های صرفه‌‌‌‌جویی انرژی: ژاپن پس از فاجعه فوکوشیما، برنامه‌‌‌‌های گسترده‌‌‌‌ای را برای کاهش مصرف انرژی در بخش‌‌‌‌های مختلف جامعه اجرا کرد. این برنامه‌‌‌‌ها شامل آموزش و اطلاع‌‌‌‌رسانی عمومی، ارائه مشوق‌‌‌‌های مالی به مصرف‌کنندگان کم‌‌‌‌مصرف و وضع استانداردهای سختگیرانه برای مصرف انرژی در ساختمان‌‌‌‌ها و لوازم خانگی می‌‌‌‌شد. این اقدامات به کاهش قابل‌توجه مصرف برق در ژاپن منجر شد، به‌طوری که مصرف برق این کشور در سال ۲۰۱۵ به سطح قبل از فاجعه فوکوشیما بازگشت.

توسعه انرژی‌‌‌‌های تجدیدپذیر: ژاپن در حال سرمایه‌گذاری روی توسعه انرژی‌‌‌‌های تجدیدپذیر مانند انرژی خورشیدی، بادی، زمین‌‌‌‌گرمایی و زیست‌‌‌‌توده است. این کشور با ارائه مشوق‌‌‌‌ها و تسهیلات به تولیدکنندگان انرژی‌‌‌‌های تجدیدپذیر، سهم این انرژی‌‌‌‌ها را در سبد انرژی خود افزایش داده است.

استفاده از گاز طبیعی: ژاپن برای جبران کاهش تولید برق هسته‌‌‌‌ای، به واردات گاز طبیعی مایع (LNG) روی آورده است. این کشور با ساخت پایانه‌‌‌‌های LNG و انعقاد قراردادهای بلندمدت با تامین‌‌‌‌کنندگان LNG، امنیت انرژی خود را افزایش داده است.

باتری‌‌‌‌های خانگی و صنعتی: ژاپن در حال توسعه فناوری‌‌‌‌های ذخیره‌‌‌‌سازی انرژی مانند باتری‌‌‌‌های خانگی و صنعتی است. این باتری‌‌‌‌ها می‌‌‌‌توانند در ساعات اوج مصرف یا در زمان قطعی برق، برق موردنیاز را تامین کرده و به پایداری شبکه برق کمک کنند.

ذخیره‌‌‌‌سازی پمپاژ هیدروالکتریک: ژاپن از فناوری ذخیره‌‌‌‌سازی پمپاژ هیدروالکتریک برای ذخیره‌‌‌‌سازی انرژی در مقیاس بزرگ استفاده می‌کند. این سیستم به مدیریت نوسانات تولید برق تجدیدپذیر و افزایش پایداری شبکه برق کمک می‌کند.

شبکه‌‌‌‌های مدیریت برق هوشمند: ژاپن در حال توسعه شبکه‌‌‌‌های هوشمند است که از فناوری‌‌‌‌های دیجیتال برای مدیریت و کنترل شبکه برق استفاده می‌کنند. این شبکه‌‌‌‌ها می‌‌‌‌توانند به صورت خودکار به تغییرات در عرضه و تقاضای برق پاسخ دهند، مصرف انرژی را بهینه کرده و به پایداری شبکه کمک کنند.

مشارکت مصرف‌کنندگان: ژاپن برنامه‌‌‌‌هایی را برای تشویق مشارکت مصرف‌کنندگان در مدیریت شبکه برق اجرا می‌کند. این برنامه‌‌‌‌ها شامل تعرفه‌‌‌‌های پلکانی، برنامه‌‌‌‌های پاسخگویی تقاضا و نصب کنتورهای هوشمند می‌شود.

۲. ایالات‌متحده، با چشم‌‌‌‌انداز وسیع و متنوع انرژی خود، با عدم‌تعادل انرژی در اشکال مختلف، از جمله کمبود تقاضای اوج مصرف، اختلافات منطقه‌‌‌‌ای و آسیب‌‌‌‌پذیری در برابر بلایای طبیعی مواجه بوده است. با این حال، چند ایالت و منطقه استراتژی‌‌‌‌های موفقی را برای رفع این چالش‌‌‌‌ها اجرا کرده‌‌‌‌اند و درس‌‌‌‌های ارزشمندی را برای سایر مناطق و کشورها ارائه می‌دهند.

توسعه انرژی‌‌‌‌های تجدیدپذیر: ایالت کالیفرنیا با تعیین اهداف بلندپروازانه برای سهم انرژی‌‌‌‌های تجدیدپذیر در سبد انرژی خود، به یکی از پیشگامان توسعه این انرژی‌‌‌‌ها در آمریکا تبدیل شده است. کالیفرنیا تا سال ۲۰۴۵ قصد دارد ۱۰۰‌درصد برق خود را از منابع تجدیدپذیر تامین کند. این ایالت با ارائه مشوق‌‌‌‌ها و تسهیلات به تولیدکنندگان انرژی‌‌‌‌های تجدیدپذیر، سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌‌‌‌های لازم و اجرای برنامه‌‌‌‌های پاسخگویی تقاضا، توانسته است سهم انرژی‌‌‌‌های خورشیدی و بادی را در سبد انرژی خود به‌طور قابل‌توجهی افزایش دهد. همچنین ایالت تگزاس با داشتن منابع عظیم باد و خورشید، به یکی از بزرگ‌ترین تولیدکنندگان انرژی بادی و خورشیدی در آمریکا تبدیل شده است. تگزاس با ایجاد بازار رقابتی برای انرژی‌‌‌‌های تجدیدپذیر و ارائه مشوق‌‌‌‌ها به تولیدکنندگان، توانسته است هزینه تولید این انرژی‌‌‌‌ها را کاهش دهد و آنها را به گزینه‌‌‌‌ای رقابتی در برابر سوخت‌‌‌‌های فسیلی تبدیل کند.

بهینه‌‌‌‌سازی مصرف انرژی در قالب برنامه‌‌‌‌های پاسخگویی تقاضا: بسیاری از ایالات آمریکا برنامه‌‌‌‌های پاسخگویی تقاضا را اجرا می‌کنند که به مصرف‌کنندگان اجازه می‌دهد در ازای دریافت تخفیف یا مشوق‌‌‌‌های مالی، مصرف برق خود را در ساعات اوج بار کاهش دهند. این برنامه‌‌‌‌ها به کاهش نیاز به ساخت نیروگاه‌‌‌‌های جدید و کاهش هزینه‌‌‌‌های تولید برق کمک می‌کنند.

باتری‌‌‌‌های خانگی و صنعتی: استفاده از باتری‌‌‌‌های خانگی و صنعتی برای ذخیره‌‌‌‌سازی انرژی خورشیدی و بادی در حال افزایش است. این باتری‌‌‌‌ها می‌‌‌‌توانند در ساعات اوج مصرف یا در زمان قطعی برق، برق موردنیاز را تامین کنند و به پایداری شبکه برق کمک کنند.

میکروشبکه‌‌‌‌ها: میکروشبکه‌‌‌‌ها، شبکه‌‌‌‌های برق کوچک و مستقلی هستند که می‌‌‌‌توانند به صورت مستقل از شبکه سراسری عمل کنند یا به آن متصل شوند. این شبکه‌‌‌‌ها می‌‌‌‌توانند در زمان قطعی برق، برق موردنیاز را تامین کرده و به افزایش تاب‌‌‌‌آوری شبکه برق کمک کنند.

راهکارهای گذر از بحران ناترازی انرژی در ایران

تدوین برنامه‌‌‌‌ای جامع برای آینده‌‌‌ پایدار بحران ناترازی انرژی در ایران نیازمند اقدامات فوری و برنامه‌‌‌‌ریزی بلندمدت است. برای مقابله با این چالش بزرگ و چندوجهی، مجموعه‌‌‌‌ای از راهکارهای کوتاه‌‌‌‌مدت و بلندمدت باید به صورت همزمان و با همکاری همه‌جانبه دولت، صنایع و مردم اجرا شود.

راهکارهای کوتاه‌‌‌‌مدت

الگوی مصرف: ترویج فرهنگ صرفه‌‌‌‌جویی در مصرف انرژی در همه بخش‌‌‌‌های جامعه، از خانواده‌‌‌‌ها گرفته تا صنایع بزرگ، از طریق آموزش‌‌‌‌های عمومی، اطلاع‌‌‌‌رسانی گسترده در رسانه‌‌‌‌ها و ارائه مشوق‌‌‌‌های مالی و غیرمالی به مصرف‌کنندگان کم‌‌‌‌مصرف.

بهینه‌‌‌‌سازی مصرف: استفاده از تجهیزات و فناوری‌‌‌‌های کم‌‌‌‌مصرف و هوشمند در صنایع، ساختمان‌‌‌‌ها و وسایل نقلیه و همچنین نوسازی و بهسازی تجهیزات فرسوده و ناکارآمد.

مدیریت بار: استفاده از ابزارهای هوشمند مدیریت بار مانند تعرفه‌‌‌‌های پلکانی و تشویقی برای کاهش مصرف در ساعات اوج بار و تشویق به مصرف در ساعات کم‌‌‌‌باری. این کار می‌‌‌‌تواند به کاهش نیاز به ساخت نیروگاه‌‌‌‌های جدید و کاهش هزینه‌‌‌‌های تولید برق کمک کند.

توسعه نیروگاه‌‌‌‌های کوچک‌مقیاس: استفاده از ظرفیت نیروگاه‌‌‌‌های کوچک‌مقیاس و پراکنده مانند نیروگاه‌‌‌‌های خورشیدی و بادی خانگی و صنعتی برای تامین برق مناطق دورافتاده، کاهش تلفات انتقال برق و افزایش امنیت انرژی.

استفاده از ظرفیت بخش خصوصی: تشویق بخش خصوصی به سرمایه‌گذاری در تولید برق از طریق ارائه مشوق‌‌‌‌ها و تسهیلات مالی و قانونی، کاهش بوروکراسی و تضمین خرید برق تولیدی آنها.

راهکارهای بلندمدت

افزایش سهم انرژی‌‌‌‌های تجدیدپذیر: سرمایه‌گذاری گسترده و هدفمند در توسعه انرژی‌‌‌‌های تجدیدپذیر مانند انرژی خورشیدی، بادی، زیست‌‌‌‌توده و زمین‌‌‌‌گرمایی برای کاهش وابستگی به سوخت‌‌‌‌های فسیلی، کاهش آلودگی هوا و کاهش انتشار گازهای گلخانه‌‌‌‌ای.

ایجاد زیرساخت‌‌‌‌های لازم: توسعه شبکه‌‌‌‌های انتقال و توزیع برق هوشمند برای اتصال نیروگاه‌‌‌‌های تجدیدپذیر به شبکه سراسری، ایجاد سیستم‌های ذخیره‌‌‌‌سازی انرژی برای مدیریت نوسانات تولید برق تجدیدپذیر و توسعه فناوری‌‌‌‌های هوشمند برای مدیریت شبکه برق.

حمایت از تولیدکنندگان: ارائه مشوق‌‌‌‌ها و تسهیلات مالی و قانونی به تولیدکنندگان انرژی‌‌‌‌های تجدیدپذیر، کاهش هزینه‌‌‌‌های تولید و افزایش رقابت‌‌‌‌پذیری آنها در بازار انرژی.

بهینه‌‌‌‌سازی مصرف در صنایع: استفاده از فناوری‌‌‌‌های نوین مانند اینترنت ‌اشیا، هوش مصنوعی و اتوماسیون صنعتی برای مدیریت انرژی در صنایع، کاهش مصرف انرژی و افزایش بهره‌‌‌‌وری.

اصلاح قیمت انرژی به‌واسطه حذف یارانه‌‌‌‌های انرژی: حذف تدریجی و هدفمند یارانه‌‌‌‌های انرژی و واقعی کردن قیمت‌ها برای تشویق به صرفه‌‌‌‌جویی در مصرف انرژی، کاهش هدررفت انرژی و افزایش کارآیی اقتصادی.

تعرفه‌‌‌‌های پلکانی: اعمال تعرفه‌‌‌‌های پلکانی برای تشویق به کاهش مصرف در ساعات اوج بار، مدیریت بار شبکه و کاهش نیاز به ساخت نیروگاه‌‌‌‌های جدید.

تشویق به سرمایه‌گذاری: ایجاد سازوکارهایی برای تشویق سرمایه‌گذاری در بخش انرژی از طریق واقعی کردن قیمت‌ها، ایجاد بازار رقابتی و تضمین بازگشت سرمایه.

اصلاح ساختار صنعت برق از طریق افزایش رقابت: ایجاد بازار رقابتی در تولید و توزیع برق برای افزایش کارآیی، کاهش هزینه‌‌‌‌ها و بهبود کیفیت خدمات.

توسعه ذخیره‌‌‌‌سازی انرژی: سرمایه‌گذاری در توسعه فناوری‌‌‌‌های ذخیره‌‌‌‌سازی انرژی مانند باتری‌‌‌‌ها و سیستم‌های پمپاژ هیدروالکتریک برای مدیریت نوسانات تولید برق تجدیدپذیر و افزایش پایداری شبکه برق.

با اجرای این برنامه جامع و بلندمدت، می‌‌‌‌توان به‌تدریج از بحران ناترازی انرژی خارج شد و به سمت سیستم انرژی پایدار، کارآمد، پاک و مقرون‌‌‌‌به‌‌‌‌صرفه حرکت کرد. این امر به نوبه خود به رشد اقتصادی پایدار، بهبود کیفیت زندگی و حفاظت از محیط‌زیست کمک خواهد کرد.

وضعیت ناتراز انرژی در ایران

شماره روزنامه: ۶۰۷۲

تاریخ چاپ: ۱۴۰۳/۰۵/۱۶

شماره خبر: ۴۰۹۲۴۱۹

گروه: باشگاه اقتصاددانان

پرنیان پناهی /کارشناس مطالعات استراتژیک حوزه انرژی بخش انرژی ایران در یکی از عجیب‌‌‌ترین شرایط ممکن به سر می‌‌‌برد. در این مساله، دلایل متعددی همچون تحریم و اثرات آن، موانع تجارت خارجی و مبادلات مالی با جهان، عدم‌امکان به‌‌‌روزآوری فناوری و تکنولوژی، فرسودگی زیرساخت‌‌‌ها و تجهیزات، کسری بودجه و ناتوانی دولت در سرمایه‌گذاری جدید، عدم‌دسترسی به سرمایه خارجی، اقتصاد دستوری و عدم‌ورود بخش خصوصی و... باعث شده است تا تابستان‌‌‌ها برق و زمستان‌‌‌ها گاز با کمبود مواجه باشد؛ موضوعی که به نظر می‌رسد با وجود تحریم تا اطلاع ثانوی ادامه خواهد داشت. نکته مهم در این فضا، ضعف‌‌‌های سیستم مدیریت انرژی کشور است که به فضای کنونی شکل داده است. با وجود کاهش سرمایه‌گذاری خارجی در اغلب مناطق جهان، این کاهش در مورد ایران با نرخ رشد بیشتری به دلیل تشدید تحریم‌‌‌ها مشاهده‌‌‌ می‌شود.

وضعیت ناتراز انرژی در ایران

بدون پایبندی به معاهدات بین‌المللی اقتصادی مانند FATF و بدون تنش‌زدایی با دنیا و رفع تحریم‌‌‌ها و کاهش ریسک سیاسی ایران از منظر جامعه جهانی، امکان جهش اقتصادی اندک است. نگاهی به اطراف و کشورهای همسایه از اثر شگفت‌‌‌انگیز تحریک رشد از مسیر سرمایه‌گذاری خارجی حکایت دارد. در ایران هم شکاف رو به گسترش میان عرضه و تقاضای انرژی در سه‌حوزه گاز، برق و بنزین نمایان است. اختلاف عرضه و تقاضا در ساعات اوج مصرف، برای گاز بیش از ۳۰۰میلیون مترمکعب در روز، برای بنزین بیش از ۱۰میلیون لیتر و برای برق ۱۲‌‌‌هزار مگاوات در روز است و سال آینده این ناترازی به گازوئیل هم خواهد رسید. این روند نگران‌‌‌‌‌‌‌‌‌کننده، در خصوص امنیت انرژی و توسعه پایدار کشور تهدید جدی است و آسیب‌‌‌های اقتصادی فراوانی به همراه خواهد داشت.

ناترازی انرژی می‌‌‌‌‌‌‌‌‌تواند سبب قطعی‌‌‌‌‌‌‌‌‌های گسترده برق، کاهش تولید صنایع ناشی از قطع برق در تابستان و محدودیت‌های جدی در تامین سوخت بخش‌‌‌‌‌‌‌‌‌های مختلف شود. همچنین عدم‌‌‌النفع چند صد میلیارد دلاری را که از عدم‌صادرات و عدم‌تزریق گاز به میادین نفتی متوجه کشور است در پی خواهد داشت. ناترازی به‌قدری است که می‌‌‌تواند تولید را در بخش صنعت مختل کند، صادرات کم شود، به اشتغال آسیب برساند و درآمدهای کشور را کاهش دهد و همه اینها نیز به صنعت برمی‌‌‌گردد؛ یعنی اگر برق موردنیاز صنعت تامین نشود، آسیب‌‌‌ها به بخش‌‌‌های دیگر کشور نیز تعمیم پیدا خواهد کرد. اشتباهات متعدد در مدیریت انرژی کشور باعث ایجاد وضعیت موجود شده است. این اعداد به ما می‌‌‌گوید که در طراحی سبد انرژی کشور با توجه به استعدادهای اطلس جغرافیایی ایران دچار اشتباهات فاحشی شده‌‌‌ایم. همین‌‌‌که در شدت مصرف انرژی بالاترین‌‌‌های جهان هستیم و سالانه بالغ‌‌‌بر ۱۰۰میلیارد دلار انرژی را هدر می‌‌‌دهیم، اینها ضعف‌‌‌های سیستم مدیریت انرژی کشور است و صرفا به مصرف مردم و یارانه‌ها ربطی ندارد.

Untitled-1 copy

Untitled-2 copy

ناترازی گاز: براساس سند تراز تولید و مصرف گاز طبیعی کشور پیش‌بینی می‌شود، در سال ۱۴۲۰ میزان کل عرضه گاز طبیعی به ۸۹۸میلیون مترمکعب در روز برسد، این در حالی است که تقاضا برابر با ۱۴۱۰میلیون ‌‌‌مترمکعب خواهد بود که نشان از ناترازی ۵۱۲میلیون مترمکعبی در روز دارد که حاکی از آن است که تا افق 1420 فقط می‌‌‌توان به یک‌‌‌سوم تقاضای گاز در کشور پاسخ داد (8ساعت در طول روز!). این مساله، علاوه بر مصرف غیر‌بهینه انرژی و عدم‌مدیریت مصرف و... در سیاستگذاری‌‌‌های اشتباه ریشه دارد. برای مثال، گازرسانی به تمام نقاط کشور یکی از اشتباهات راهبردی در این حوزه است؛ چراکه با توجه به موقعیت جغرافیایی برخی شهرها و متوسط دمای آنها نیازی به گازرسانی نبوده و استفاده از انرژی برق گزینه بهتری است. نمودار سوخت مصرفی نیروگاه‌ها، وابستگی حدود 70درصدی صنایع و برق کشور و بخش‌‌‌های مختلف به گاز را نمایش می‌دهد. بنابراین ناترازی گاز مشکلات جدید در ارزآوری کشور را به همراه خواهد داشت؛ چرا که گاز طبیعی به‌‌‌عنوان خوراک اصلی برای تولید محصولات بسیار متنوع با ارزش‌افزوده بالاست و بخش عمده‌‌‌ای از ارزآوری از طریق پتروشیمی‌‌‌ها حاصل می‌شود، بنابراین ناترازی گاز کاهش ارزآوری را نیز به همراه دارد. همچنین با توجه به موقعیت جغرافیایی ایران و پتانسیل تبدیل شدن به قطب گازی منطقه، ناترازی گاز باعث از بین رفتن بازارهای صادراتی نیز می‌شود.

ناترازی برق: در حال حاضر کل ظرفیت نصب‌شده در کشور حدود 93هزار مگاوات است. پیک برق در سال 1402 حدود 73663مگاوات و حداکثر نیاز تامین‌شده 61220مگاوات بوده است. در نتیجه کشور در سال 1402 با ناترازی حدود 12‌هزار مگاواتی مواجه بوده است. هر ساله میزان تقاضای برق با شدت بیشتری افزایش می‌‌‌یابد و در صورتی که سرمایه‌گذاری انجام نشود، ناترازی‌‌‌ها افزایش خواهد یافت. هرچند اقداماتی هم در زمینه تولید انجام شده، ولی ناترازی حل نمی‌شود؛ زیرا تکمیل پروژه‌‌‌های نیروگاهی دو تا سه‌سال زمان می‌‌‌برد و با توجه به تاخیر در اجرای پروژه‌‌‌ها که مهم‌ترین عامل آن عدم‌سرمایه بوده، سال به سال رقم ناترازی بیشتر خواهد شد. پیش‌بینی می‌شود امسال هم حداقل 12 تا 15‌هزار مگاوات ناترازی برق را شاهد باشیم.

ناترازی بنزین: اخیرا مرکز پژوهش‌‌‌های مجلس از کسری روزانه ۱۰میلیون لیتری بنزین خبر داد. بر این اساس ایران سال آینده ناچار به واردات بنزین و گازوئیل به میزان ۵میلیارد دلار است و به گفته عضو کمیسیون انرژی مجلس در لایحه بودجه ۱۴۰۳ به عنوان پیش‌فرض در نظر گرفته شده که نشان از تعمیق بحران و تشدید ناترازی بنزین دارد. این در حالی است که سال ۱۳۹۹ ایران صادر‌کننده ۳میلیارد دلار بنزین به کشور‌‌‌های منطقه بود.

راهکارها: در حال حاضر و به صورت غیر‌قابل باوری، محور برنامه‌‌‌ها به صورت زیر خلاصه می‌شود: جایزه برای کم‌‌‌مصرف‌‌‌ها؛ جریمه برای پرمصرف‌‌‌ها؛ برنامه‌‌‌ریزی قطع برق صنایع (در سال جهش تولید)؛ تغییر ساعات اداری و اختلال در امور اجرایی کشور و ... . تغییر مسیر فعلی به راهکارهای اصولی برای رفع ناترازی انرژی و حتی افزایش صادرات منوط است؛ از جمله: اجرای طرح‌‌‌های کلان جلوگیری از اتلاف انرژی در مراحل انتقال، توزیع و مصرف؛ افزایش ظرفیت تولید انرژی تجدیدپذیر مخصوصا خورشیدی (در اروپا حتی در منازل از انرژی‌‌‌های تجدید‌پذیر استفاده می‌کنند)؛ ذخیره‌‌‌سازی انرژی (متوسط ذخیره‌‌‌سازی گاز در دنیا ۱۱‌درصد کل مصرف گاز است و در کشورهای اروپایی و پیشرفته بالای ۲۰‌درصد ذخیره‌‌‌سازی انجام می‌شود، اما در کشور ما ذخیره‌‌‌سازی گاز یک و نیم‌درصد است)؛ بهینه‌‌‌سازی و مدیریت مصرف انرژی؛ جذب سرمایه‌گذاری خارجی؛ آزادسازی قیمت انرژی و به‌صرفه کردن سرمایه‌گذاری بخش خصوصی و ... .

p24 copy