برندگان و بازندگان بزرگ

فريد شاهمرادي فعال حوزه استارت‌آپ زمان اوج‌گرفتن و رشد و توسعه استارت‌آپ‌های نوپای ایرانی، ناباورانه با همه‌گیری نوع جدید ویروس کرونا هم‌زمان شد. در ابتدا باید یک اصل کلی را پذیرفت که سالانه، تعداد زیادی از استارت‌آپ‌ها شکست می‌خورند، اما کرونا بر نیاز به راهنمایی و آموزش مداوم کارآفرینان پس از شروع فرآیند و حتی پس از دریافت راندهای پی‌درپی سرمایه، تاکید کرد و باعث یادآوری این نکته مهم شد که کرونا باعث شده است، نرخ شکست در سال ۲۰۲۰ به نوعی شبیه به نرخ شکست در بحران سال ۲۰۰۱ باشد؛ هرچند لوک پردو، اقتصاددان معتقد است، ما تقریبا هرگز شاهد این نوع رکود نبوده‌ایم.

برندگان و بازندگان بزرگ

شاید اگر خیلی از استارت‌آپ‌های نوپا، مشاوره مالی و توسعه کسب‌وکار را از منتورها و متخصصان دریافت می‌کردند تا از منابع مالی برای حفظ دارایی‌ها در دوره‌های رکود، اطمینان حاصل کنند، به این سرعت منحل نمی‌شدند. در اینجا می‌توان به یکی از چالش‌های موجود در اکوسیستم ایران اشاره کرد. در بحث حمایت‌های کوتاه‌مدت شتاب‌دهنده‌ها برای حمایت از راه‌اندازی استارت‌آپ‌ها در ایران دوره‌های ۶ماهه و ۹ماهه یا دوره‌های مشابه تعریف می‌کنند، در حالی که همه می‌دانیم، در این مدت کوتاه، توسعه پایداری اتفاق نمی‌افتد و دارندگان استارت‌آپ پس از طی کردن این دوره تصور می‌کنند که آماده ورود به بازار هستند و با سرمایه بذری اولیه‌ای که جذب کرد‌ه‌اند، توانایی فعالیت و حتی رقابت در بازار را دارند و همین تصور، آنها را دچار چالش‌های متعدد و در اکثر مواقع، چالش‌های منجر به شکست می‌کند. بررسی‌ها نشان می‌دهد که برای حمایت از نوآوران نه‌تنها تمام تخصص‌های کسب‌وکاری و تجاری لازم است، بلکه پشتیبانی سه‌ساله هم توصیه می‌شود. اساسا باید در مورد راه‌های حمایت از مشاغل جدید فکر کنیم؛ زیرا مشاغل جدید استارت‌آپی و جوان، موتور رشد مشاغل در اقتصاد کشور هستند.

 این رویکرد در برخی از شتاب‌دهنده‌های زیرمجموعه شرکت‌های بزرگ در دنیا مورد پذیرش قرار گرفته و استارت‌آپ‌های شاخصی از این مدل خروج موفق داشته‌اند، اما در ایران هنوز این رویکرد به‌صورت جامع و کامل اجرایی نشده که این خود یکی از دلایل بالا بودن درصد شکست استارت‌آپ‌هاست. در ایران چند استارت‌آپ مطرح کنونی که زیر نظر هلدینگ‌های خارجی بودند که این استراتژی را برگزیده بودند یا استارت‌آپ‌های یونیکورنی و بزرگی هستند، به نوعی برندگان دوران کرونا بودند؛ چون نه‌تنها استارت‌آپ‌های اصلی خود را رشد داده و چند امکان و ویژگی جدید به خدمات خود اضافه کرده‌اند، بلکه چند استارت‌آپ زیرمجموعه را هم راه‌اندازی کرده و توسعه داده‌اند، اما پیشنهادی که می‌توان در این خصوص برای شتاب‌دهنده‌های خصوصی یا شرکت‌های حامی کسب‌وکارهای نوپا و استارت‌آپ‌ها مطرح کرد، اجرای این رویکرد با همکاری صندوق‌ها و شرکت‌های سرمایه‌گذاری خطرپذیر است؛ چون استارت‌آپ‌هایی که در دوران کرونا توان بقا و رشد خود را در سخت‌ترین شرایط فراهم کرده‌اند، قطعا از نخستین گزینه‌های آماده جذب سرمایه و توسعه هستند.

استارت‌آپ‌هایی برنده این دوران هستند که استراتژی‌های خود را بهبود بخشیده و با پیش‌بینی و رفع چالش‌های پیش‌رو و یافتن روش‌های متفاوت جریان درآمدی از موفقیت خود اطمینان حاصل کنند که قاعدتا این کار به راهنمایی، منتورینگ و تیم ترکیبی متخصص نیاز دارد.

اگر بخواهیم در مورد برندگان و بازندگان استارت‌آپی دوران کرونا صحبت کنیم، شاید به‌لحاظ موضوعی تصور عام این باشد که بازندگان بزرگ این دوران با گردشگری، سفر و خدمات وابسته به آن مرتبطند؛ چرا که اساسی‌ترین محدودیت قابل اجرای پیش‌روی دولت‌ها اجرای محدودیت و کنترل تردد و اقامت و سفر بود که تا حدود زیادی درست است، اما در همین حوزه هم، استارت‌آپ‌هایی توانسته‌اند بمانند و رشد کنند. کاهش رزرو و اقامت، تردد و سفر برای همه امری کلی بوده، اما از سوی دیگر، افزایش تقاضا برای خدمات پشتیبان سفر وجود داشته که به نوعی خود پیشنهاد‌دهنده تغییر مدل کسب‌وکار و جریان‌های درآمدی استارت‌آپ‌های گردشگری بوده که درک این تغییرات و ارائه راهکارهای مناسب برای آن، موجب بقا و رشد استارت‌آپ‌هایی همچون Omio،GetYourGuide، TravelPerk و به نوعی علی‌بابا و اسنپ‌تریپ در ایران شده است.

تغییر در سبک و سیاق مسافرت، افزایش سفر با اتومبیل‌های شخصی به جای قطار و هواپیما، افزایش سفرهای طبیعت‌گردی نسبت به سفرهای شهری و تاریخی و...، افزایش سفرهای درون استانی نسبت به بین استانی و بین کشوری و افزایش اقامت در بوم‌گردی‌ها نسبت به هتل‌ها و مسافرخانه‌ها، همه نکاتی هستند که آن دسته از استارت‌آپ‌های گردشگری که نمی‌خواهند بازنده این دوران نامیمون باشند، باید در تغییر مدل‌های خود به آنها توجه کنند و خود را برای دوران پساکرونا هم به صورت ویژه آماده کنند؛ چرا که سفرهای نرفته تلنبارشده زیادی در پیش است.

اما به‌لحاظ موضوعی برندگانی هم در این دوران بودند، به‌طوری‌که استارت‌آپ‌های محتوا، آموزش آنلاین، مشاوره آنلاین، مدیریت فعالیت‌ها از راه دور و ارائه خدمات سنتی به شیوه آنلاین بسیار رونق گرفتند. در این دوران، نه‌تنها استارت‌آپ‌هایی همچون ایسمینار، نوین‌هاب، ابرآروان، شنوتو، روبه‌رو، آیو و آزمایش آنلاین رشد‌های هزار واحدی را تجربه کردند، بلکه فقط در ایران بیش از ۴۰۰ استارت‌آپ آنلاین به صورت مجازی و غیرحضوری خدماتی در حوزه‌های آموزش، سلامت، ورزش، سرگرمی و گردشگری، تولید محتوا، نوآوری اجتماعی، فروشگاه‌ها و... به مردم ارائه کردند و در همین دوران شکل گرفتند. در این حوزه‌ها به‌ویژه در حوزه آموزش، در دوران کرونا خدمات و فناوری‌هایی مانند گیمیفیکیشن، واقعیت مجازی و افزوده، هوش مصنوعی و بلاکچین ترند شدند و توسط استارت‌آپ‌های مطرح جهانی به خدمات و ویژگی‌های قابل ارائه خود به مشتریان اضافه شدند.

در آخر باید به استارت‌آپ‌های حوزه سلامت اشاره کرد که به نوعی سردمدار رشد در دوران کرونا بودند؛ از جمله، بهزی با آموزش‌های خودمراقبتی، شفاجو که پلتفرم مشاوره آنلاین بود و الان به منبع معتبری برای کرونا شده و هاسپیتل و دکتر ساینا که بخش‌های ویژه و خدماتی مختص به کرونا را به استارت‌آپ‌های خود اضافه کرده‌اند. به‌زعم بنده دلایل برنده بودن این نوع استارت‌آپ‌ها بدیهی است و نیازی به تحلیل بیشتر ندارد.

ویروس متهم نیست!

حسام زندحسامي عضو هيات علمي دانشگاه آزاد اسلامي واحد علوم و تحقيقات در سالی که گذشت، می‌دانید در دنیای استارت‌آپ‎ها چه اتفاقاتی افتاده است؟ چند استارت‌آپ متولد شدند و چه تعداد از گردونه خارج شدند؟ کیوبی با ۸/ ۱ میلیارد دلار، اسنشیال با ۳۳۰ میلیون دلار، برندلس با ۲۴۰ میلیون دلار، آتریوم ال.تی.اس با ۷۷ میلیون دلار و کوانتوپیان با حدود ۵۰ میلیون دلار جذب سرمایه در سال ۲۰۲۰ با شکست مواجه شدند.

ویروس متهم نیست!

آیا می‌توانیم کووید-۱۹ را به شکست‌دادن استارت‌آپ‎ها متهم کنیم و این پاندمی را دلیل اصلی شکست‌های استارت‌آپی بدانیم؟ آیا نقصان شیوه‌ها و نظام سرمایه‎گذاران و موسسان باعث شکست نشده است؟ آمار آنجل‌کو (angel.co) نشان می‌دهد که بیش از هزار شرکت در حال رشد در انگلستان، از زمان شروع قرنطینه در اوایل ۲۰۲۰ برای انحلال و تسویه ثبت‌نام کرده‌اند. این تصویر غم‎انگیز، تنها به تیم‎های فناور و استارت‌آپ‎های نوپا ختم نمی‎شود و متاسفانه، بسیاری از غول‌های استارت‌آپی و شرکت‌های بلوغ‎یافته و آنهایی که موفقیت‌های چشمگیری در جذب سرمایه داشته‌اند، دچار مشکل شده و بر اثر نوسانات به چالش جدی کشیده شد‌ه‌ یا شکست خورده‌اند. بسیاری از استارت‌آپ‎ها با توجه به نوع کسب‎وکار خود و عمر کم، فاقد دارایی‌های فیزیکی هستند که نوسانات و شکست‌ها به نابودی کامل آنها منجر می‌شود و سقوط ارزش سهام یا ارزش‎گذاری آنها معمولا کمتر قابل جبران است.

این تراژدی روی دیگری نیز دارد. در انگلستان که آمار تکان‎دهنده انحلال را بررسی کردیم، بهتر است آمار دیگری را نیز مورد توجه قرار دهیم. در این مدت، ۲هزار و ۵۶۲ شرکت، دوره تامین مالی خود را به پایان رسانده و منابع مالی قابل ملاحظه‎ای را جذب کرده‎اند و از این تعداد، هزار و ۳۶۹ شرکت در مرحله بذری و ابتدایی رشد خود قرار دارند. بررسی سایت‎های معتبر جهانی نشان می‎دهد که همین نسبت به‎طور تقریبی در سایر کشورها نیز رخ داده است و می‎توان نتیجه گرفت، کووید-۱۹ اگرچه تهدید جدی برای بسیاری از کسب‎وکارها و استارت‌آپ‎ها بوده است، هم‌زمان فرصت بی‎نظیری برای «کسب‎وکارهای فردا» و دوراندیش ایجاد کرده است. کووید-۱۹حدود ۳۰ درصد مشاغل کوچک را تعطیل کرده و هم‌زمان مسوول بزرگ‌ترین جهش کارآفرینی در قرن ۲۱ شده است. در گزارش نقشه راه آمادگی برای تحول اقتصادی کشورها، ۱۱ اولویت مطرح شده که دو اولویت به بسترسازی برای خلق «بازارهای آینده» اشاره دارد و به صنایع سنتی توصیه شده است که روی نوآوری‎های مرزشکن و استارت‌آپ‎هایی که ‎بر مبنای تحلیل روندهای آینده‌پژوهانه و نیازهای آینده شکل گرفته‎اند، سرمایه‎گذاری کنند. شاید بتوان گفت، یکی از کلیدی‎ترین راه‎های برون‎رفت از بحران استارت‌آپ‎ها و سقوط شرکت‎های سنتی و صاحب‌نام با قدمت زیاد، حرکت به سمت آشتی با استارت‌آپ‎هاست؛ طرحی که سال‎ها پیش با عنوان «آصا» (آشتی صنعت و استارت‌آپ) به معاونت علمی‎وفناوری ریاست‌جمهوری پیشنهاد دادم. بسیاری از بازیگران این حوزه، از جمله جب باکلر، موسس و مدیرعامل استارت‌آپ گیانت شدیدا مخالف است که کووید-۱۹ را مقصر شکست همه استارت‌آپ‎ها بدانیم. آمار تقاضا برای سرمایه‎گذاری نشان می‎دهد که اگر ایده خوبی وجود داشته باشد، سرمایه‎گذاران مشتاقانه آمادگی سرمایه‎گذاری را دارند. بین جامعه استارت‌آپی این جمله معروف است؛ «اگر قرار است شکست بخورید، سریع شکست بخورید.» مطمئنا کووید-۱۹ این وظیفه را به‌خوبی انجام داد و شکست بسیاری از استارت‌آپ‎ها را سرعت بخشید. آنچه بسیاری از استارت‌آپ‎ها را زمین‎گیر می‎کند، تجربه کم موسسان و نداشتن مشاوران قدرتمند در مدیریت سرمایه و سرمایه‎گذاری است. اغلب شتاب‌دهنده‎ها برای به جریان انداختن سرمایه و سرمایه‎گذاری مجدد روی ایده‎های جدید، به‌ناچار دید کوتاهی در زمینه سرمایه‎گذاری و حصول نتیجه دارند و سعی می‎کنند در کوتاه‎ترین زمان ممکن، کمینه محصول استارت‌آپ‎ها را به بازار عرضه کنند. بنابراین با تامین بودجه سه‌ماهه یک استارت‌آپ که رشد گسترده و بلندمدت را هدف‎گذاری کرده است، نمی‎توان انتظار داشت به موفقیت دست یابد و رها کردن استارت‌آپ در بازار پرتلاطم، روانه کردن آن به جنگ بی‌بازگشت است. در حال حاضر، بیش از هر زمان دیگری، موقعیت مناسبی است که شرکت‎های بزرگ و لوکوموتیوهای صنعت، استراتژی‎های خود را بهبود بخشیده و موفقیت خود را تضمین کنند. بدون شک در این مسیر به راهنمایی «تیم‎های چندتخصصه هم‎پیوندی» نیاز دارند. در آینده نیز استارت‌آپ‎هایی در بازار باقی خواهند ماند که از سیاست‎های هم‎پیوندی بهره‎مند شده و بر بستر نوآوری باز در مسیر خلق بازارهای آینده حرکت کنند و بتوانند خطرات مسیر را در هم‌پیوندی با کسب‎وکارهای بزرگ رفع کنند.

نباید فراموش کنیم که دنیا در ابتدای راه «تحول استارت‌آپی» قرار گرفته است و هنوز تجربه‌های قابل اتکای زیادی وجود ندارد. از یک‌سو هزاران ایده و تیم از هم پاشیده شده و از سوی دیگر، استارت‌آپ‎های یونیکورن و موفق، در حال ساختارشکنی ذهن سرمایه‎گذاران سنتی و حتی خرده‌سرمایه‎داران جوان هستند. این چالش‌ها و تلاطمات، بخشی از ذات دوره بلوغ این زیست‌بوم و تحول عظیم است که پاندمی کرونا آن را سرعت بخشیده و متاطم‌تر کرده است.

در پایان می‎توان تاثیر پاندمی کرونا بر استارت‌آپ‎های ایران را به چند دسته تقسیم کرد: چالش‎های مالی، چالش‎های توسعه زودهنگام و ناباورانه، منابع انسانی، زیرساخت‎ها، قوانین‎ومقررات، محیط کسب‎وکار و... که برخی از مصادیق آنها عبارتند از: کاهش قدرت خرید مردم به دلیل تعطیلی بسیاری از مشاغل و به‎طورکلی رکود اقتصادی، تغییر اولویت‎های مردم در هزینه‎کرد منابع مالی و حرکت جریان نقدینگی، میل به پس‎انداز و صرفه‎جویی در امور کمتر ضروری برای مواجهه با بیماری و توان پرداخت هزینه‎های درمان، از دست دادن قدرت پیش‎بینی رفتار مردم (تغییر رفتار مشتریان به سمت رفتارهای نامنظم و غیرقابل پیش‎بینی) و... .

کووید-۱۹ ما را مجبور به استفاده از فضای مجازی کرد و این امر موجب افزایش اعتماد به محصول و خدمات ارائه‌شده توسط استارت‌آپ‎ها در این فضا شد. از این رو تحول اجباری تحمیل‌شده، ما را مجبور به اعتماد کرده و در نهایت به تغییر رفتار جامعه منجر شده است. در پایان می‎توان گفت، برخی از چالش‎ها به ذات کسب‎وکار، برخی به شیوه ارائه محصولات و خدمات و برخی به نظام حکمرانی و مشارکت کسب‎وکارها بازمی‎گردد. در دسته اول با مطالعات آینده‌پژوهانه و متکی به چرخش‎های کلیدی، باید ذات کسب‎وکارها تغییر یابد؛ در دسته دوم، سوار بر موج تحول دیجیتال باید نیازهای جامعه را شناسایی و فرصت‎های کارآفرینانه را کشف کرد و در دسته سوم باید با همراهی تیم‎های چندتخصصی هم‎پیوند، نظام حاکمیت بنگاه را تقویت کرد.

چهار پل پیروزی

علیرضا جعفر مدیر توسعه نوآوری پارک علم‌وفناوری دانشگاه شریف این روزها آمار فوتی‌های ناشی از کرونا روزانه رصد می‌شود. برای خیلی از افراد، بررسی روند نزولی یا صعودی بودن آمار و حجم واکسیناسیون‌های انجام‌شده، به یک فعالیت روزمره تبدیل شده است. اما اگر شرایط اقتضا می‌کرد، لازم بود دسته دیگری از آمارها نیز روزانه ارائه شود؛ ازجمله، تعداد کسب‌وکارهای شکست‌خورده یا رو به افول در دوران کرونا. واقعیت این است که در دوران همه‌گیری کرونا شاهد دو نوع شکست در فضای کسب‌وکار بودیم و هستیم.

چهار پل پیروزی

دسته اول کسب‌وکارهای فعلی هستند که با ورود موج‌های کرونا رو به افول رفتند و در نهایت، تعطیل شدند. دسته دوم ایده‌هایی بودند که با توجه به شرایط کرونا، هرگز به کسب‌وکار تبدیل نشدند یا صاحب ایده از ادامه ‌کار منصرف شد. شاید تلقی «شکست» برای دسته دوم کمی اغراق‌آمیز باشد، اما در نهایت، ضربه خود را بر پیکره زیست‌بوم کارآفرینی کشور وارد می‌کند؛ زیست‌بومی که شدیدا نیازمند تولد کسب‌وکارهای جدید است، اما فعلا تحت تاثیر شرایط کرونا در پایین‌ترین نرخ ممکن قرار دارد. این مهم را می‌توان به‌خوبی در صحبت با شتاب‌دهنده‌ها و مراکز نوآوری کشور احساس کرد؛ زمانی‌که از حجم ورودی پایین در پذیرش ایده‌ها و طرح‌های نوآورانه خبر می‌دهند.  کسب‌وکارهای خرده‌فروشی، شرکت‌های حوزه گردشگری و مجموعه‌های فعال در حوزه حمل‌ونقل‌ (به‌خصوص حمل‌ونقل مسافران بین شهری و بین‌المللی) بیشترین آسیب را دیده‌اند. اما داستان استارت‌آپ‌ها متفاوت از بقیه کسب‌وکارهاست. در اینجا با مجموعه‌هایی سروکار داریم که ذات نوآورانه‌ای دارند و کاملا چالش‌ها را به فرصت تبدیل می‌کنند و در دوران کرونا، نه‌تنها رو به افول نمی‌روند، بلکه در کمال تعجب، رشد خیره‌کننده‌ای هم پیدا می‌کنند. در یادداشت پیش‌رو قرار است این مورد را بررسی کنیم که آیا استارت‌آپ‌ها صرفا بابت خدماتی که بر بستر اینترنت ارائه می‌دهند، توانسته‌اند از شر کرونا خلاصی یابند یا عوامل دیگری هم وجود دارد که ممکن است از آن بی‌خبر باشیم؟ چه استارت‌آپ‌هایی پیروز میدان کرونا بودند و چه استارت‌آپ‌هایی از صحنه خارج شدند؟ دلایل موفقیت و شکست استارت‌آپ‌ها در بحران کرونا چه بوده است؟   قبل از شروع، لازم است به این نکته اشاره کنیم که اولا منظور از استارت‌آپ در این یادداشت، صرفا محصولات مبتنی بر سایت و اپلیکیشن نیست و محصولات سخت‌افزاری را هم شامل می‌شود؛ ثانیا، دلایل موفقیت و شکست استارت‌آپ‌ها از جمله مباحثی است که به صورت مفصل در مقالات دانشگاهی و گزارش‌های جهانی به آنها اشاره شده است و در این یادداشت، صرفا عوامل زمینه‌ای مرتبط با شرایط کرونا مطرح خواهد شد که حاصل تعامل مستقیم نویسنده با استارت‌آپ‌ها و کسب‌وکارهای فناورانه از زمان آغاز همه‌گیری کرونا بوده است.

  استارت‌آپ‌های برنده؛ خوش‌شانسی بنیان‌گذاران؟

استارت‌آپی را تصور کنید که در حوزه آموزش مجازی یا در حوزه تحویل غذای گرم از رستوران فعالیت دارد. احتمالا این دست از استارت‌آپ‌ها خیلی خوش‌شانس بودند؛ چراکه دوران کرونا شرایطی را فراهم کرد تا مردم از خدمات این استارت‌آپ‌ها بیشتر استفاده کنند. واقعیت این است که در دنیای کارآفرینی، چیزی به نام شانس هرگز معنایی ندارد؛ در این حالت تنها می‌توانیم واژه خوش‌اقبالی را برای این استارت‌آپ‌ها به کار بگیریم. هر دو نوع استارت‌آپی که مثال زده شد، سال‌ها در این حوزه‌ها مشغول فعالیت بوده‌اند و ثمره کسب‌وکارشان تنها در کرونا نتیجه داد. استارت‌آپ‌های دیگری هم داشتیم که هم در حوزه آموزش مجازی فعال بودند و هم در حوزه تحویل غذای گرم، ولی در همین شرایط بحرانی نتوانستند پاسخگوی حجم زیاد کاربران باشند و به‌مرور ضعیف شدند. همان‌طور که مشاهده می‌کنید، استارت‌آپ‌های خوش‌اقبال هم ممکن است در ادامه مسیر از پا بیفتند. در اینجا لازم است، به چهار عامل مهمی که استارت‌آپ‌ها را در مسیر همه‌گیری کرونا به موفقیت رساند، اشاره کنیم.

۱) چابکی:‌در وضعیت بحرانی، شرایط از حالت عادی به حالت ویژه و عمدتا غیرقابل کنترل تغییر پیدا می‌کند. نکته حائز اهمیت، سرعت کسب‌وکار در پاسخگویی به این تغییرات است. هرچقدر سریع‌تر به این تغییرات واکنش نشان داده شود، چابکی کسب‌وکار نیز بیشتر خواهد شد. شرکت‌های چابک در دوران کرونا شرکت‌هایی بودند که با توجه به همه‌گیری این ویروس، به‌سرعت تغییرات لازم را بر مدل کسب‌وکار و محصول خود اعمال کردند.

۲) پذیرش ریسک: اگر به دنبال اعمال تغییرات در مدت زمان کوتاهی هستیم، باید ریسک تغییرات را نیز پذیرا باشیم. استارت‌آپ‌های موفق در دوران کرونا، ریسک تغییر در محصولات و سبک ارائه خدمت به مشتری‌های خود را به جان خریدند.

۳) تصمیم‌گیری شجاعانه و جسورانه:‌ پذیرش تغییر، دل و جرات خاصی می‌خواهد. کارآفرینان در مسیر پرتلاطم خود، بارها در لحظات سخت تصمیم‌گیری‌های حساس قرار می‌گیرند. در شرایط بحرانی نیازمند اتخاذ تصمیمات شجاعانه هستیم. تصمیم‌گیری در این شرایط عمدتا شهودی خواهد بود؛ چرا که تجربه قبلی وجود ندارد و استارت‌آپ‌ها مجبورند با تکیه بر شهود خود تصمیم‌های سختی بگیرند. نمونه چنین تصمیماتی را می‌توان در استارت‌آپ‌هایی مشاهده کرد که قبلا هرگز محصولی متناسب با شرایط کرونا نداشتند، اما تصمیم گرفتند بازار محصولات خود را هم‌راستا با شرایط کشور تغییر دهند.

۴) قدرت تحمل ابهام بالا: صاحبان استارت‌آپ‌های موفق در دوران کرونا به‌خوبی با ابهام در شرایط بحران کنار آمدند. بیشترین ابهام در اینجاست که آیا تغییر محصولات در شرایط فعلی کرونا جواب خواهد داد؟ آیا با استقبال مشتریان روبه‌رو خواهد شد؟ جواب این سوالات در هاله‌ای از ابهام است. استارت‌آپ‌های موفق به‌خوبی توانستند با ابهام بالای خود کنار بیایند و به مسیر خود ادامه دهند. این ابهام، بیشتر در قالب دغدغه‌های ذهنی خود را نشان می‌دهد. در این حالت، توجه‌ها باید متمرکز بر مسیری باشد که در حال پیمودن هستیم تا تمرکز بر مقصد و انتهای مسیر.  ترکیب تمامی عوامل بالا باعث می‌شود تا صاحبان کسب‌وکار، دست به ابتکار عمل‌های خاصی بزنند و رفتارهای خلاقانه‌ای از خود بروز دهند. نمونه این رفتار نوآورانه را می‌توان در کسب‌وکاری مشاهده کرد که با بستر‌های آنلاین توانست سبک جدیدی از تیم‌سازی را به شکل آنلاین توسعه دهد یا شرکتی که محصول ضدعفونی‌کننده خشک را به بازار عرضه کرد؛ محصولی که تا به حال در سبد محصولات خود نداشت، اما ریسک تولید و عرضه چنین محصولی را پذیرفت.

  استارت‌آپ‌های بازنده؛ آنهایی که تاب نیاوردند!

فقدان تمامی عواملی که در قسمت قبلی اشاره کردیم، به اختلال در روند رشد استارت‌آپ‌ها در بحران کرونا منجر می‌شود، اما هیچ کدام دلیل بر تعطیلی یک استارت‌آپ در این شرایط نیست. شاید بتوان تنها دلیل مهم را که منجر به شکست استارت‌آپ‌ها در این شرایط می‌شود، در مفهومی به نام تاب‌آوری جست‌وجو کرد. تاب‌آوری به این معناست که چقدر استارت‌آپ در مقابل بحران یا اختلال در جریان کارش توانایی بازگشت به وضعیت اولیه را دارد. استارت‌آپ‌هایی که تاب‌آوری پایینی داشتند، قطعا در شرایط کرونا آسیب جدی دیدند. تاب‌آوری ارتباط مستقیمی با ساختار کسب‌وکار و پویایی در مدل کسب‌وکار دارد. همچنین ذهنیت و باور صاحبان کسب‌وکار نیز بر تاب‌آوری یک کسب‌وکار اثرگذار است.  در پایان لازم است به این نکته مهم اشاره شود که جنس تفکر بنیان‌گذاران استارت‌آپ از مواردی است که شاید در نگاه اول خود را بروز ندهد، اما با بررسی عمیق‌تر در موفقیت و شکست استارت‌آپ‌ها به اهمیت موضوع در شرایط بحرانی پی می‌بریم. هر چقدر این تفکر، خلاقانه‌تر باشد، در برابر مشکلات و چالش‌ها واکنش‌های بهتر و متفاوت‌تری نشان می‌دهد. تفکر خلاق و نوآوری در تمام ابعاد یک کسب‌وکار، راز عبور از بحران‌هایی مانند همه‌گیری کرونا خواهد بود.

توفیق اجباری در دوران پاندمی

محمدرضا قادري كركاني کارشناس فناوری اطلاعات تقریبا یکسال و نیم است که جهان دست به گریبان مهمان ناخوانده‌ای به نام ویروس کروناست و این ویروس، بلای جان مردم و آفت کسب‌وکارها شده است. این محرک قوی و بی‌پروا ساختارهای اجتماعی، اقتصادی و حتی سیاسی جهان را با چالش‌های جدی مواجه کرده است. همه‌گیری کرونا بسیاری از کسب‌وکارها را تعطیل و اکثر شاخص‌های رشد اقتصادی را نزولی کرده است. رکود اقتصادی حدود ۳۴ درصدی، کاهش نزدیک به ۱۰درصدی نرخ مشارکت اقتصادی و افزایش بیکاری نزدیک به ۷درصدی در سال گذشته، نمونه‌‌هایی از آثار مخرب این ویروس در ایران است. بی‌شک برخی از کسب‌وکارهای اقتصاد دیجیتال هم تحت تاثیر این پاندمی، تعطیل و تعدیل و دچار رکود اقتصادی شده‌اند، اما برخی رونق یافته‌اند.

توفیق اجباری در دوران پاندمی

از یک منظر، ویروس کرونا بی‌شباهت به فناوری‌های دیجیتال نیست و دست‌کم در زمینه معایب و مخاطرات، شباهت‌هایی با هم دارند؛ هردو مردم را به فاصله‌گیری اجتماعی و ارتباط غیرحضوری وامی‌دارند، هردو ساختارهای سنتی کسب‌وکارها را به چالش می‌کشند و بیکاری‌های سرسام‌آور ایجاد می‌کنند، تنهایی را رواج می‌دهند و خیلی مشابهت‌های دیگر. غیر از اینکه ویروس کرونا برخلاف فناوری‌های دیجیتال، هیچ فایده ظاهری و جذابیتی ندارد، آثار مخرب آن به‌سرعت و بی‌رحمانه زمان را به جلو می‌برد و از این نظر می‌توان کرونا را فرزند ناخواسته، خبیث و زودرس دنیای دیجیتال دانست.

کرونا کسب‌وکارهای سنتی و ساختارها و فرآیندهای سنتی کسب‌وکارهای استارت‌آپی اقتصاد دیجیتال را با مخاطره جدی مواجه کرده است. زیربخش‌های هسته اقتصاد دیجیتال، شامل مخابرات، خدمات فناوری اطلاعات و تولید نرم‌افزار و تجهیزات سخت‌افزار، در کوتاه‌مدت به خاطر برخی فرآیندها و ساختارهای سنتی غیردیجیتال خود یا اختلال در زنجیره تامین سنتی با وقفه‌هایی مواجه شدند، اما به‌سرعت با رشد تقاضا در بازار و اثرپذیری مثبت از پاندمی، شاهد رشد کسب‌وکارها و افزایش اشتغال بودند. اپراتورهای اصلی مخابرات، اپلیکیشن‌های ویدئوکنفرانس آنلاین، خرید‌های آنلاین، سلامت، رسانه و سرگرمی، چت‌های ویدئویی و رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی مجازی نمونه‌هایی از کسب‌وکارها و استارت‌آپ‌هایی هستند که با رشد خوبی مواجه شده‌اند.

در بخش اقتصاد دیجیتال، یعنی کسب‌وکارهای پلتفرمی و خدمات زیرساختی دیجیتال هم شاهد رشد اقتصادی و اشتغال هستیم. سکوها و درگاه‌های فروش برای کسب‌وکارها و فضای اشتراکی فروش برای کارآفرینان و اصناف، کمپین‌های تبلیغاتی و فروش و بازاریابی آنلاین برای کسب‌وکارها نمونه‌هایی از این موارد هستند. ارائه خدمات مشاوره و راهنمایی برای مدیریت، داده‌کاوی و دورکاری کارکنان کسب‌وکارها و واحدهای صنفی سنتی، همچنین سرویس‌های مالی و فین‌تک‌ها هم نمونه فرصت‌های خوب توسعه استارت‌آپ‌ها هستند.

در بخش اقتصاد دیجیتالی‌شده، یعنی کسب‌وکارها و خدمات کاربردی دیجیتال، غیر از زمینه‌هایی نظیر گردشگری، حمل‌ونقل مسافر اینترنتی، سفارش و تحویل غذا و خرید بلیت آنلاین که به دلیل محدودیت‌های تردد و قرنطینه‌های طولانی گاه و بیگاه، شاهد کاهش چشمگیر ۷۰ تا ۸۰ درصدی تقاضا و رکود اقتصادی و تعدیل نیروی انسانی بودند، سایر کسب‌وکارها نظیر فروشگاه‌های اینترنتی، آموزش و سلامت الکترونیک، پرداخت غیرحضوری، پست، پیک، خدمات حمل‌ونقل کالا و لجستیک الکترونیکی، آموزش آنلاین، تولید محتوا و خدمات انتقال ویدئویی آنلاین رشد چشمگیری داشته‌اند که از ۲۵ تا ۴۰۰ درصد گزارش شده است.

به‌طور کلی، استارت‌آپ‌ها و کسب‌وکارهای دیجیتالی که ماهیت حمل‌ونقل مسافر و تردد فیزیکی یا رویارویی و گردهمایی انسان‌ها را دارند یا به ساختار و زنجیره تامین سنتی و انسان‌محور وابسته هستند، به‌عنوان بخش مهمی از اقتصاد دیجیتال مشمول کاهش تقاضا، رکود اقتصادی و تعدیل نیرو بودند، به‌طوری که حدود ۴۰ درصد شرکت‌های بزرگ حوزه فناوری اطلاعات، بعضا تا ۵۰ درصد مجبور به تعدیل موقت یا دائم نیروی انسانی خود شده‌اند. اما سایر بخش‌های اقتصاد دیجیتال با رشد چشمگیر و پایداری مواجه شده‌اند و شاهد هم‌زیستی خوب و بازی همکارانه کرونا با فناوری‌های دیجیتال هستیم.

کرونا به ما نشان می‌دهد که چه بخش‌هایی از ساختارهای اداری و کسب‌وکارهای ما در دنیای اقتصاد دیجیتال آسیب‌پذیرند و دیر یا زود با رکود اقتصادی مواجه می‌شوند و اثر نامطلوب خود را هم در همان بخش‌ها، ولو در کسب‌وکارها و استارت‌آپ‌های دیجیتال، می‌گذارند. همچنین به ما می‌گوید که کدام کسب‌وکارها ناپایدارند و در آینده جایی ندارند، چه فرآیندهایی نیاز به بازنگری دارند، چه مشاغلی از بین می‌روند و چه مشاغل و مهارت‌هایی در دنیای دیجیتال پیش رو مورد نیازند. همچنین کرونا فرصت‌های شغلی، ایده‌ها و مدل‌های جدید کسب‌وکار برای استارت‌آپ‌های دیجیتال را نمایان ساخته است.  موج اقتصاد دیجیتال به‌عنوان محرکی قدرتمند و دامنه‌دار با سرعت رشد ۵/ ۲ برابر نسبت به اقتصاد سنتی که با بروز پاندمی کرونا بیشتر هم شده است، جهان را درمی‌نوردد و دیر یا زود شاهد رکود اقتصادی، بیکاری‌های سرسام‌آور و بحران‌های جهانی در حوزه اقتصاد سنتی و کسب‌وکارهای این بخش خواهیم بود.  حالا کرونا با نشان‌دادن پرده‌ای از دنیای پیش‌رو،  باور‌پذیری آن را برای ما بیشتر کرده و باید بیش از پیش و مجدانه مهیای دنیای اقتصاد دیجیتال و شبه‌پاندمی فناوری‌های برانداز دیجیتال شویم.

طبیعی است که در کوتاه‌مدت، تمرکز بیشتر دولت‌ها بر مهار بیماری کرونا، کنترل مرگ‌ومیرها و مقابله با بحران‌ها و پیامدهای اقتصادی و اجتماعی آن باشد، اما با ادامه‌دار شدن بیماری که بعضا تا یک دهه نیز پیش‌بینی می‌شود، در ادامه، سیاستگذاری و سرمایه‌گذاری برای توسعه همه‌جانبه اقتصاد دیجیتال، به‌عنوان راهکاری برای غلبه بر رکود اقتصادی زودرس ناشی از کرونا که دیر یا زود در عصر دیجیتال دامنگیر تمامی کشورهای جهان می‌شد، امری ضروری و اجتناب‌ناپذیر خواهد بود.