مختصات ذوالجنبتین

قربان برارنیا ادبی کارشناس بازار سرمایه موسسات تامین سرمایه، نه شرکت سرمایه‌گذاری هستند و نه بانک. در واقع، تامین سرمایه، معادل «بانکداری سرمایه‌گذاری» (Investment Banking) و به مفهوم تامین مالی شرکت‌ها و پروژه‌‌‌های صنعتی و ساختمانی از طریق انتشار اوراق بهادار، اعم از سهام، اوراق مشارکت، صکوک و صندوق‌های سرمایه‌گذاری است.

مختصات ذوالجنبتین

نیاز به حضور و فعالیت شرکت‌های تامین سرمایه، از زمان توسعه بازار سرمایه در دهه ۸۰ محسوس بوده است، به همین دلیل، در آن دوران برخی شرکت‌ها تلاش کردند، به صورت غیر‌رسمی، خدمات مربوط به شرکت‌های تامین سرمایه را به فعالان بازار ارائه دهند، اما به دلیل مشکلات قانونی و مهیا نبودن زیرساخت‌‌‌ها، عملا تا تصویب قانون بازار اوراق بهادار، نهادی با کارکردهای مشابه تامین سرمایه‌‌‌ها ایجاد نشد. در این میان، نخستین شرکت تامین سرمایه، مجوز تاسیس خود را در سال ۱۳۸۶ از شورای عالی بورس دریافت کرده و از سال بعد، فعالیت خود را آغاز کرد.

همان‌طور که عنوان شد، وظیفه اصلی شرکت‌های تامین سرمایه، کمک به ناشران اوراق بهادار برای تامین منابع مالی موردنیاز به‌منظور گسترش فعالیت‌‌‌های عملیاتی است. به عبارت دیگر، فعالیت اصلی این موسسات در حوزه مالی شرکتی تعریف می‌شود؛ هرچند این شرکت‌ها خدمات متنوعی در حوزهای دیگر، از جمله معاملات اوراق بهادار، مدیریت دارایی و اصلاح ساختار مالی شرکت‌ها ارائه می‌کنند. به عبارت دقیق‌تر، شیوه‌‌‌های مختلفی برای تامین مالی وجود دارد که موسسات تامین سرمایه از طریق آن، منابع موردنیاز برای فراهم‌کردن نقدینگی و سرمایه در گردش طرح‌‌‌ها را تجهیز می‌کنند که از آن جمله می‌توان، به تامین مالی از روش فروش سهام و اوراق بهادار اشاره کرد.

 

موسسات تامین سرمایه، در کنار بانک‌های تجاری قرار می‌‌‌گیرند. بانک‌های تجاری از طریق سپرده‌‌‌گذاران، مشتریان و حساب‌‌‌های پس‌‌‌انداز، اقدام به اعطای تسهیلات می‌کنند، در حالی که موسسات تامین سرمایه فاقد نقدینگی برای اعطای وام‌‌‌های نقدی هستند.

 این موسسات، به عنوان واسطه عمل می‌کنند و فروشندگان سهام را به خریداران آن متصل می‌کنند. در واقع، شرکت‌هایی که می‌‌‌خواهند از روشی غیر از اخذ وام، تامین مالی کنند، به سراغ این موسسات می‌‌‌روند، به همین دلیل نقش این موسسات در اقتصاد، بسیار حائز اهمیت است.

شرکت‌های تامین سرمایه، در واقع واسطه‌‌‌هایی هستند که در بازار سرمایه حضور دارند و فعالیت‌‌‌های متنوعی در این حوزه انجام می‌دهند؛ اعم از کارگزاری، معامله‌‌‌گری، بازارگردانی، سبدگردانی، مشاوره سرمایه‌گذاری، پذیره‌نویسی، تعهد پذیره‌نویسی، ارزیابی ریسک مالی، افزایش سرمایه و مشاوره برای تحصیل و اکتساب شرکت‌ها. شرح این وظایف در بند «۱۸» ماده «یک» قانون بازار اوراق بهادار مصوب آذرماه ۱۳۸۴ مجلس شورای اسلامی آمده است.

شرکت‌های تامین سرمایه، در واقع بومی‌شده بانک‌های سرمایه‌گذاری هستند که در سراسر دنیا وجود دارند و به‌عنوان یکی از بخش‌‌‌های سیستم بانکداری فعالیت می‌کنند. اما نکته حائز اهمیت، این است که در ایران، این بخش‌ها تحت نظارت سازمان بورس و اوراق بهادار هستند و فعالیتشان را به صورت مستقل انجام می‌دهند. سه وظیفه اصلی شرکت‌های تامین سرمایه، شامل کمک به تامین مالی شرکت‌ها، مدیریت دارایی‌‌‌ها و مشاوره سرمایه‌گذاری است. همان‌طور که پیش از این گفتیم، شرکت‌های تامین سرمایه، واسطه‌‌‌هایی هستند که خدمات متنوعی را به شرکت‌ها ارائه می‌دهند.

یکی از این خدمات، تامین مالی شرکت‌هاست؛ به این صورت که اگر یک شرکت خصوصی یا دولتی به دنبال تامین منابع مالی خود باشد، می‌تواند از این شرکت‌ها کمک بگیرد. به عبارت دقیق‌تر، شرکت تامین سرمایه با انتشار اوراق بهادار مربوط به این شرکت‌ها در بازار سهام، سرمایه‌ را جذب و در اختیار شرکتی که نیاز به تامین مالی دارد، قرار می‌دهد؛ بنابراین آنها را نمی‌توان شبیه به بانک یا شرکت‌های سرمایه‌گذاری دانست.

شرکت‌هایی که نیاز به منابع مالی دارند، به عنوان ناشران اوراق بهادار شناخته می‌‌‌شوند و شرکت‌های تامین سرمایه به عنوان واسطه، این اوراق بهادار را در اختیار سرمایه‌گذاران می‌‌‌گذارند و وجوه جمع‌آوری‌شده را به ناشر اوراق می‌دهند.  از سوی دیگر، چنانچه شرکتی بخواهد وارد بورس شود و سهامش را به صورت عرضه اولیه ارائه کند، شرکت‌های تامین سرمایه، تمام مراحل ثبت و اخذ مجوزهای لازم را انجام می‌دهند. در مجموع می‌توان گفت، این شرکت‌ها نقش مهمی در جذب منابع مالی و هدایت آن به سمت فعالیت‌‌‌های مولد اقتصادی دارند.

یکی از کارهایی که شرکت‌های تامین سرمایه انجام می‌دهند، مدیریت دارایی‌‌‌های شرکت‌ها و صندوق‌های سرمایه‌گذاری (Mutual Funds) است. صندوق‌های سرمایه‌گذاری تحت نظارت سازمان بورس و اوراق بهادار فعالیت می‌کنند. در واقع، شرکت‌های تامین سرمایه با داشتن دانش، تجربه و متخصصان حوزه بازارهای مالی می‌توانند مدیریت دارایی شرکت‌ها و صندوق‌ها را به دست بگیرند و با توجه به استراتژی‌‌‌های مالی متنوعی که دارند، پربازده‌‌‌ترین سرمایه‌گذاری‌‌‌ها و کمترین هزینه را داشته باشند.

شرکت‌های تامین سرمایه، تخصص و مهارت‌‌‌هایی دارند که بر اساس آنها به جز تامین مالی شرکت‌ها می‌توانند خدمات مشاوره‌‌‌ای هم ارائه دهند. شرکت‌ها با استفاده از مشاوره آنها می‌توانند، مسیر درستی در پیش بگیرند و قیمت‌ مناسبی برای سهام خود تعیین کنند و به حداکثر سود برسند. همچنین به صورت طولانی‌مدت در کنار شرکت‌ها باشند و منابع مالی و امور سرمایه‌گذاری آنها را مدیریت کنند تا بتوانند در جای درستی استفاده کنند و بازدهی خوبی را به دست آورند.

از سوی دیگر، بر اساس دستورالعمل‌‌‌های پذیرش بورس و فرابورس، نقش مشاوران پذیرش، راهنمایی ناشر و همچنین تهیه مدارک و مستندات موردنیاز برای پذیرش است. این خدمت از طریق نهادهای مالی دیگر از جمله شرکت‌های کارگزاری قابل عرضه است. اما موقعیت ممتاز شرکت‌های تامین سرمایه در این حوزه، امکان ارائه خدمات تکمیلی از جمله، ارزش‌‌‌گذاری سهام، بازاریابی و در نهایت تعهد پذیره‌نویسی سهام است که می‌تواند نقش عمده‌‌‌ای در موفقیت هر عرضه اولیه بازی کند.

مدیریت ریسک نقدینگی

عبدالرضا عیسوند حیدری کارشناس تامین مالی امـروزه فعالیـت‌ بانک‌هـای سرمایـه‌گـذاری (Investment Banking) در اقتصادهای توسعه‌‌‌یافته، به عنوان مشاوران تخصصی و حرفه‌‌‌ای، در جذب منابع مالی موردنیاز دولت‌‌‌ها، نهادها و تحلیل و تبادل اطلاعات موردنیاز برای مشتریان فعالیت دارند. این نهادهای مالی توانمند، در فرآیند تامین مالی، انتشار اوراق و فروش سهام، ادغام و تبدیل بنگاه‌های اقتصادی و سایر معاملات حرفه‌‌‌ای در بازارهای مالی جایگاه ویژه و تعیین‌کننده‌ای دارند.

مدیریت ریسک نقدینگی

20 copy

شرکت‌های تامین سرمایه، در موقعیت‌های مختلف، از طریق بخش‌های تابعه خود، مبادله، مدیریت و توزیع سرمایه را در طیف گسترده‌‌‌ای انجام می‌دهند که قدمت آن در ایران به یک‌دهه برمی‌گردد. در حالی سال 1387، سال شروع فعالیت شرکت‌های تامین سرمایه در بازار مالی ایران است که تا سال‌جاری، تعداد آنها به 10شرکت رسیده، اما این صنعت همچنان به لحاظ بلوغ، هنوز در مرحله ابتدایی خود است. از سوی دیگر، باید عنوان کرد که کارکرد اصلی این نهادها، پذیره‌نویسی و بازارگردانی اوراق و سهام، طراحی ابزارهای مالی متعدد، مدیریت انواع دارایی‌‌‌ها و چند کارکرد تخصصی در چارچوب‌‌‌های تعیین‌شده از سوی سازمان بورس و اوراق بهادار است. از سوی دیگر، باید تاکید کرد که موقعیت شرکت‌های تامین سرمایه، به‌طور مستقیم، به عوامل رقابتی بازار و صنعت مربوطه و همچنین کیفیت و سازگاری خدماتی که به ناشران ارائه می‌کنند، ارتباط دارد.

 

در حوزه فعالیت شرکت‌های تامین سرمایه، ریسک‌های متعددی این صنعت را نشانه گرفته است. یکی از بزرگ‌ترین ریسک‌ها را می‌توان، ریسک شهرت برای تامین سرمایه‌ها دانست؛ چرا که در قیمت‌گذاری‌‌‌ها و ارزش‌‌‌گذاری‌هایی که برای مشتریان خود انجام می‌دهند، باید کمترین خطا را داشته باشند تا جامعه هدف و واحدهای ناظر، به آنها اعتماد کنند. البته با وجود رشد نوآوری‌ها، این موضوع تا حدود زیادی قابل مدیریت است که لازمه آن، برخورداری از نیروی انسانی متخصص و کارآمد است. افزون بر این، نباید ریسک‌های ناشی از وضع قوانین و مقررات بر این صنعت را نادیده گرفت. از لحاظ قوانین و مقرراتی که بر صنعت بانکداری سرمایه‌گذاری وضع شده، تغییرات آن برای این صنعت در مواردی محدود‌کننده و همراه با ریسک بوده است و خواهد بود. به این ترتیب، ممکن است ریسک‌های مزبور، شرکت‌های تامین سرمایه و بخش‌های زیرمجموعه، آنها را در ایجاد برخی ساختارها و انجام معاملات خاص منع یا ناچار کند. از سوی دیگر، شرکت‌های تامین سرمایه در بستر کسب‌وکار خود، در معرض انواع ریسک‌ها قرار می‌گیرند که اولویت این ریسک‌ها در مقایسه با سایر صنایع و بخش‌ها متفاوت است. به عنوان نمونه، ریسک نقدینگی در این صنعت با توجه به واحدهای ذیل آنها که صندوق‌های سرمایه‌گذاری هستند، از اهمیت فراوانی برخوردار خواهد بود. بنابراین باید در مدیریت ریسک نقدینگی، چارچوب قابل اطمینانی برای دسترسی به‌موقع به منابع مالی کافی در طیف گسترده‌ای از افق‌های زمانی طراحی شود تا بتوانند برای انجام تعهدات خود به منابع نقدشونده دسترسی داشته باشند. از عوامل موجود در شکل‌گیری ریسک نقدینگی، می‌توان به موقعیت دارندگان اوراق با درآمد ثابت اشاره کرد که شرکت‌های تامین سرمایه، قبلا آنها را برای ناشران منتشر کرده‌‌‌اند. با توجه به قراردادهای بازارگردانی که در زمان انتشار اوراق منعقد می‌کنند، شرکت‌های تامین سرمایه متعهد می‌شوند، در صورت عرضه این اوراق از سوی دارندگان تا درصد تعهد روزانه خود، آنها را در بازار ثانویه به قیمت بازارگردانی خریداری کنند. در زمان عرضه اوراق با درآمد ثابت برای اولین بار، سرمایه‌گذارانی با رتبه اعتباری متفاوت، این اوراق را خریداری می‌کنند که به دلیل تغییر در برخی از متغیرهای کلان، از جمله تغییر در نرخ بهره تا سررسید (ytm) در طول دوره نگهداری، امکان دارد این دارندگان اوراق مجبور به فروش یا عرضه کامل یا بخشی این اوراق شوند که به شکل‌گیری ریسک نقدینگی برای تامین سرمایه‌ها منجر می‌شود. بنابراین شرکت‌های تامین سرمایه می‌توانند با تعیین و اندازه‌‌‌گیری شاخص‌هایی برای دارندگان اوراق، سطح ریسک آنها را مشخص و با این شیوه، سناریوهای احتمالی پیش روی خود را ترسیم کنند. این موضوع برای آنها بسیار حیاتی است؛ چرا که امکان دارد، عرضه این اوراق با زمان انتشار اوراق جدید همزمان شود و آنها را از فرصت‌های پیش‌رو باز دارد.  از سوی دیگر، بررسی‌های صورت‌گرفته، حکایت از آن دارد که کل مجموع سرمایه شرکت‌های تامین سرمایه در ایران تا شهریور 1400 مبلغ 73هزار و 801میلیارد ریال بوده است که نشان می‌دهد، این صنعت از جنبه قدرت مالی، در دوران بلوغ اولیه خود بوده و نیاز به توسعه بیشتری دارد. در واقع، صاحبان سرمایه در این صنعت، به‌رغم سودآوری مناسب، هنوز از فرصت‌های پیش‌رو بهره چندانی نبرده‌‌‌اند. به این ترتیب، با توجه به کسری بودجه قابل‌توجه دولت و رویکرد آنها برای تامین این کسری بودجه از بازار سرمایه، تقویت این شرکت‌ها می‌تواند برای کل بازار سرمایه و دولت‌ها مفید باشد. در این راستا باید عنوان کرد، تنها در سال گذشته (سال 1399) بالغ بر 220هزار میلیارد تومان تامین مالی از بستر بازار سرمایه صورت گرفته و بر این اساس، شرکت‌های تامین سرمایه می‌توانند در این امر و تامین مالی بنگاه‌های خصوصی و همچنین دولت نقش راهبردی داشته باشند. به عنوان نمونه، باید گفت که فقط یکی از شرکت‌های تامین سرمایه (شرکت تامین سرمایه بانک ملت) از کل تامین مالی سال 1399 بیشتر از 5درصد را انجام داده است و این نشان‌دهنده قدرت یک تامین سرمایه است که می‌تواند به دولت‌ها و بنگاه‌های اقتصادی در جذب منابع کمک کند.  یکی دیگر از موارد مهم، ثبات مالی برای شرکت‌های تامین سرمایه است که باید در اولویت فعالیت آنها قرار گیرد، به طوری که این ثبات مالی با توجه به دارایی‌های تحت مدیریت، می‌تواند خدمات آنها را متمایز کند. در ذیل این نهادهای مالی، صندوق‌های سرمایه‌گذاری با درآمد ثابت، سهامی و بازارگردانی قرار دارند که منابع خرد بنگاه‌ها را جمع‌آوری می‌کنند؛ این موضوع برای آنها از جنبه درآمدهای مستقیم و غیرمستقیم اهمیت فراوانی دارد و می‌تواند برای آنها مزیت رقابتی ویژه‌ای را رقم بزند. بنابراین باید قوانین تسهیل‌کننده‌ای برای توسعه این صندوق‌ها لحاظ شود تا شرکت‌های تامین سرمایه با چالش زیادی در این زمینه مواجه نشوند. افزون بر این، باید عنوان شود که متاسفانه تاکنون بازارسازی و ایجاد بازارهای جدید که بیشتر بر بازارهای خرد مبتنی باشد، در شرکت‌های تامین سرمایه به‌خوبی عملیاتی نشده است. در واقع، تامین سرمایه‌ها بیشتر برای بنگاه‌های بزرگ در صنایع مادر (صنعت نفت و گاز و پتروشیمی) تامین مالی کرده‌اند. این در حالی است که بسیاری از بنگا‌های خرد در سایر صنایع، شرایط تامین مالی خوبی دارند که تامین سرمایه‌ها باید به این بازارها ورود کنند.

در نهایت، یکی دیگر از موارد مهمی که باید مدنظر سیاستگذاران بازار سرمایه قرار گیرد، افزایش ضریب نفوذ شرکت‌های تامین سرمایه، نه‌تنها در بازار سرمایه، بلکه در کل اقتصاد کشور است. ضریب نفوذ تامین سرمایه‌ها در اقتصاد ایران هنوز به‌ سطح قابل قبولی نرسیده است که این موضوع ارتباط مستقیمی با رویکردهای نهادهای ناظر دارد. به عبارت دقیق‌تر، باید شرایطی مناسب مهیا شود تا این نهادهای مالی با استقلال بیشتری کسب‌وکار خود را توسعه دهند؛ امری که در نهایت می‌تواند، توسعه و رشد اقتصادی را به دنبال داشته باشد.

چهار وظیفه کلیدی

الهه ظفری کارشناس بازارهای مالی به طور کلی، ارائه خدمات در شرکت‌های تامین سرمایه، در چهار گروه تامین مالی، مدیریت دارایی، خدمات مالی و سرمایه‌گذاری‌های جایگزین تعریف می‌شود. در این میان، خدمات تامین مالی در راستای مشاوره و نقش‌‌‌آفرینی برای تجهیز منابع مالی، به‌منظور توسعه و تداوم فعالیت‌‌‌های تجاری شرکت‌ها، از جمله مهم‌ترین اقدامات شرکت‌های تامین سرمایه است.

چهار وظیفه کلیدی

به بیان دقیق‌تر، می‌توان گفت، این بخش بسیار تحت‌تاثیر قوانین و مقررات محدود‌کننده بوده و عموم چالش‌های این بخش، تحت‌تاثیر این قوانین و مقررات است، به طوری که بانک مرکزی با اعمال سیاست‌هایی که به تغییرات کوتاه‌مدت و بلندمدت در نرخ بهره منجر می‌شود، دست این نهاد مالی را برای طراحی و پیاده‌سازی ابزارهای توسعه‌ای تامین مالی می‌بندد. همچنین تصمیمات دولت در خصوص تامین مالی بر اساس انتشار اوراق که متاثر از کسری بودجه است، از دیگر موارد تاثیرگذار بر عملکرد شرکت‌های تامین سرمایه است. این امر، سطح نقدینگی را کاهش داده و مجددا برای بازار تقاضای تامین مالی محدودیت ایجاد می‌کند.

از سوی دیگر، باید عنوان کرد که اقدامات توسعه‌ای در بخش تامین مالی در بازار سرمایه بسیار تحت‌تاثیر نام و برند تامین سرمایه‌ها قرار می‌گیرد، به همین دلیل، معمولا شرکت‌های تامین سرمایه در وابستگی به بانک‌های تجاری تعریف شده و در حال فعالیت هستند. از همین رو، بند «ب» ماده «۱۴» قانون برنامه ششم توسعه، تحت نظر بانک مرکزی برای عملیات تامین سرمایه‌ای وابسته به بانک‌ها نیز محدودیت و چالش‌های زیادی ایجاد کرده است که تمام بخش‌های فعالیت توسعه‌ای این دسته از تامین سرمایه‌ها را تحت‌تاثیر قرار می‌دهد. از دیگر چالش‌هایی که تامین سرمایه‌ها با آن مواجه‌اند، بحث نظارت بیش از اندازه بر این نهادهای مالی است. از سوی دیگر، رابطه دارایی‌های تحت مدیریت آنها، به‌خصوص در صندوق‌های درآمد ثابت با اوراقی که منتشر و بازارگردانی می‌کنند، مدیریت نقدینگی را تا حدی تحت‌تاثیر قرار می‌دهد. این امر در شرایط نوسانات قانون‌گذاری، چالش بسیار جدی برای شرکت‌های تامین سرمایه به دنبال خواهد داشت. در نهایت، چرخه مزبور سبب می‌شود تا شرکت‌های تامین سرمایه به منظور کاهش بیشتر ریسک خود، از اقدامات توسعه‌ای بیشتر جلوگیری کنند و فعالیت را به همان اقدامات تعریف‌شده، محدود سازند.

 

در این میان، شاید مهم‌ترین بخشی که نقش توسعه در شرکت‌های تامین سرمایه را داشته باشد، بحث سرمایه‌گذاری‌های جایگزین است. باید عنوان کرد، سرمایه‌گذاری جایگزین به سرمایه‌گذاری‌‌‌هایی اطلاق می‌شود که به شیوه‌‌‌ای غیر از شیوه‌‌‌های متعارف سرمایه‌گذاری، مثل سهام، اوراق قرضه، پول نقد یا سرمایه انجام می‌شود. این بخش نیز متاسفانه تحت‌تاثیر قوانین یادشده که به آنها اشاره شد، در تامین سرمایه قرار گرفته است یا به واسطه‌ نیاز به پذیرش ریسک بالا برای این نوع سرمایه‌گذاری‌ها، معمولا به آن پرداخته نمی‌شود.

نباید فراموش کنیم که نقش توسعه‌ای در شرکت‌های تامین سرمایه، به ایجاد و معرفی ابزارهای نوین مالی در دنیا بسیار وابسته است و باید سرمایه‌گذاری بلندمدت با هدف مطالعه در آن صورت پذیرد که نیاز به بستر امن مالی و قابلیت پیش‌بینی روشن از آینده دارد که متاسفانه زمینه آن در بستر فعلی بازار مالی کشور فراهم نیست.

عملکرد انتشار اوراق مالی

محسن بهشتی نامدار کارشناس بازار سرمایه طبق بررسی‌های صورت‌گرفته، از سال ۱۳۸۹ تا پایان سه‌ماه اول سال ۱۴۰۰، بیش از ۱۲۵هزار میلیارد تومان، تامین مالی شرکتی از بازار سرمایه انجام شده است. در این میان، بیشترین ارزش تامین مالی از طریق انتشار اوراق صکوک مربوط به اوراق سلف موازی استاندارد بوده است که بالغ بر ۳۳درصد از کل تامین مالی انجام‌شده را شامل می‌شود. پس از آن، اوراق منفعت، ۲۷درصد و اوراق اجاره، ۲۴درصد از کل حجم انتشار را به خود اختصاص داده‌‌‌اند.

عملکرد انتشار اوراق مالی

اوراق سلف موازی استاندارد، نخستین بار در سال ۱۳۹۳ منتشر شد و پس از این تاریخ، شاهد تامین مالی بنگاه‌های اقتصادی با انتشار این اوراق بودیم. اوراق منفعت نیز اولین بار در سال ۱۳۹۶ منتشر شد. به این ترتیب، با توجه به زمان طولانی انتشار اوراق منفعت و تامین مالی از طریق آن، این اوراق بیشترین سهم تامین مالی را به خود اختصاص می‌دهد. پس از این اوراق نیز، اوراق سلف موازی استاندارد از قدمت بیشتری برخوردار است. از سوی دیگر، در میان اوراق دولتی نیز شاهد انتظار برای اوراق مشارکت بوده‌ایم، به طوری که اوراق مشارکت که بیشتر از سوی شهرداری‌‌‌ها منتشر شده، ۸درصد از سهم کل انتشار اوراق را به خود اختصاص داده است. از سوی دیگر، سهم تامین مالی با انتشار اوراق مرابحه، ۶درصد و با انتشار اوراق رهنی، ۲درصد بوده است. بررسی‌ها از دیگر زوایا نشان می‌دهد که از سال ۱۳۸۹ تا پایان سه‌ماه نخست سال ۱۴۰۰، از طریق انتشار اوراق ۲۷۶بار تامین مالی از بازار سرمایه صورت گرفته است. همچنین این اوراق از سوی شرکت‌های تامین سرمایه که عمدتا به عنوان مشاور عرضه، متعهد پذیره‌‌‌نویس و بازارگردان اوراق‌‌‌ها نقش ایفا کرده‌اند، منتشر شده است. این در حالی است که در سال ۱۳۸۹ تنها ۳بار تامین مالی از طریق انتشار اوراق انجام شده است که از نوع اوراق اجاره و مشارکت بوده‌‌‌اند. این امر نشان‌دهنده رشد تامین مالی و انتشار اوراق از بستر بازار سرمایه طی این سال‌هاست. البته باید تاکید کرد که طی بیش از ۱۰سال اخیر، شاهد رشد و توسعه تامین مالی از بازار سرمایه بوده‌ایم، اما هنوز این صنعت به جایگاه واقعی خود در اقتصاد کشور دست نیافته است. از سوی دیگر، باید عنوان کرد که شرکت‌های تامین سرمایه با توجه به نوع و ماهیت فعالیت خود و همچنین با توجه به الزامات سرمایه‌‌‌ای که از طرف سازمان بورس و اوراق بهادار وضع شده و نیز کفایت سرمایه آنها عمدتا به عنوان مشاور عرضه و تامین مالی فعالیت می‌کنند. به این ترتیب، عمده درآمد تامین سرمایه‌ها از محل انتشار اوراق شرکتی خواهد بود. شرکت‌های مذکور همان‌طور که اشاره شد، در تامین مالی، سه رکن مشاور عرضه، متعهد پذیره‌‌‌نویس و بازارگردان را برعهده می‌‌‌گیرند. در حالی تامین مالی شرکت‌ها، بنگاه‌‌‌های اقتصادی، سازمان‌ها و نهادهای دولتی، وزارتخانه‌‌‌ها، شهرداری‌‌‌ها و خود دولت از بازار سرمایه در سال‌های اخیر به‌خوبی در سطح اقتصاد کلان ایران جا خوش کرده و به گونه‌‌‌ای مطرح می‌شود که هرسال در قانون بودجه کل کشور، در خصوص تامین مالی بخش دولتی از بازار سرمایه از طریق انتشار اوراق بندهایی درج  می‌شود. به این ترتیب، تامین سرمایه‌ها می‌توانند نقش مهمی در تامین مالی سازمان‌ها و نهادهای دولتی بر عهده بگیرند و با انتشار اوراق گنجانده‌شده در بودجه کشور، طرح خود را تامین مالی کنند. این در حالی است که با توجه به نقش مهم و حیاتی شرکت‌های تامین سرمایه در تامین نقدینگی بخش خصوصی، بنگاه‌های اقتصادی و همچنین دولت، این نهادها با موانع و مشکلات زیادی مواجه هستند. متاسفانه بزرگ‌ترین مانع در مسیر فعالیت شرکت‌های تامین سرمایه برای ارائه خدمات مالی، قوانین و دستورالعمل‌‌‌های به‌روزنشده از سوی سازمان بورس و اوراق بهادار است.

از یک‌سو تعدد ارکان در نظر گرفته‌شده و از سوی دیگر، هزینه‌‌‌های بالای انتشار، سبب شده است تا نرخ موثر تامین مالی از طریق انتشار اوراق، افزایش قابل‌توجهی را تجربه کند. بنابراین بسیاری از شرکت‌ها و بنگاه‌‌‌های اقتصادی نمی‌توانند از این ظرفیت استفاده کنند و به‌راحتی نقدینگی مورد نظر خود را برای طرح‌های توسعه کسب کنند. بررسی‌ها نشان می‌دهد که هم‌‌‌اکنون نرخ موثر تامین مالی از طریق بازار سرمایه، سالانه حدود ۲۳ تا ۲۵ درصد است که نسبت به تامین مالی از طریق شبکه بانکی و نرخ ۱۸درصد آن، رقم بسیار بالاتری است. این امر سبب خواهد شد تا هزینه‌های تامین مالی از بستر بازار سرمایه زیاد باشد و در نتیجه، بنگاه‌های اقتصادی، تامین مالی از دیگر بسترها را در اولویت قرار دهند. از سوی دیگر، تاسیس صندوق‌های سرمایه‌گذاری از دیگر روش‌های تامین مالی است که در شرکت‌های تامین سرمایه در حال انجام است. صندوق‌های جسورانه، صندوق‌های زمین و ساختمان، صندوق پروژه و صندوق‌های کالایی در کنار صندوق‌های فعال در زمینه اوراق بهادار (صندوق سرمایه‌گذاری با درآمد ثابت، صندوق سرمایه‌گذاری سهامی، صندوق سرمایه‌گذاری مختلط و صندوق سرمایه‌گذاری قابل معامله) سایر روش‌های تامین مالی هستند که شرکت‌های تامین سرمایه به متقاضیان ارائه می‌دهند.